مقالات
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ[نساء/۵۹] اى كسانى كه ایمان آورده اید!
اولا باید بدانیم که با اتکا به عقل بشری نمی توان وجود جن را انکار کرد. چون عدم دیدن اجنه دلیل بر نبودن آنها نیست و کسانی که مساله جن را از خرافات می دانند، در واقع با ظاهری عاقلانه، بر خلاف عقل حکم می کنند و ندیدن را دلیل نبودن گرفته اند. بنابراین راه اثب
واژه معجزه به معنایی که ما از آن می فهمیم، در قرآن وجود ندارد. و مصادیقی که برای معجزه می شناسیم، در قرآن "آیت" خوانده شده اند. به عنوان نمونه در داستان حضرت موسی (ع) قرآن معجزات را به عنوان "آیت" معرفی کرده است:
در پاسخ به این سوال، توجه به چند مقدمه لازم است.
اولا منزه بودن اسلام از همه عیوب، صرف یک شعار نیست. بلکه در هر وادی ای می توان نظر اسلام را در کنار سایر نظرات ممکن قرار داد و با بحثی منطقی و استدلالی نشان داد که نظرات اسلام، بسیار عالی و بدون هیچ گونه عیب و نقص است.
شکی نیست که خواندن "من دون الله" جایز نیست و قرآن کسانی که "من دون الله" را می خوانند مذمت می کند.
از منظر قرآنی، تمام پیامبران الهی، برای یک هدف مبعوث شده اند و مومنان باید به تمام پیامبران ایمان آورند و فرقی بین آنها قائل نشوند:
این تعبیر، تحریف سخن حضرت علی (ع) است. حضرت فرموده اند:
جهانی شدن بیش از آنکه با وجود نظرات مختلف ناسازگار باشد، با عدم تحمل نظرات مختلف ناسازگار است. خصوصا که اختلاف ها، همیشه در بین بشر وجود خواهند داشت. و راهی برای یکسان سازی تمام افراد بشر وجود ندارد. چون استعدادهای ذاتی افراد با یکدیگر بسیار متفاوت است.
اینکه پیامبر (ص) را صرفا یک بشر معمولی معرفی کنیم، مانند این است که از ترکیب "لا اله الا الله" فقط بخش اول را اخذ کنیم و بگوییم هیچ خدایی وجود ندارد و استثنای بعدی را نبینیم.
اولا زندگی اجتماعی بشر، نیاز به استعدادهای متفاوت و مختلف دارد، تا با قرار گرفتن در کنار یکدیگر، بتوانند کمک کار همدیگر بوده و نظام اجتماعی را سامان دهند.
فلسفه این همه رنج و زحمت و مشکلات، که نوع بشر با آن گلاویز است، چیست؟ زلزله ها، سونامى ها، طوفانهاى کاترینا و ریتا، بیماریهاى سخت و صعب العلاج، صاعقه ها، و دیگر حوادث سخت که انسان را به رنج و زحمت مى اندازد، چه پیامى براى بشر دارد؟
حضرت علی (ع) می فرمایند: «اللَّهُمَّ بَلَى لَا یَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً أَوْ خَائِفاً مَغْمُوراً؛[۱] زمین هیچ گاه از حجتهاى خدا خالى نمى ماند، خواه آشكار و مشهور باشد یا بیمناك و مستور.»
خدای متعال انسان را خلق کرد و انسان موجود مختاری است که در میان فرشته خویی و سبقت گرفتن از آنها و بهیمه صفتی و گمراه تر شدن از آنهاست.
قبل از هر چیز بهتر است این اصل فکری و عقلی را مد نظر قرار دهیم که به دلیل مجهولات خویش، حقایقی که با دلیل روشن بیان شده اند، انکار نکنیم. و الا انسان به دلیل مجهولات بی شمارش، حتی مسلم ترین مسائل را انکار خواهد کرد.
ابتدا باید توجه کنیم که زندگی بشر چقدر است؟ زندگی ای محدود به حدود ۷۰ سال که پس از آن انسان به انتها می رسد و با پوسیدن بدن او همه چیز تمام می شود؟ یا اینکه انسان موجودی باقی در سرای ابدیت است و مرگ او چونان تولدش، انتقال از عالمی به عالم دیگر است.
مسئولیت انسان در مقابل هدایت و گمراهی افراد دیگر، همان مساله ای است که به "امر به معروف و نهی از منکر" معروف است و شکی در لزوم آن نیست. که قرآن آن را رمز فضیلت بهترین امت می شمارد:
گمراهی تنها متاثر از یک عامل نیست، بلکه عوامل مختلفی می توانند آن را به وجود آورند. که این عوامل را می توانیم در دو دسته جای دهیم. عوامل درونی – عوامل بیرونی
آنچه روشن است اینکه زندگی بشر در دنیا از سختی و رنج ها خالی نیست و خدای متعال نیز سوگند یاد کرده که زندگی انسان همراه سختی ها و رنج هاست:
افعال در دو دسته جای می گیرند. یک دسته از افعال هیچ نتیجه و ثمره منطقی ندارند و یک دسته از آنها نتیجه بخش و مفید هستند. که دسته اول را افعال عبث می گوییم و دسته دوم را کارهای حکیمانه می شماریم.