مقالات
تصویر چهره عبوس یا خشن از اسلام به هزار دلیل مختلف می تواند صورت بگیرد. از بهانه تراشی برای راه انداختن جنگ و چپاول ثروت های مناطق اسلامی، (که شیطان بزرگ، متولی و سردمدار آن است) تا زمینه سازی برای تبرئه جرم ها و جنایت ها و فرار از مجازات؛
در توحید ما باید هر چیزی غیر خدا را فراموش کنیم. و ذره ای تخطی از این اصل، ورود به شرک است. «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً؛[جن/۱۸] پس هیچ كس را با خدا نخوانید»
ارث زنان در بعضی موارد، با سهم ارث مردان متفاوت می شود. از جمله در تقسیم ارث بین فرزندان، پسر به اندازه دو دختر ارث می برد:
رابطه پدری و فرزندی بین پیامبر اکرم(ص) و حسنین(علیهما السلام) از خود قرآن اثبات می شود. که یکی از واضح ترین آن ها، آیه مباهله می باشد:
این ادعا به عنوان سکولاریسم در جامعه غربی بعد از رنسانس ترویج شد. و هرگز به طور واقعی به آن عمل نشد به عنوان نمونه تاثیر نصایح کلیسا در کاهش جرم و جنایات هرگز قابل انکار نبوده است.
انسان در زندگی خود تحت تاثیر عوامل متعددی قرار می گیرد. خانواده، وراثت، محیط جامعه، نظام آموزشی، تاریخ از جمله این عوامل هستند. که می تواند اعمال و رفتار ما را شکل بدهند. اما می بینیم که ممکن است بین این عوامل تضاد وجود داشته باشد.
احساس عقب مانده بودن، چیزی است که غرب به ما تلقین می کند. و از یک منظر خلاف محض است! آیا غربیان در انسانیت از ما جلوتر هستند؟ در حالی که روابط خانوادگی شان این قدر متزلزل است. در حالی که خوی استکباریشان سبب دزدی و غارت منابع دیگر ملت ها شده است.
قطعا بهشت مراتب و درجات گوناگونی دارد هر چند بعضی از ویژگی های بهشت برای همه بهشتیان یکسان است.
بعضی مواقع لحن به گونه ای هست که مطلب را بسیار کم اهمیت جلوه می دهد. اما اگر بفهمیم چه می گوییم، می یابیم که راجع به امر عظیمی سخن می گوییم.
در پاسخ به این مساله قبل از هر چیز باید مانع یک خلط بزرگ شد. دین تعریف بسیار عام و مصادیق بسیار متعددی پیدا کرده است و این مصادیق در بعضی مسائل، مواضع متناقضی با یکدیگر دارند.
بلاء و مصیبت هایی که در دنیا برای انسان ها پیش می آید، حکمت های مختلفی دارد. مثلا بلاء می تواند جزای کفر ورزی انسان باشد: «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثیرٍ؛[شوری/۳۰]
در بعضی از روایات به این مطلب اشاره شده است:«رَوَى الْكَشِّیُعَنِ الْبَاقِرِ ع أَنَّهُ قَالَ ارْتَدَّ النَّاسُ إِلَّا ثَلاثَةَ نَفَرٍ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ؛[۱] امام باقر(ع) می فرمایند همه مردم مرتد شدند جز سه نفر، سلمان و ابوذر و مقداد
«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ[توبه/۱۰۵] بگو: عمل كنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى بینند.»
آیا خدایی که در اینجا مطرح شده و ادعا شده، زردتشت برای اولین بار او را مطرح کرده است، خدایی حقیقی بوده و دلایل بر وجود او دلالت می کنند؟
تفاوت جنسیت زن و مرد یک مساله غیر قابل انکار است و طبیعتا این تفاوت ها، از سوی هر حکیم و عاقلی مد نظر قرار گرفته و در جای خود موثر واقع می شود. و افراط هایی که به شکل تبعیض جنسیتی به وجود آمده، نباید ما را دچار تفریط ها بکند.
دین الهی یکی بیش نیست و همه انبیاء یک سخن داشته اند و مومنان نیز باید به همه آنها ایمان بیاورند.
خدا یعنی موجودی که تمام موجودات ضعیف و محتاج، از او وجود گرفته اند و در خود او هیچ نوع نقص و نیازی وجود ندارد. باید توجه کرد که موجودی نیازمند، هرگز خدا نخواهد بود.
وهابیت سابقه چندانی ندارد که بخواهیم از تاریخ آنها سخن بگوییم! وهابیت یک حزب سیاسی است که در قرن حاضر توسط سرویس های جاسوسی انگلیس ایجاد شده و خاطرات مستر همفر به خوبی شیوه هدایت عبدالوهاب برای این فرقه سازی را نشان می دهد.
شناخت خدای متعال حداقلی دارد که بسیار واضح و روشن است و هیچ کس نمی تواند در آن سطح، ادعای نفهمیدن کند. و حداکثری دارد که فهم و درک هیچ مخلوقی بدان مرتبه نمی رسد.
«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ؛[نحل/۹۸]هنگامى كه قرآن مىخوانى، از شرّ شیطان مطرود، به خدا پناه بر.» «وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَیْطانٍ رَجیمٍ؛[تکویر/۲۵] و آن سخن، سخن شیطان رجیم نیست.»