مقالات
شکی نیست که پیامبر (ص) از مقرب ترین و بلکه مقرب ترین بنده خدا، به اوست. و جایگاهی بسیار رفیع در نزد او دارد. تا آنجا که حتی فرشته مقربی نظیر جبرئیل نیز توان و تحمل این قرب و منزلت را ندارد. و در داستان معراج بیان شده که جبرئیل در جایی توقف می کند تا پیامب
نظیر ترانه هایی که با غنا برای اهل بیت (علیهم السلام) خوانده می شود، قرآن خواندن با غناء است که در روایات مذمت آن و وجود آن در آخر الزمان بیان شده است:
این سوال یادآور جمله مشهور است که "سوال از علم خیزد" بر خلاف آنچه امروزه بدون دلیل محکم به بشر القاء می شود، بشر موجودی مشرک نبوده که کم کم به توحید نزدیک شود! بلکه بشر موجودی موحد بوده که عواملی سبب انحراف او از توخید شده است. و باور ما بر این عقیده راسخ
آنچه روشن است اینکه این مساله، کششی غریزی است. که خدای متعال در وجود بشر قرار داده است و باید به چرایی وجود این میل در درون خود بنگریم، تا متوجه شویم مسیر صحیح بودن این ارتباطات و دوستی ها چیست. برای همین باید توجه کنیم که:
شکی نیست که پس از رسول خدا (ص) در بین امت، اختلافاتی به وجود آمد و امت اسلامی به چندین گروه و دسته تقسیم شدند. اما نباید با دیدن اختلافات پیش آمده، تصور کنیم که پیامبر (ص) اقدامات لازم برای جلوگیری از تفرقه را انجام نداده اند. و در این خصوص توجه به چند نک
مسیر زندگی بشر، مسیری هموار و بی چالش نیست. بلکه در این مسیر، دست اندازهای بسیاری قرار داده شده است تا حقیقت درونی هر فرد را بر ملا نماید.
جنگ و نزاع در زندگی بشر، مساله ای قابل توجه بوده است و همان گونه که دیده می شود، علیرغم تلاش های بسیار برای ریشه کن کردن آن، بشر هرگز از این مصیبت در امان نبوده و هر از چند صباحی جنگی خانمان سوز به راه افتاده و عده بسیاری را به فلاکت می کشاند.
یکی از مقاطعی که فعالیت جنود شیطانی تضعیف میشود، ماه مبارک رمضان است. و در روایات این مطلب به تعابیر مختلف بیان شده است.
شیطان یکی از مخلوقات الهی است که دارای قوه اختیار است و می تواند مسیر خویش را انتخاب کند. و دلیل مهمی که می تواند نشان دهد، اصل ذات شیطان خباثت و پلیدی نبوده، این است که او سالیان سال، به گونه ای رفتار کرد که همنشین ملائک بوده است. پس آنچه خدا خلق کرد، ذا
این سوال حاوی پیش فرض هایی غلط و در عین حال غفلت از بعضی از حقایق است. در ابتدا مثالی عرض می کنم تا کمی به فضای واقعی نزدیک تر شویم.
وجود تفاوت های دنیا و آخرت، نشان می دهد که این گونه مطالب "قیاس مع الفارق" است. و به دلیل همین تفاوت ها، نمی توان از مجاز بودن یک چیز در آخرت، مجاز بودن آنها در دنیا را برداشت کرد.
مساله تاثیر اقتصاد بر سایر جنبه های جامعه، مساله ای واضح و غیر قابل تردید است. ثروت می تواند سبب رونق دین نیز باشد. مثل اینکه با آن مساجد بیشتری ساخته شود و مراسمات پرشکوه تری برگزار شود. یا آنکه با ساخت مدارس دینی، مبلغان بیشتری تربیت کرد. یا با نشر بیشت
اولا: عبادت در شیوه خاصی منحصر نشده است که فقط ثروتمندان بتوانند به آن بپردازند و فقراء از آن محروم بمانند. بلکه عبادت انواع و اقسامی دارد که هر کسی می تواند انواعی از آن را انجام دهد. حدیث ذیل اشاره ای به همین مطلب است:
از کدام منظر نگریسته ایم که زشتی و نقص دیده ایم؟ این سوالی بسیار جدی و اساسی است. چرا که نوع نگاه ها ممکن است متفاوت باشد و یک چیز از منظری زشت و از منظری زیبا باشد.
برای آنکه ظرافت مساله روشن شود، سوالی طرح می نمایم، تا در این مساله از مواضع ساده انگارانه پرهیز شود.
منظور از شیطان در این سوال ابلیس است که باید خاطر نشان کرد: شیطان هرگز بنده مقربی نبوده است. شیطان قبل از خلقت آدم، در زمین فرمانروای قومی بوده است که به دلیل فسادشان نابود شدند و شیطان نیز به اسارت گرفته شد و به آسمان برده شده است.
زخرف به معنای طلا و شی زیبا است، همان گونه که در آیه ذیل به کار برده شده است:
پیوند اخلاق و دین، پیوندی مستحکم است. اخلاق، سبب گام نهادن در راه دین داری می شود، چرا که انسان با اخلاق، ناسپاسی نکرده و از کسی که در حق او لطفی نموده تشکر می کند و با این روحیه نمی تواند در مقابل کسی که تمام وجوداش از اوست و زندگی اش پر از نعمت های اوست
اولا می توان گفت که فیزیک و شیمی علمی غیر دینی نیستند! و شاهد مطلب آنکه در تمدن گذشته کشورهای اسلامی، تمام این علوم در حوزه های علم دینی، رشد می یافت و عالمان دینی، محققان آن بودند.
برای قضاوت در این راستا، و منطقی بودن چنین مقایسه ای نیاز است که ما ابتدا شناخت کاملی از دو طرف مقایسه داشته باشیم.