مقالات

با روشن بودن علت هر پدیده ای، خدا در کجای هستی است؟
باید بگوییم که خدای متعال جزئی از چرخه هستی به مثابه علل دیگر هستی نیست. و چنین تفکری کاملا اشتباه است. مشکل معرفتی جامعه غرب درباره خدا به عدم فهم همین مساله باز می گردد.
فرمانروایی دینی چقدر می تواند کارآمد و راه گشا باشد؟
کارآمد بودن یا راه گشا بودن، زمانی سوال واضح و روشنی است که اهداف تعیین شوند. به عنوان مثال اگر از ما بپرسند که کدام وسیله نقلیه کارآمدتر است؟ چه خواهیم گفت؟ قطعا زمانی می توانیم جواب دقیق و صحیح را بدهیم که هدف روشن باشد.
برای آشکار شدن میوه های حکومت دینی تا چه اندازه زمان نیاز است؟
تعیین زمان ثابت برای شرایط متفاوت جواب صحیحی به این سوال نخواهد بود. بلکه باید متناسب با هر هدف، نحوه عمل به برنامه تعیین شده، امکانات و موانع موجود به این سوال جواب داد.
آیا قوانین دینی باتکیه بر معلول ها و اتکا به روش های فیزیکی می خواهد به سرعت مفاسد را درمان کند؟
دقت در قوانین اسلامی در هر سه فاکتور مطرح شده، عکس مساله را اثبات می کند که ما به اندازه مجال در اینجا بدان می پردازیم:
آیا می توانیم بگوییم الاهیون به دنبال چرایی هستند و بی خدایان به دنبال چگونگی؟
در تفاوت چرایی و چگونگی می توانیم بگوییم که چرایی در فلسفه روشن می شود و چگونگی وظیفه علوم طبیعی است. مثلا در فلسفه بحث می شود که چرا فلان پدیده ایجاد شد و در علوم طبیعی می گویند چگونه آن پدیده را مهار کنیم؟
آیا قانون های جبری، با کرامت انسان و مختار بودن او منافات ندارد؟
در اسلام بحث نیت، بحثی پررنگ و اساسی است به گونه ای که دو عمل با شکل و ظاهر یکسان، می تواند دو نتیجه کاملا متضاد به ارمغان آورد. به عنوان نمونه دو نفر نماز می خوانند، یکی با نماز به خدای متعال نزدیک می شود و دیگری مرتکب گناه می شود.
آیا زوال در حکومت دینی راه دارد؟
در ابتدا باید سوال را تا حدودی شفاف کنیم که منظور از زوال، زوال چه چیزی است. اگر منظور زوال سیستم الهی و نظامی است که خدای متعال آن را برای بشر بیان کرده، باید بگوییم که سیستم حکومت الهی، هرگز زوال ندارد:
آیا در حکومت دینی به جهان آخرت اصالت داده می شود و نیازهای معیشتی مردم مورد بی توجهی قرار می گیرد؟
در دین، از ارزش های معنوی استفاده می شود تا زندگی اجتماعی بشر سامان داده شود. یعنی دقیقا عکس مطلب منعکس شده در سوال، اهمیت معاد و ارزش آن عاملی برای توجه بیشتر به معیشت اجتماع است. در این جا نمونه هایی از بیانات دینی در این راستا را ذکر می کنیم:
آیا قرآن تناسخ را باطل می داند؟
اصطلاح معروف و رایج تناسخ مربوط به انتقال روح از بدنی به بدن دیگر است که به نوعی با جزا و پاداش همراه است و در طول تاریخ به اشکال و انواع متعددی ادعا شده است.
آیا درست است که زمین بدون امام باقی نمی ماند؟
این مطلب در روایات بسیاری آمده است که چند نمونه آن بیان می شود:
اگر خدا عادل است، پس چرا بین بندگان فرق گذاشته و مثلا ائمه بدون کوشش دارای علم هستند؟
این سوال به معنای این است که سوال کننده تصور می کند، عدالت با تساوی یکسان است! در حالی که اگر چه در بعضی مصادیق عدالت در تساوی است، اما همیشه این گونه نخواهد بود.
بداء چیست؟ آیا ممکن است که خدا پشیمان شود؟
واژه «بداء» در لغت عرب، به معناى ظهور و آشكار شدن است، و در خدای متعال هرگز با پشیمانی ارتباطی ندارد.
اگر از منظر اسلام انسان ها برابر هستند، چرا تبعیض های بسیاری در احکام وجود دارد؟
در پاسخ به این سوال باید یک خلط و اشتباه را توضیح دهیم. و آن خلط بین شرافت انسانی و احکام حقوقی است که تصور شده تساوی در شرافت انسانی باید تساوی در احکام حقوقی را به دنبال بیاورد.
دلیل سکوت ۲۵ ساله حضرت علی (ع) در مقابل غاصبان خلافت چیست؟
امام علی(ع) پس از پیامبر(ص) شایسته ترین فرد برای ادارة‌ امور جامعة‌ اسلامی بوده و در حوزة اسلام به جز پیامبر اسلام(ص) هیچ كس از نظر فضیلت، تقوا، بینش فقهی،‌قضایی، جهاد و كوشش در راه خدا و سایر صفات عالی انسانی به پایة علی(ع) نمی رسید....
چرا در قرآن ازدواج با کنیزان به گونه ای توهین آمیز به کنیزان بیان شده است؟
مطلب ادعا شده در سوال بسیار عجیب است، چون در قرآن دقیقا عکس این مطلب اثبات می شود. و قرآن با مطرح کردن معیارهایی متفاوت، ملاک شرافت انسان را در تقوای الهی معرفی می کند.
چگونه دین را منطقی بدانیم با اینکه احکامی مثل تفاوت دیه و ارث قابل پذیرش نیست؟
در پاسخ به این مساله اولا باید به مساله رمز دینداری دقت کرد. که انسان برای کشف ناشناخته هایش دست به دامن دین می شود! ناشناخته هایی که راهی برای شناخت آن جز دین ندارد.
آیا ناآگاهی انسان سبب دینداری نیست؟
این مطلب که ناآگاهی انسان در دین و رشد آن اثر دارد مطلب صحیحی است. و بنابر نظر صحیح ناآگاهی های انسان، برای دینداری ضرورت ایجاد می کند.
دین مهم تر است یا انسانیت؟
انسانیت و اخلاق نیک از ضروریات زندگی بشر است. و بدون آن زندگی در اجتماع بشری، زجر آور خواهد شد. و چه بسا زندگی در اجتماع بدون آن غیر ممکن بشود و بی اخلاقی ها شیرازه اجتماع را از بین ببرد.
آیا تجاوز به زنان کافر از منظر اسلام جایز است؟
از منظر اسلام هر قوم و آئینی ازدواجی مختص به خود دارد که محترم و مشروع است. و حتی درباره کسانی که با اعمالشان مستحق مجازات شده اند و احترام اموالشان از بین رفته است، کسی حق دست درازی به نوامیس آنها ندارد.
با وجود اینکه قرآن هر گونه حجتی را بعد از پیامبر نفی کرده، چرا شیعه امامان را به عنوان حجت معتقد است؟
نکته ای که بسیار باید به آن توجه کرد، این است که این مطالب چه ربطی به اختلاف شیعه و سنی دارد؟ آیا با رسیدن به نتیجه روشن و یکسان در این گونه سوالات، نزاع شیعه و سنی پایان می یابد و اختلاف ها از بین می رود؟

صفحه‌ها