مادر ماه: پیوند آسمانی حضرت
پاره ای از مورخان بر این باور هستند که پس از مرگ دخت آفتاب، حضرت فاطمه(س)، علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ با «اَمامه» دختر زینب، دختر رسول گرامی اسلام، ازدواج کرده و یکی از وصیتهای حضرت زهرا، یگانه درّ آفرینش، ازدواج علی(ع) با «اَمامه» دختر خواهرش بوده است و برخی دیگر معتقد هستند که حضرت علی(ع) پس از شهادت حضرت فاطمه(س) با ام البنین ازدواج کرده است.
به نظر می رسد با توجه به اینکه ابوالفضل(ع) هنگام شهادت 34 سال داشت و طبق نقل مورخان «در سال 26 هجری قمری به دنیا آمده است»(1) و فاصله تولد عباس بن علی با شهادت فاطمه زهرا(س) در سال 11 هجری، حدود 15 سال می باشد؛ اولین ازدواج علی بن ابی طالب(ع) پس از فاطمه زهرا(س) با امامه بوده است و پس از وی با ام البنین ازدواج کرده است.
به هر حال بنا به سفارش دختر گرامی پیامبر اسلام و با وجود فاصله زیاد بین تولد اولین فرزند ام البنین و شهادت حضرت زهرا(س) می توان ام البنین را سومین همسر علی(ع) به شمار آورد.
در ازدواج فاطمه کلابیه با ام البنین دو نکته مهم وجود دارد که پرداختن به آنها برای نسل امروز می تواند پیام آور سعادت و سلامت خانوادگی و اجتماعی باشد.
نکته اول چگونگی انتخاب ام البنین است که به زبانهای مختلف و در موارد گوناگون نویسندگان و محققان و سخنوران از آن سخن گفته اند و ما آن را از زاویه ای دیگر مورد بررسی قرار می دهیم.
گفته شده است که عقیل بن ابی طالب دانای به علم أنساب بود و پیشینه اخلاقی و اجتماعی و سیاسی گذشتگان را در سینه خود نگاه می داشت. «علم أنساب» از علومی است که در زمان جاهلیت به اوج خود رسیده بود و عالم به این علم نزد مردم احترام و عظمت خاصی داشت.
آنگاه که مولای متقیان، علی بن ابی طالب(ع)، تصمیم به انتخاب همسری شایسته گرفت نزد برادر خود، عقیل رفته و برای این امر مهم از وی کمک خواست تا با استفاده از دانش خود، همسری شجاع و مهربان و صالح به او معرفی کند. [بحث در مورد اینکه چرا علی(ع) که خود «باب علم النبی» بود از عقیل یاری می خواست از حوصله مقاله ما خارج است و با رجوع به کتابهایی چون قهرمان علقمه و العباس و ... می توان دلیل آن را یافت.]
سخن حکیمانه علی(ع) به عقیل دارای نکات بسیار مهم تربیتی و اخلاقی است. حضرت چنین می فرماید:
اُنظر لی اِمرأة ولدتها الفحولة من العرب لاتزوّجها فتلد لی غلاما فارسا.(2)
«برای من همسری را انتخاب کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم فرزندی اسب سوار و شجاع به دنیا آورد.»
علی(ع)، این تندیس علم و فقاهت، پیش از آنکه همسری برای خویش بخواهند مادری برگزیده با نسب پاک برای فرزندان خویش می طلبد. افق فکری علی(ع) آنچنان بالاست که برای پایه گذاری نسل پاک فردا، امروز با بصیرت و بینش ژرف به خصلتهای مادر آینده فرزندان می نگرد. براستی اگر مادری، «مادرِ فضیلتها» نباشد که فرزندش «ابوالفضل» نخواهد بود.
گفتنی است که مورخان می نویسند:
زُهیر بن قین در روز عاشورا، پرچم بزرگ را به دست عباس داد و گفت:
«ای پسر علی! می خواهم حدیثی را برای تو نقل کنم (و همین حدیث عقیل و انتخاب مادرش را نقل کرد) و به او گفت:
و قد اِدَّخرک ابوک لِمثلِ هذا الیوم.
«همانا پدرت تو را برای چنین روزی ذخیره کرده بود.»(3)
عقیل در پاسخ مولا و برادر خویش گفت:
تزوج ام البنین الکلابیه فانه لیس فی العرب اشجع من ابائها.
«با ام البنین کلابیه ازدواج کن. همانا در عرب شجاعتر از پدران او نیست.»
با این وصف ام البنین از خانواده ای پاک با نَسَبی معروف و برجسته و خلق و خوی شایسته به علی(ع) معرفی می شود و او نیز پذیرای این سخن می باشد و امر خواستگاری را به برادر خویش عقیل می سپارد.
عقیل به امر علی(ع) نزد حرام بن خالد می رود و حرام که بسیار میهمان دوست بود پذیرایی کاملی از او کرده و با احترام فراوان به او خیرمقدم گفته و در مقابل وی قربانی کرد. سنت و رسم عرب این بود که تا سه روز از میهمان پذیرایی می کردند و روز سوم حاجت او را می پرسیدند و از علت آمدنش سؤال می کردند و خانواده ام البنین که خارج از مدینه زندگی می کردند نیز چنین رسمی را به جای آوردند.
روز چهارم با ادب و احترام از علت ورود وی جویا شدند و عقیل گفت:
به خواستگاری دخترت فاطمه آمده ام، برای پیشوای دین و بزرگ اوصیا و امیر مؤمنان علی بن ابی طالب.
پدر فاطمه گفت:
بَه بَه چه نسب شریفی و چه خاندان با مجد و عظمتی! اما ای عقیل کسی چون امیرالمؤمنین باید همسری با معرفت و خوش اخلاق با آداب و منش شهری بگیرد و ما «بادیه نشین» هستیم و با «شهری»ها فرق می کنیم.
عقیل گفت: ای حرام! برادرم به همه آنچه تو می گویی آگاه است و با این اوصاف به ازدواج با وی تمایل دارد.
حرام، پدر دانا و صادق فاطمه، گفت:
اذا تمهل حتی اسأل عنها و أمها هل تصلح لامیرالمؤمنین ام لا؟ فَاِنَّ النساءَ اعلم ببناتهنّ من الرجال فی الاخلاق و الاداب.(4)
«پس مهلت بده تا از دخترم و مادرش بپرسم که آیا امیرالمؤمنین را می پذیرند یا نه؟ زیرا زنان نسبت به اخلاق و آداب دخترانشان از مردان داناتر و آگاهتر هستند.»
آنچه در جریان صحبت عقیل و حرام بن خالد مورد نظر است و الگوی خانواده های امروز می تواند باشد، موارد زیر است:
الف) اکرام و احترام به میهمان حتی اگر ناشناس بوده و هدفش نیز ناشناخته باشد.
ب) احترام متقابل میهمان نسبت به میزبان و حفظ آداب و رسوم آنان چنان که عقیل انجام داد.
ج) صداقت خانواده عروس در بیان حقایق اگر چه به نفع آنان نباشد.
د) صراحت بیان خانواده داماد و عدم توجه به معیارهای غیر منطقی چون ثروت و مقام و شهری بودن و ...
هـ ) توجه پدران به نظر مادرها در امر ازدواج دخترهایشان.
و) توجه و اهمیت دادن به نظر دختر برای انتخاب همسر آینده اش.
ز) در نظر گرفتن نکات خاص روانشناسی اگر چه سطحی باشد در مسایل خانواده و مراعات ادب.
سخنان این دو بزرگوار، عقیل و حرام، به پایان رسید و حرام به سوی دختر بافضیلت خود، ام البنین آمد برای شنیدن پاسخ نهایی از وی.
* رؤیایی راستین
در برخی از منابع آورده اند:
در روز خواستگاری ام البنین در حالی که مادرش موهای او را شانه می کرد خوابی را که شب گذشته دیده بود، برای مادر تعریف می کرد و خواستار تعبیر آن بود؛ او گفت: «در خواب دیدم که در باغ پردرختی که میوه های فراوان داشت و جویها و نهرها جریان داشتند و ماه و ستارگان می درخشیدند نشسته بودم و در باره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم. در مورد آسمان که بدون ستون در بالا قرار گرفته است و روشنایی ماه و ستارگان. در این افکار بودم که ناگهان ماه از دل آسمان ناپدید شد و در دامن من قرار گرفت در حالی که نوری از آن تلألؤ می کرد که چشمها را خیره می کرد. در حالی که تعجب می کردم، دیدم سه ستاره نورانی نیز در دامنم هست که نورشان چشم مرا فرا گرفته است و در حیرت و تعجب فرو رفتم. سپس هاتفی مرا خطاب کرد که صدایش را می شنیدم ولی او را نمی دیدم گفت:
بشراکِ فاطمةُ بسادة الغُرَر
ثلاثة انجم و الزاهر القمر
ابوهم سیّد فی الخلق قاطبة
بعد الرسول کذا قد جاء فی الخبر
«فاطمه مژده باد تو را به نور سیادت، به ماه و سه ستاره نورانی و درخشنده.
پدر آنها آقا و سید همه انسانهاست بعد از پیامبر آن گونه که در خبر آمده است.
پس از خواب بیدار شدم در حالی که می ترسیدم ای مادر تأویل آن چیست؟!»
مادر گفت:
رؤیای تو صادقه است ای دخترکم. به زودی تو ازدواج می کنی با مرد جلیل القدری که شأن والایی دارد و در خاندان خود مورد اطاعت است. از او چهار فرزند به دنیا می آوری که اولین آنها چهره اش مثل ماه است و سه تای دیگر چونان ستارگان درخشانند.(5)
پیش از این در مورد خوابها و رؤیاهای صادقه و اثر آنها در زندگانی انسانها صحبت کردیم. اکنون با توجه به خواب حرام بن خالد قبل از تولد فرزندش «ام البنین» و نیز با نظر به صداقت اعراب بادیه نشین و بویژه خاندان و خانواده او و همچنین خوابی که قبل از ازدواج توسط خود فاطمه نقل می شود درمی یابیم که ازدواج علی(ع) و فاطمه کلابیه ازدواج آسمانی بوده و خداوند برای پرورش مرواریدی چون عباس(ع) صدف پاک و مطهری چون ام البنین را که میزبان شایسته ای بود قرار داده است و از میان زنان عرب او را برگزیده است.
گفتنی است که شیخ عبدالعظیم ربیعی در دیوان شعر خود در مرثیه عباس بن علی(ع) قصیده ای سروده است که در حاشیه آن اشاره به این رؤیا کرده و در مضمون شعر، این رؤیا را وارد کرده است.
عقیل با اجازه از ام البنین عقد بین این دو بزرگوار را اجرا کرد با مهریه ای که سنت رسول اللّه (ص) بود و برای دختران و همسران خود معین کرده بود و آن 500 درهم بود در حالی که پدر او می گفت: «او هدیه ای است از سوی ما به پسرعموی رسول خدا و ما طمع به مال و ثروت او ندوخته ایم.»(6) و این گونه پیوند خجسته و مبارک بین سید اوصیاء و مادر شجاعتها برقرار شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
1ـ احمد بهشتی، قهرمان علقمه، ص40، به نقل از انیس الشیعه.
2ـ مقرّم، قمر بنی هاشم، ص51.
3ـ الکبریت الاحمر، ج3، ص144.
4ـ محمدعلی الناصری، مولد عباس بن علی(ع)، ص36.
5ـ همان، ص38 ـ 36.
6ـ همان، ص39.
افزودن دیدگاه جدید