از نظر فلسفي، هيچ انساني از تمام جهات با انساني ديگر مساوي نيست. هر شخصي، شخصيت و فرديت مخصوص خودش را دارد و از آن جهت که وضعيت رواني و شخصيت هر فردي، نقش اساسي را در چگونگي کارهاي او بازي مي کند، ممکن است رفتاری برای یک فرد گناه محسوب شده و برای دیگری گن

 

پاسخ :

نقد و بررسی: 
1. بر طبق صريح آيات قرآن، انسان فطرتاً خوب و بد را مي‌شناسد. خداي متعال در سوره شمس مي‌فرمايد: "فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا".1 و به او شر و خيرش را الهام کرد. 
مرحوم علامه در الميزان مي‌فرمايد: "مراد از اين الهام اين است که خداي تعالي صفات عمل انسان را به انسان شناسانده و به او فهمانده عملي که انجام مي‌دهد تقوي و يا فجور است".2 پس انسان فطرتا و في الجمله خوب و بد را مي‌فهمد. انسان به صورت اجمال می‌فهمد که پاره‌ای از اعمال بد و پاره‌ای دیگر خوب‌اند. مثلا می‌فهمد که راست‌گویی خوب و دروغ گویی بد و زشت است هرچند شناخت همه مصادیق آن‌ها برایش‌ بدون راهنمایی دین و تجربه امکان پذیر نیست. 
2. طبق صريح بعضي روايات بخش عمده احکام اسلامي تا روز قيامت ثابتند و اگر عملي گناه باشد اين عمل براي هميشه گناه است و طبق شخصيت رواني اشخاص، احکام تغيير نمي‌کند و الا لازمه آن این است که در دين اسلام هيچ حکم ثابتي نباشد چون شخصيت افراد ثابت و يکسان نمي‌باشند. 
چنان که در روايتي امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايند: "زراره گويد از امام صادق ـ عليه السلام ـ راجع به حلال و حرام پرسيدم فرمود: حلال محمد هميشه تا روز قيامت حلال است و حرامش هميشه تا روز قيامت حرام، غير حکم او حکمي نيست و جز او پيغمبري نيايد".3 
3. در بعضي مواقع انجام بعضي از اعمالی که برای عموم مردم گناه محسوب می‌شود برای عده‌ای و در شرایط خاصی گناه نیست امّا تشخيص اين استثناها بر عهده شرع مقدس و عالمان دين و با ضوابط خاصی انجام می‌گیرد و هر شخصي توانايی شناخت اين استثناها را ندارد و نمي تواند بر اساس ذوق و استنباط شخصی خودش قضاوت کند. بعضي از اين استثناها عبارتند از: 1. اضطرار؛ 2. اجبار؛3. عسر و حرج؛ 4. جایی که حکمی از احکام دین موجب ضرر نامتعارف به خود فرد یا دیگری شود... 
در روايتي از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايند: "از امت من نه چيز برداشته شده است: خطا، فراموشي، آنچه را که بر آن اجبار شوند، آنچه که نمي‌دانند، آنچه راکه طاقت ندارند، آنچه را که به آن اضطرار یابند، حسد، تفأل به بدی، انديشه و وسوسه آفرینش مادامي که به زبان نیاورند".4 
از بيان اين مقدمات روشن مي‌شود که بخش عمده‌ای از احکام اسلامي دوام، کليت و عموميت دارند و شامل همه مکلفين مي‌شود و بر طبق شخصيت افراد تغيير نمي‌کند و لذا فردي نمي‌تواند بگويد که چون حالت رواني من چنين است فلان گناه براي من گناه نمي‌باشد. يعني اين که اگر کسي در حالت عادي و علم و توجه است، حکمي دارد و اگر مثلا مضطر است، همواره حکمي ديگر دارد. مثلا انسان ها هرگاه به خوردن شراب يا گوشت مردار مضطر يا مجبور شوند، در آن فرض ديگر حرمتي در کار نيست براي آن گروه از افراد. 
امّا اگر مراد از سخن بالا در مقام داوري نسبت به اعمال ديگران است، ضمن اين که نبايد ديگران را بدون بررسي و ناسنجيده متهم به ارتکاب گناه کنيم و به تعبير روايات بايد اعمال برادران ايماني را حمل بر بهترين وجه آن کنيم، امّا به احتمال اين که شايد طرف در شرايط اضطرار و اجبار بوده هم نمي‌توان گفت که راجع به اطاعت و عصيان هيچ کس نمي‌توان سخن گفت و حکم کرد، هر دو اين روش ها خطاست. از آن جا که احکام شریعت بر معیار وضعیت متعارف انسان‌ها و انسان‌های متعارف وضع و تشریع شده است همه مردم مورد خطاب و مکلف به رعایت آن هستند مگر آنکه اثبات شود که فرد، موضوعا یا تکلیفا از آن حکم استثنا شده است. اساسا وضع قوانین بر اساس حالات و ویژگی‌های روان شناختی، جسمی، اجتماعی افراد به معنای عدم و ضع قوانینی است زیرا باید بع عدد انسان‌هایی که از زمان ظهور دین به دنیا می‌آیند قانون وضع کرد و هر کسی قانون مختص خودش را داشته باشد و این یعنی بی قانونی و هرج و مرج. البته این مسأله در مقام جعل قانون و کیفرها و آثار دنیوی آن مطرح است ولی در قیامت و هنگام محاسبه اعمال در عالم آخرت همه ظرایف و تفاوت‌ها منظور خواهد شد و هرگز به کسی ظلمی روا نخواهد شد. در پاره‌ای از روایات آمده است که خداوند از هر کسی به اندازه عقلی که به او داده است می‌خواهد و در آیات متعدد قرآن نیز بر این نکته تأکید شده است که تکلیف هر کس بر میزان توان و ظرفیتی است که از جانب خداوند به او عطا شده است. 
نکته ديگر اين که از حيث اخلاقي، چون شرايط هيچ دو انساني، کاملا مشابه همديگر نيست، نبايد دائما ديگران را با خود مقايسه کنيم و بدون آگاهي از شرايط و عوامل و انگيزه‌ها حکم قطعي براي ثواب و عقاب، بهشت و جهنم ديگران صادر کنيم. 

معرفي منبع جهت مطالعه بيش‌تر: 
1. تفسير انسان به انسان، عبدالله جوادي آملي. 

پي‌نوشت‌ها: 
1. شمس / 8. 
2. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج20، ص500. 
3. مصطفوي، سيد جواد، ترجمه اصول کافي، ناشرکتاب فروشي علميه اسلاميه، ج1، ص75. 
4. رضايي، عبدالحسين، کتاب الروضة در مباني اخلاق، ناشر اسلاميه، 1364ش، ص174. 
5. سلگي نهاوندي، علي، ترجمه ارشاد القلوب، ناشر ناصر، 1376ش، ج1، ص99.

 

از نظر فلسفي، هيچ انساني از تمام جهات با انساني ديگر مساوي نيست. هر شخصي، شخصيت و فرديت مخصوص خودش را دارد و از آن جهت که وضعيت رواني و شخصيت هر فردي، نقش اساسي را در چگونگي کارهاي او بازي مي کند، ممکن است رفتاری برای یک فرد گناه محسوب شده و برای دیگری گناه نباشد حال آن که در احکام شریعت با همه افراد به یک گونه برخورد شده است و این با عدالت خداوند سازگار نیست!

افزودن دیدگاه جدید