آيا مي‌توان گفت كه خداوند پس از اينكه جهان را آفريد و در آن قوانينی قرار داد، ديگر آن را به حال خود واگذاشت تا روز قيامت كه حسابرسي شود؛ مثل يك ساعت ساز كه پس از ساخت ساعت و قرار دادن يك قلب تپنده، يعني باطري در آن، ساعت را به حال خود ميگذارد تا كار كند و

 

پاسخ :

نقد و بررسی: 
1. جهان با آن نظم و قوانين تكويني محيّرالعقول حاكم بر آن، حتی يك لحظه هم نمي‌تواند بدون عنايت و هدايت و فيض مستمر آفريدگار هستيبخش، بقاء و دوام داشته باشد؛ زيرا هم از نظر عقل و فلسفه الهي و هم از نظر آموزه‌هاي وحياني، اثبات شده است که عالم هستی با تمام پديده‌هاي كوچك و بزرگش، لحظه به لحظه، نه تنها نيازمند، بلكه عين نياز و احتياج و ربط به مبدأ آفرينش و خالق هستي‌آفرين است. در اين جا به طور اختصار به هر كدام از ديدگاه فلسفي، ديني و عرفاني اشاره مي‌شود: 
یکم: تأملات و کاوش های فکری صدرالمتالهين شيرازي در مباحث هستی‌شناسی حکمت متعالیه، در باب نسبت عالم امکان به واجب الوجود، به این جا منتهی می‌شود که جهان امكان و عالم خلقت، چيزي جز هستي فقيری نيست که وجودش عین ربط به واجب الوجود است و وجود مستقلی برای آن محقق نیست. ملا صدرا با تبيين امكان فقري وجود، روشن می شود که ايجاد، وجوب و ايجاب و حاجت و نياز، اموري مغاير با یکدیگر نیستند بلكه هستي و وجود معلول، همان واقعيت واحدي است كه عين فقر و نياز به غير و نفس افاضه و ايجاد و ايجاب است و چون وجود آن فقير است، هستي آن جز پيوند و ربط به غير (واجب تعالي) چيز ديگر نيست... حضور فقر در متن هستي فقير و ذات‌هایي كه با ماهيت قرين هستند و ماهيت از محدودة آن‌ها حكايت مي‌كند، هر نوع نفسيتي را از آن‌ها سلب مي‌كند و واقعيت آن‌ها را به صورت معاني حرفي، كه عين ربط و تعلق به غير هستند، در مي‌آورد. همه موجودات امكاني، بر اين مبنا، آيت و نشانه حقيقتي هستند كه منزّه از فقر و نياز بوده و بي‌نيازي و غنا در متن حقیقت هستی اوست.1قرآن کریم هم می‌فرماید: یا ایهاالناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید؛ ای مردم شما نیازمند خداوندید و اوست که بی نیاز و ستوده است. 
بر پایه این تفسیر از هستی، كه مي‌گويد موجودات هستي نه تنها نيازمند بلكه عين نياز و فقر به مبدأ هستي‌بخش، هستند، چگونه مي‌توان فرض كرد كه جهان، همانند ساعتي، بدون تدبير مستمر الهي و فيض پيوسته حق، به وجود خود ادامه دهد؟ 
نكته ديگر كه در رابطه با اين پرسش، مطرح است، مسئله عليت است كه آيا موجود ممكن و جهان امکان، تنها در حدوث و اصل خلقت، نيازمند علت هستی‌بخش است يا اینکه در بقا و استمرار نيز محتاج علت است؟ برخي گمان كرده‌اند همان گونه كه يك ساختمان، تنها در حدوث و ساخته شدن، نياز به بنّا دارد و بعد از آن كه ساخته شد، ديگر نيازي به وجود بنّا نيست، عالم نيز چنين است، زيرا در اين مثال و مثال‌های مشابه (مثال ساعت و ساعت‌ساز)، آنچه به عنوان فاعل و علت معرفي شده (بنّا و ساعت ساز)، در حقیقت، فاعل حقيقي و علت پديد آورنده و وجود دهنده اشياء (ساختمان و ساعت) نيستند، بلكه علت های مُعِّد و زمينه‌ساز پيدايش معلول (ساختمان و ساعت مثلاً) هستند. در واقع (بنّا و ساعت‌ساز) تركيب و تأليف مصالح ساختماني و يا قطعه‌هاي فلزي ساعت را به عهده دارند و آن‌ها را كنار هم مي‌گذارند نه اینکه آن‌ها را خلق کنند، در حالي كه كار خداوند در آفرينش جهان هستی، فقط تركيب مصالح پديده‌هاي عالم نيست، بلكه خداوند ايجاد كننده و پديدآورنده و به اصطلاح علت هستي بخش جهان است. لذا همان طور كه جهان در حدوث خود نيازمند علت ايجادي و مبدأ هستي‌بخش است، در بقاي خود نيز محتاج آن علت است؛ يكي به همان دليل فقر وجودي عالم ممكنات و جهان آفرينش، كه قبلاً اشاره شد. دوم اين كه عالم آفرينش و همه ماسوي الله، ممكن الوجود است و موجود ممكن، همان گونه كه در حدوث، نياز به علت ایجابي دارد در بقا نيز نيازمند آن علت است، زيرا دليل نيازمندي او امكان اوست و امكان، همواره با او همراه و بعدی از هویت وجودی اوست، پس در حدوث و بقاء محتاج علت هستی‌بخش واجب است.2 
این عقیده که خداوند با آفرینش عالم، دست از کار کشید و دیگر ربطی به عالم ندارد و تصرفی در عالم نمی‌کند، از عقاید یهودیان است و خداوند در قرآن، با شدت آن را تکذیب و نکوهش کرده است. در سوره مبارکه مائده/ می فرماید: وقالت الیهود یدالله مغلوله غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشاء...و یهودیان گفتند که دستان خدا بسته است (کنایه از عدم تصرف، بلکه عدم توانایی تصرف در عالم هستی). دستان آنان بسته باد! و به خاطر آنچه به خدا نسبت دادند، از رحمتش دور باشند. بلکه دستان او گشاده است و هر گونه بخواهد می‌بخشد و تصرف می‌کند. 
براي مطالعه بيش‌تر: 
1. جعفر سبحاني، الهيات و معارف اسلامي (با تنظيم رضا استادي) نشر مؤسسه امام صادق قم 1372 ش. 
2. مصطفي خليلي، انديشه كلامي علامه طباطبائي نشر دفترتنظيم و نشر آثار علامه طباطبائي قم چاپ اول 1382ش. 
3. مطهري مرتضي، مجموعة آثار 6، مقالة 14، ص 903، نشر صدرا، سال 1373 ش. 
4. محمد امين صادقي ارزگاني، انسان كامل از نگاه امام خميني و عارفان مسلمان نشر بوستان كتاب قم، چاپ اول سال 1382ش. 

پي‌نوشت‌ها: 
1. آيت الله جوادي آملي، فلسفه دين ص 182 تا ص 186 نشر مركز اسراء قم بي تا. 
2. ر.ك: علي رباني گلپايگاني، ايضاع الحكمه ج1، ص 338 تا ص 343نشر اشراق سال 1374 ش. 

 

آيا مي‌توان گفت كه خداوند پس از اينكه جهان را آفريد و در آن قوانينی قرار داد، ديگر آن را به حال خود واگذاشت تا روز قيامت كه حسابرسي شود؛ مثل يك ساعت ساز كه پس از ساخت ساعت و قرار دادن يك قلب تپنده، يعني باطري در آن، ساعت را به حال خود ميگذارد تا كار كند و ديگر احتياجي به ساعت‌ساز نيست! پس هر كاري كه از انسان سر ميزند، خودش است و ديگر اينكه مي‌گويند فلان چیز، قسمت است، غلط است؟

افزودن دیدگاه جدید