پیامبر اهل تسنن: 33. بعد از اذان صبح بلال، پیامبر غذا خورد!!!
«انس مي گويد: وقتي بلال اذان گفت پيامبر به من فرمود: اي انس! مي خواهم روزه بگيرم. چيزي برايم بياور. من آب و خرما آوردم. بعد فرمود: مردي را پيدا كن كه با من سحري بخورد. زيد بن ثابت را يافتم. او آمد و گفت: من شربتِ سويق (آرد گندم يا جو كه سبوس آن را گرفته باشند.) خوردم، و من هم مي خواهم روزه بگيرم. آن دو با هم سحري خوردند. سپس حضرت برخاست و دو ركعت نماز خواند. آن گاه براي نماز (صبح) رفت.»(1)
بطلان اين روايت به اين كيفيت واضح است زيرا:
1ـ پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بعد از اذان صبح سحري بخورد.
2ـ صبر كند تا يك نفر پيدا شود.
3ـ انس دنبال او برود، كه خود زمان مي برد. يعني چنين نبود كه زيد بن ثابت دم در منتظر انس بوده باشد.
4ـ با اين حساب مدتي طول كشيد تا آن دو با هم سحري بخورند.
چون اشكالات روايت را ديدند، گفتند كه اذان بلال بي وقت بوده است. او مي خواست كه خوابيده ها بيدار شوند، و اذان ابن امّ مكتومِ نابينا، به وقت بود، و لذا سحري خوردن آن حضرت قبل از اذان صبح بوده است.(2)
در جواب آن بايد گفت: اولاً ابن ام مكتوم، نابينا بود. او چگونه مي توانست طلوع فجر را ببيند؟ آيا كسي راهنماي او بود؟ او كه بود؟
ثانيا ـ طبق نقل نسائي، فاصله بين اذان بلال و ابن ام مكتوم آن قدر نبود كه بعد از اذان بلال كسي بتواند سحري بخورد. چه آن كه او مي نويسد كه فاصله بين آن دو اين بود كه بلال از مأذنه پايين مي آمد و ابن امّ مكتوم به مأذنه بالا مي رفت.(3)
ثالثا ـ روايات متعارض آن را چه كنيم كه مي گويد: اذان ابن ام مكتوم بي وقت و اذان بلال به وقت بود؟(4)
رابعا ـ با روايتي كه مي گويد: رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم يك مؤذن بيشتر نداشت و او بلال بود، چه كنيم؟(5)
خامسا ـ اگر ابن ام مكتوم، خود مؤذن بود، چرا اجازه مي خواست كه در جماعت شركت نكند؟
ابوداود و نسائي روايت كرده اند كه ابن ام مكتوم از رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم خواست كه به خاطر دوري راه و غير آن، به او اجازه دهد كه در منزل نماز بخواند. حضرت فرمود: آيا صداي اذان را مي شنوي؟ عرض كرد: آري. فرمود: اجازه نيست.(6)
سؤالي كه در اين جا مطرح است اين است كه آيا بلال ـ كه در اين جا اذان او بي وقت اعلان شده است ـ همان كسي نيست كه بعد از رحلت رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم در مدينه نماند و با ابوبكر هم بيعت نكرد و حاضر نشد كه براي او هم اذان بگويد؟
راستي آيا مي توان پذيرفت كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم بعد از اذان صبح سحري بخورد؟ آيا اين نسبت و نسبتهايي كه گذشت بر قامت رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم رسا است؟
غير از اين ها كه بر شمرديم، مطالب ديگري هم هست كه به عللي از نقل آن ها خودداري كرديم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ سنن نسائي، ج 4، ص 150، كتاب الصيام، باب السحور بالسويق و التمر.
2 ـ درباره بي وقت بودن اذان بلال و به وقت بودن اذان ابن ام مكتوم، به كتب زير رجوع فرماييد:
الف: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 541، كتاب الصلاة، باب ما جاء في تأخير السحور.
ب: سنن نسائي، ج 2، ص 12، كتاب الاذان، باب الاذان في غير وقت الصلاة؛ و ج4، ص151، كتاب الصيام، باب كيف الفجر.
3 ـ سنن نسائي، ج 2، ص 12، كتاب الاذان، باب هل يؤذّنان جميعا أو فرادي.
4 ـ همان.
5 ـ سنن ابي داود، ج 1، ص 285، كتاب الصلاة، باب النداء يوم الجمعة.
6 ـ الف: سنن ابي داود، ج 1، ص 151، كتاب الصلاة، باب في التشديد في ترك الجماعة.
ب: سنن نسائي، ج 2، ص 119، كتاب الامامة، باب المحافظة علي الصلوات حيث ينادي بهنّ.
افزودن دیدگاه جدید