معتبرترین کتب اهل سنت: 6. خدا کمر دارد

 

ه ـ كمر خدا

 

در اينجا دوستان بخارى او را تنها گذاشتند. چنانچه در موضوع چشم و گوش، أبو داود تنها ماند! چه بايد كرد، دنيا است و بى‏ وفايى دوستان!

 

«أبو هريره از پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله نقل مى‏ كند كه چون خداوند از آفرينش فارغ شد رَحِم برخاست و كمر خدا را گرفت.

خدا گفت: دست بردار.

گفت: اين مكان جايى است كه بايد از بريده شدن (قطع رحم) به تو پناه آورد.

خدا گفت: آيا راضى نمى‏ شوى كه هر كه با تو وصل كرد من با او وصل كنم و هر كه تو را قطع كرد من با او قطع كنم؟

گفت: بلى اى پروردگار من....(1)

 

چه مى‏ توان گفت! رحم است و پارتى او كلفت! چرا ساير خلايق نتوانستند كمر خدا و يا دست و دامن او را بگيرند! شايد هم رمزى در اين ميان بوده كه ما ـ و ساير خلايق ـ از آن بى‏ خبريم!

 

در هر حال از اين حديث مى‏ توان فهميد كه خداوند چيزى به نام «رَحِم» خلق كرد كه توانست برخيزد و كمر خدا را بگيرد! معلوم مى‏ شود كه رحم هم دست و پا دارد!

 

آيا علماى اهل سنّت اندكى نمى‏ انديشند!

مگر نه اين است كه «رحم» همان پيوند خويشاوندى است، نه اينكه خود مخلوق جداگانه بوده باشد؟ و اگر بخواهند باب توجيه را باز كنند در همه حقايق مى‏ توان آن را گشود. آيا بهتر نيست اين روايت را هم پهلوى ساير روايات صفات قرار داده و همه را بافته‏ هاى امثال أبو هريره دانست!

افزودن دیدگاه جدید