معتبرترین کتب اهل سنت: 3. خدا با انگشتهایش چکار که نمی کند؟!!

معتبرترین کتب اهل سنت: خدا با انگشتهایش چکار می کند؟!!

ب ـ انگشت‏ هاى خدا

ـ «مردى از دانشمندان يهود نزد رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ وسلم آمد و گفت: يا محمّد! خداوند آسمانها را بر انگشتى و زمين‏ ها را بر انگشتى و درخت را بر انگشتى و آب و خاك را بر انگشتى و ساير خلايق را بر انگشتى نگه مى‏ دارد... پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ وسلم هم جهت تصديق قول او خنديد....(1)

 

آرى، معلوم مى‏ شود كه اسرائيليات در ميان روايات نفوذ كرده و آنچه را كه خود براى خدا ساختند به مسلمانان نيز آموختند و اين مطالب كه بيش از يك قرن نوشته نمى‏ شد، به تدريج جزء روايات صحيح گشت، و اين إمام باقر عليه‏ السلام بود كه علوم اسلامى را براى مردم بيان كرد و باطل را كنار زده و حقّ را روشن نمود و دنباله برنامه آن حضرت را فرزندش صادق آل محمّد عليهم‏ السلام گرفته و با تشكيل كلاس‏ هاى درس و تربيت شاگردانى فراوان، گوشه‏ اى از آنچه را كه در طول سال‏ ها مخفى بود آشكار فرمود.(2) تا آنكه درِ خانه حضرتش را بستند و باب علم پيامر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ وسلم را ـ به پيروى از اسلافشان ـ در خانه نشاندند و مجدّدا ميدان‏ دار صحنه علوم، كسانى شدند كه از معارف اصيل اسلام چيزى نمى‏ دانستند.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــ

(1) الف ـ صحيح بخارى، ج 6، ص 157، تفسير سوره زمر، و ج 9، ص 150 و 151 و 165 و 181، كتاب التوحيد، بابهاى: «ما يذكر في الذات (دو حديث) » و «ما جاء في قول اللّه تعالى انّ رحمة اللّه قريب من المحسنين» و «كلام الرّب عزّ وجلّ يوم القيامة مع الانبياء وغيرهم.

ب ـ صحيح مسلم، ج 4، ص 8 ـ 2147، كتاب صفة القيامة والجنّة والنار (در ادامه كتاب صفات المنافقين و احكامهم)، ح 19 إلى 22.

ج ـ سنن ترمذي، ج 5، ص 6 ـ 345، تفسير سوره زمر، ح 3238 إلى 3240.

از آنجا كه روايات سه كتاب مذكور و حتّى در يك كتاب، مختلف است ما متن اولين روايت بخارى را نقل مى‏ كنيم:

«جاء حبر من الاحبار إلى رسول اللّه(ص) فقال: يا محمّد انّا نجد انّ اللّه يجعل السماوات على اصبع والارضين على اصبع والشجر على اصبع والماء والثرى على اصبع وسائر الخلائق على اصبع فيقول أنا الملك. فضحك النبى(ص) حتّى بدت نواجذه تصديقا لقول الحبر....

 

(2) همه مى‏ دانيم كه مادرِ علومِ مادّىِ روز، علم شيمى است و نيز مى‏ دانيم كه پدر شيمى، «جابر بن حيّان» بود. جابر از شاگردان إمام صادق عليه‏ السلام بوده و شيمى را از آن حضرت آموخت و تا آن زمان كسى علمى به نام «شيمى» نمى‏ شناخت. بنابراين، همه آنچه كه بشر، در طول ساليان متمادى، از امكانات مادّى و اختراعات و اكتشافات، بدانها دست يافته است، مديون آن امام همام مى‏ باشد، و اگر امور مسلمانان به دست با كفايت آنان سپرده مى‏ شد شكّى نيست كه آن بزرگواران، مردم را از سرچشمه دانش خود سيرآب مى‏ كردند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

نكته‏ اى كه قطعا خوانندگان محترم بدان توجّه داشتند تعارض اين روايت با روايت بند «الف» است. آنجا مى‏ گويد كه خدا آسمان‏ ها را با دست راست و زمين‏ ها را با دست چپ مى‏ گيرد و اينجا مى‏ گويد كه آسمان‏ ها را بر انگشتى و زمين‏ ها را بر انگشتى و... ، يعنى همه آسمان‏ ها و زمين در يك دست، آنهم بر روى دو انگشت ! قرار دارد. بگذريم از اينكه درخت و آب و خاك هم جزء زمين است! و بگذريم از اينكه بين همين روايات نيز تعارض است كه ديگر متعرض آن نشديم!

 

ـ «رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ وسلم فرمود: قلبى از بنى آدم نيست مگر آنكه بين دو انگشت از انگشت‏ هاى خدا قرار دارد.(1)

 

معلوم مى‏ شود كه جاى قلب روى انگشت نيست بلكه بين دو انگشت است! اگر همه قلب‏ ها بين دو انگشت است پس بين انگشت‏ هاى ديگر خالى است. كاشكى همان‏ طور كه براى انگشت‏ ها (براى آنكه بى‏ كار نباشد!) آسمان و زمين و... قرار دادند، بين انگشت‏ ها را نيز پر مى‏ كردند! گرچه انگشت‏ هاى دست ديگر هم خالى است! لابدّ آن دست براى فرشتگان و بهشت و جهنّم و... خالى مانده است!

ــــــــــــــــــــــــــ

(1) الف ـ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 72، مقدّمه، باب فيما انكرت الجهميّة ( باب 13)، ح 199، و ج 2، ص 1260، كتاب الدعاء، باب دعاء رسول اللّه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ سلم (باب 2)، ح 3834.

ب ـ سنن ترمذي، ج 5، ص 503، كتاب الدعوات، باب 90، ح 3522.

متن حديث اوّل سنن ابن ماجه كه آن را صحيح دانسته‏ اند چنين است:

«ما من قلب إلاّ بين اصبعين من اصابع الرحمان ان شاء اقامه وان شاء ازاغه.

افزودن دیدگاه جدید