عمر، شرابخواری را تبعید کرد و پشیمان شد
«غرّب عمر ربيعة بن امية في الخمر إلى خيبر فلحق بهرقل فتنصر. فقال عمر: لا اغرب بعده مسلما»(1).
يعنى عمر ربيعة بن اميه را كه شراب خورده بود به خيبر تبعيد كرد و او به امپراطور روم ملحق شد و نصرانى گشت.
عمر گفت: ديگر بعد از او كسى از مسلمانان را تبعيد نمى كنم.
در بررسى اين جريان بايد گفت:
أوّلاً آيا بعد از آنكه شرابخوار حد خورد، بايد تبعيد بشود؟ اگر آرى، با چه ملاكى؟ و اگر خير، چرا عمر چنين كرد؟
و ثانيا مگر نمى گويند به عمر الهام مى شد و لذا مواردى نقل كرده اند كه حتى از وحى نيامده مطلع بود (!) (گر چه پنبه آنها زده شد) چه شد كه رعيت خود را نشناخت و كارى كرد كه خود از اين كار پشيمان شد؟
مى گويند اين عمل عمر تعزير و تأديب بوده است! مگر تأديب و تعزير بعد از حد معنى دارد؟
كجا رسول خدا صلى الله عليه و آله گناهكارى را كه مستوجب حدى شده بعد از حد تأديب مى كرد؟
مگر نه اين است كه حد، پاك كننده گناهكار از گناه مربوطه مى باشد؟!(2)
چگونه عمر با آن علمش (كه مازاد شير را خورد!) از آن بى خبر بود؟!
ــــــــــــــــــــــ
(1) سنن نسائى، ج 8 ص 334، كتاب الاشربة، باب 47، ح 5687.
(2) الف - صحيح بخارى، ج 7 ص 201، آخر كتاب الحدود.
ب - صحيح مسلم، ج 3 ص 1333، كتاب الحدود، باب 10، ح 41 إلى 43.
ج - سنن ترمذي، ج 4 ص 36، كتاب الحدود، باب 12، ح 1439.
د - سنن ابن ماجه، ج 2 ص 868، كتاب الحدود، باب 33، ح 2603 و 2604.
يكى از روايتهاى صحيح مسلم چنين است: «... ومن اتى منكم حدا فاقيم عليه فهو كفارته...»
افزودن دیدگاه جدید