عمر بالاخره با لباس ابريشمى چه کرد؟!!
رواياتى كه در اين امر نقل شده سه گونه است دسته اى مى گويد كه عمر لباسى از ابريشم مى بيند و به پيامبر صلى الله عليه و آله پيشنهاد مى كند كه آن را بخرد و هنگام عيد يا غير عيد آن را بپوشد و حضرتش مى فرمايد كه اين لباسى است كه اگر كسى در دنيا آن را بپوشد از آخرت بهره اى ندارد و بعد از مدتى از همان نوع لباس به دست آن حضرت مى رسد و براى عمر مى فرستد. او خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مى رسد و مى گويد شما درباره اين لباس فلان مطلب را فرمودى و حال براى من فرستادى! حضرت مى فرمايد من آن را ندادم كه بپوشى بلكه از آن بهره ببرى. او آن لباس را براى برادر مشركش در مكه مى فرستد.
اين دسته روايت را بخارى و مسلم و ابو داود و نسائى نقل كرده اند كه ما به عنوان نمونه يكى از روايات صحيح بخارى را نقل مى كنيم:
«... إنّ عمر بن الخطاب رأى حلة سيراء عند باب المسجد فقال يا رسول اللّه! لو اشتريت هذه فلبستها يوم الجمعة وللوفد إذا قدموا عليك فقال رسول اللّه صلى الله عليه و سلم انما يلبس هذه من لاخلاق له في الآخرة ثمّ جاءت رسولَ اللّه صلى الله عليه و سلم منها حلل فاعطى عمربن الخطاب منها حلة فقال عمر يا رسول اللّه! كسوتنيها وقد قلت في حلة عطارد ما قلت. قال رسول اللّه صلى الله عليه و سلم انى لم اكسكها لتلبسها. فكساها عمر بن الخطاب. اخا له بمكة مشركا»(1).
دسته ديگر از روايات پس از نقل ابتداى حديث مى گويد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به عمر فرمود: من آن را ندادم كه بپوشى، بلكه دادم تا آن را بفروشى و حاجتت را برآورده كنى و ديگر نمى گويد كه عمر چه كرد.
«... فقال له رسول اللّه صلى الله عليه و سلم تبيعها أو تصيب بها حاجتك»(2).
دسته ديگر مى گويد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله لباس حريرى مى پوشد سپس آن را بيرون مى آورد و چون علت آن را مى پرسند، مى فرمايد: جبرئيل مرا از آن نهى كرد. آنگاه آن را براى عمر مى فرستد او در حالى كه گريه مى كرد مى گويد: چيزى را كه شما اكراه داشتيد به من داديد! فرمود: من آن را ندادم كه بپوشى بلكه دادم كه بفروشى، او هم آن را به 2000 درهم فروخت.
«... فجاءه عمر يبكى فقال يا رسول اللّه! كرهت امرا واعطيتنيه فمالى؟ قال: انى لم اعطكه لتلبسه انما اعطيتكه لتبيعه فباعه بالفى درهم»(3).
سر انجام بخارى در روايتى مى نويسد كه عمر آن را پوشيد:
«.. أرسل النبى صلى الله عليه و سلم إلى عمر بحلة حرير أو سيراء فرآها عليه فقال انى لم ارسل بها اليك لتلبسها انما يلبسها من لاخلاق له انما بعثت اليك تستمتع بها يعنى تبيعها»(4).
اينها مجموعه رواياتى بود كه صاحبان صحاح و اكثرا صحيحين يا يكى از آن دو، آنها را نقل كرده اند و اكثر آنها نيز از عبد اللّه بن عمر نقل شده است.
در بررسى آنها بايد گفت: يا اينها در چند واقعه بود يا در يك واقعه. اگر در يك واقعه بود اين همه اختلاف چرا؟ يا عمر آن را به برادر مشركش هديه داد يا آن را به 2000 درهم فروخت يا آن را نپوشيد و گريه كنان خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و يا آن را پوشيد و گريه اى هم در كار نبود! بنابراين بايد اهل سنت بپذيرند كه صحيحين آنها شامل روايات غير صحيح نيز مى باشد.
اگر بگوئيم كه چند واقعه بوده كه در آنها يكبار عمر آن را به برادر مشركش اهداء مى كند و... .
در آن صورت بايد بگوئيم وقتى عمر يك بار شنيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله پوشيدن آن را حرام كرد ديگر چه معنائى دارد كه به آن حضرت پيشنهاد خريدن و پوشيدن آن را بنمايد!
اشكال ديگر ما به خليفه ثانى اين است كه وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله چيزى به او داد كه آن را بفروشد و از پول آن بهره ببرد يا مطابق بعض روايات آن را چند قطعه كرده و مقنعه زنها قرار دهد، چرا آن را براى برادر مشركش مى فرستد؟ آيا او تا آن زمان دست از مراوده با مشركين بر نداشت؟ يا آنكه مى خواست بدينوسيله قلب او را به اسلام متمايل كند؟ ما كه در هيچ يك از اين روايات اثرى كه نشان دهد او جهت اخير را قصد كرده باشد نيافتيم.
در هر حال ما از برادران اهل سنت مى خواهيم كه پاسخ روايات اين باب را بدهند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) الف - صحيح بخارى، ج 2 ص 4، كتاب الجمعة، باب يلبس احسن ما يجد، و ج 3 ص 213 و 214، كتاب الهبة وفضلها، باب هدية ما يكره لبسها، وباب الهدية للمشركين و...، و ج 8 ص 5، كتاب الادب، باب صلة الاخ المشرك.
ب - صحيح مسلم، ج 3 ص 1638، كتاب اللباس والزينة، باب 2، ح 6.
ج - سنن أبي داود، ج 1 ص 282، كتاب الصلاة، باب اللبس للجمعة، ح 1076، و ج 4 ص 46، كتاب اللباس، باب ما جاء في لبس الحرير، ح 4040.
د - سنن نسائى، ج 3 ص 95، كتاب الجمعة، باب 11، ح 1378، و ج 8 ص 207، كتاب الزينة، باب 84، ح 5305.
(2) الف - صحيح بخارى، ج 2 ص 20، ابتداى «باب في العيدين»، و ج 4 ص 85، باب دعاء النبى صلى الله عليه و سلم إلى الاسلام و...، باب التجمل للوفود، و ج 7 ص 195، كتاب اللباس، باب الحرير للنساء، و ج 8 ص 27، كتاب الادب، باب من تجمل للوفود.
ب - صحيح مسلم، ج 3 ص 1639، و 1640 و 1645، كتاب اللباس و الزينة، باب 2، ح 7 و 8 و 9 و 20.
ج - سنن نسائى، ج 3 ص 178، كتاب صلاة العيدين، باب 5، ح 1556، و ج 8 ص 209، كتاب الزينة، باب 86، ح 5309، در اينجا آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به عمر فرمود: آن را بفروش و حاجتت را برآور يا آن را بشكاف و مقنعه زنها قرار بده.
(3) الف - صحيح مسلم، ج 3 ص 1644، كتاب اللباس والزينة، باب 2، ح 16.
ب - سنن نسائى، ج 8 ص 211، كتاب الزينة، باب 90، ح 5313.
(4) ج 3 صحيح، ص 83، كتاب البيوع، باب التجارة فيما يكره لبسه... .
افزودن دیدگاه جدید