رسول خدا (ص) به عمر التماس دعا می گوید!!!

رسول خدا (ص) به عمر التماس دعا می گوید!!!

«عن سالم عن ابن عمر عن عمر انّه استأذن النبى صلى الله عليه و سلم في العمرة فقال: اى اخى اشركنا في دعائك ولا تنسنا»(1).

عمر مى گويد كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله براى عمره اجازه گرفتم، فرمود: اى برادرم ما را در دعاى خويش شريك گردان و فراموشمان نكن.

ابو داود مى افزايد كه عمر گفت: اگر همه دنيا را به من مى دادند آنقدر شادمان نمى شدم كه از اين كلمه خوشحال شدم.

 

تعجب ما از اين است كه عمر چرا موضوع به اين مهمى را فقط به پسرش عبد اللّه و او نيز فقط به پسرش سالم گفت؟

چرا آن را بين همه منتشر نكردند تا همه بدانند كه عمر چقدر نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله گرامى است.

چرا عمر در روز سقيفه از اين فضيلت بزرگ - و نيز از ساير مناقبى كه بعدها در كتابها آمده- سخنى به ميان نياورد؟

چرا بايد بعدها نوه عمر آن را فقط به عاصم بن عبيد اللّه گفته و او آن را نقل كند؟

از اينها گذشته اگر به راستى رسول خدا صلى الله عليه و آله عمر را برادر خود مى دانست چرا آنگاه كه بين مهاجر و انصار برادرى برقرار كرد او را با ابو بكر و على عليه السلام را با خود برادر كرد؟

مگر اينكه بگوئيم مراد حضرت از كلمه «اى اخى» همان برادرى عمومى است كه قرآن فرمود، و اگر كسى ديگر هم چنين اجازه اى مى گرفت همان را مى فرمود.

 

اما اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله از عمر خواست كه او حضرتش را در دعا شريك كند، نمى تواند صحيح باشد. زيرا انسان از كسى التماس دعا دارد كه از بُعد معنوى پيشرفتى حاصل نموده باشد و ما از عمر چنين پيشرفتى را سراغ نداريم. قبلا گذشت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: 7 چيز است كه عامل هلاكت انسان است و يكى از آنها را فرار از جنگ نام برده است و عمر در جنگها، آنگاه كه كار بر مسلمانان سخت مى شد از ميدان فرار مى كرد. از نظر ايمان نيز - چنانچه گذشت - ضعف او در حديبيه و حجة الوداع و غير آن روشن شد. بعد از آن نيز دليلى كه نشان از قوت ايمان باشد در او سراغ نداريم. در تمامى صحاح سته روايتى كه دليل بر اين باشد كه عمر اهل دعا و مناجات و عبادت باشد نديديم. از نظر فضائل اخلاقى نيز جز آنچه كه ترمذى از حسادت او نقل كرده چيزى سراغ نداريم:

 

«قال رسول اللّه صلى الله عليه و سلم : ما اظلت الخضراء ولا اقلت الغبراء من ذى لهجة اصدق ولا اوفى من أبي ذر شبه عيسى بن مريم عليه السلام فقال عمر بن الخطاب كالحاسد: يا رسول اللّه! أ فنعرف ذلك له؟ قال: نعم فاعرفوه له»(2).

 

خلاصه ترجمه:

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: آسمان بر سر كسى راستگوتر و باوفاتر از ابوذر سايه نينداخت، كسى كه شبيه عيسى بن مريم عليه السلام است. عمر حسود گونه گفت: آيا او را اينچنين بشناسيم؟ فرمود: آرى.

 

او - چنانچه گذشت - با آنكه خداوند فرموده بود كه در خمر گناهى بزرگ است، دست از شرابخوارى برنداشت و ساير آنچه كه از او بيان كرديم. حال خود قضاوت كنيد آيا پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله از او مى خواهد تا در دعا او را شريك كرده و فراموشش نكند؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) الف - سنن ترمذى، ج 5 ص 523، كتاب الدعوات، باب 110، ح 3562.

ب - سنن ابن ماجه، ج 2 ص 966، كتاب المناسك، باب 5، ح 2894.

ج - سنن أبي داود، ج 2 ص 80، كتاب الصلاة، باب الدعاء، ح 1498.

 

(2) ج 5 سنن، ص 628، كتاب المناقب، باب 36، ح 3802.

افزودن دیدگاه جدید