پیامبر: حق را از زبان عمر بشنويد

پیامبر: حق را از زبان عمر بشنويد

ديگر از فضائلى كه براى عمر درست كردند اين است كه:

 

«عن ابن عمر أنّ رسول اللّه صلى الله عليه و سلم قال: إنّ اللّه جعل الحق على لسان عمر وقلبه. وقال ابن عمر: ما نزل بالناس امر قطّ فقالوا فيه وقال فيه عمر أو قال: ابن الخطاب فيه -شك خارجه- إلاّ نزل فيه القرآن على نحو ما قال عمر»(1).

ترجمه: ابن عمر مى گويد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند حق را بر قلب و زبان عمر قرار داد. نيز ابن عمر مى گويد كه بين اصحاب اختلافي در امرى نشد مگر آنكه قرآن مطابق قول عمر نازل شد.

قبل از هر چيز به آقاى ابن عمر با اين ادعائى كه براى پدرش نمود خسته نباشى بگوئيم. البته او صحاح سته را نديده بود كه ببيند آنجا كه به ادعاى صاحبان صحاح، خداوند مطابق قول عمر آيه اى نازل كرد، مسأله اى به نام اختلاف آراء اصحاب در ميان نبود كه خداوند رأى عمر را امضاء كرده باشد، تازه پنبه اينگونه روايات هم با استفاده از روايات ديگر زده شد. بنابراين آيه اى كه مطابق قول عمر نازل شده باشد ما سراغ نداريم. به خاطر همين گفتار غير صحيح از امثال ابن عمر است كه او را از ثقه بودن خارج مى كند. پس آنچه را هم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده نمى تواند صحيح باشد.

 

گذشته از همه اينها، آيا آنچه كه عمر گفت حق است؟

آيا اهل سنت مى پذيرند كه نسبتى كه او به پيامبر صلى الله عليه و آله داد مبنى بر اينكه آن حضرت - العياذ بالله - هذيان مى گويد، حق است؟

آيا تحريم متعه حج حق است؟ پس چرا انجام مى دهند؟

آيا مسأله سه طلاقه در يك مجلس حق است؟ پس چرا آن را قبول نكردند؟

آيا اگر گفتار يا رفتار او مخالف قرآن و سنت باشد حق است؟

با نگاهى به آنچه كه گذشت به خوبى ثابت مى شود كه حديث فوق قطعا درست نيست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) سنن ترمذى، ج 5 ص 576، كتاب المناقب، باب 18، ح 3682.

قسمت اول حديث را ابن ماجه در مقدمه سنن به شماره 108 و ابو داود در ج 3 سنن ص 139، كتاب الخراج والامارة والفى ء، باب في تدوين العطاء، شماره 2962، آورده اند.

 

 

بر ما ثابت است كه اينگونه روايات در مقابل روايات صحيحى است كه شيعه و سنى در فضائل أمير المؤمنين صلى الله عليه و آله نقل كرده اند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

 

«على مع الحق والحق مع على يدور معه حيث دار».

و يا: «اللهم أدر الحق معه حيثما دار» و امثال آن نظير:

«على مع القرآن والقرآن مع على لن يتفرقا حتى يردا علىّ الحوض» كه بسيارى از علماى اهل سنت اينگونه روايات را با سند صحيح از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردند. از جمله، روايت اخير را حاكم در مستدرك نقل كرده و هم او و هم ذهبى به صحيح بودن آن اعتراف كرده اند.

 «على مع الحق والحق مع على يدور معه حيث دار».

خلاصه آنكه در اين روايات، رسول خدا صلى الله عليه و آله على عليه السلام را همراه با حق و يا قرآن دانسته و آن دو را جداناپذير معرفي فرموده است. بنابراين بايد مشابه آن براى خلفا نيز جعل شود و لذا گفته اند كه خداوند حق را بر قلب و زبان عمر قرار داده است!

افزودن دیدگاه جدید