محدث بودن عمر

 محدث بودن عمر

«... انّه قد كان فيما مضى قبلكم من الامم محدثون وانه إن كان في امتى هذه منهم فانه عمر بن الخطاب»(1).

ترجمه: «در امتهاى گذشته كسانى زندگى مى كردند كه «محدث» بودند. اگر در امت من كسى باشد او عمر بن الخطاب است».

با توجه به معناى «محدث» يعنى كسى كه داراى درك و فهم بالائى بوده و يا فرشته اى با او سخن گفته و مطالبى به او گفته و آموزش مى دهد، بايد در ميان امت (و نه فقط اصحاب) مقام علمى عمر بالاترين مقامها باشد. ما كه از دانش و الهامات غيبى او چيزى دستگيرمان نشد. صاحبان صحاح، كه بيشترين تلاش را براى پوشيدن عيب خلفا نمودند 18 مورد از مواردى را كه عمر بدانها جاهل بود در كتابهايشان به ثبت رساندند (چنانچه گذشت).

آيا فرشته الهام كننده، در اينگونه موارد به مأموريت ديگرى رفته بود؟!

آيا آنچه كه از مخالفتهاى او با نبى مكرم اسلام صلى الله عليه و آله گفته شد از محدث بودن او خبر مى دهد؟

گر چه بعدها علماى اهل سنت بعض از آنها را كنار زده و به جاى پيروى از سنت عمر، از سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله پيروى كردند. مثل مسأله حج تمتع و سه طلاقه كه چون بحثش گذشت متعرض آن نمى شويم.

 

گذشته از همه اينها روايت مذكور از دو نفر از دشمنان أمير المؤمنين عليه السلام نقل شد كه به نص روايت مسلم از نبى مكرم اسلام صلى الله عليه و آله دشمنى با آن حضرت نشانه نفاق است. (تفصيل آن را در كتاب «اهل بيت در صحاح» مطالعه فرمائيد.) و اهل سنت خوب مى دانند كه اگر بخواهند آنچه را كه از دشمنان على عليه السلام نقل شده به دور بريزند، چيزى براى گفتن ندارند و لذا گاهى روايتى را به جرم آنكه در سندش كسى است كه قائل به رجعت است قبول نمى كنند ولى هرگز روايتى را كه در سندش كسى است كه به جنگ على عليه السلام رفته است به دور نمى ريزند. حتى مثل بخارى دو روايت از يكى از سران خوارج (عمران بن حِطّان) نقل مى كند ولى حتى يك روايت از امام جعفر صادق عليه السلام در صحيحش نمى آورد. آقايان اهل سنت اين عمل او را به چه چيزى حمل مى كنند؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) الف - صحيح بخارى، ج 4 ص 211، حديث غار، باب اول (بى نام)، و ج 5 ص 15، باب مناقب عمر. (هر دو روايت از ابو هريرة مى باشد).

ب - صحيح مسلم، ج 4 ص 1864، كتاب فضائل الصحابة، باب 2، ح 23 (از عايشه).

ج - سنن ترمذى، ج 5 ص 581، كتاب المناقب، باب 18، ح 3693. (از عايشه).

افزودن دیدگاه جدید