علم عمر: 14 - جهل به روايتى در مورد حج
حارث بن عبد اللّه بن اوس ـ كه فقط همين روايت از او نقل شده- مى گويد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: «من حجّ هذا البيت أو اعتمر فليكن آخر عهده بالبيت»(1).
يعنى كسى كه حج يا عمره بجا آورد آخرين عمل او طواف باشد (ظاهرا مراد، طواف وداع است).
عمر گفت: بر زمين بيفتى، تو اين را از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدى و به ما نگفتى؟!
از اين روايت معلوم مى شود كه عمر اين را نمى دانست. حال به روايتى ديگر از ابو داود و مسند احمد حنبل توجه فرمائيد:
حارث بن عبد اللّه مى گويد: از عمر پرسيدم كه زنى روز عيد (قربان) طواف مى كند، سپس حائض مى شود (چه بايد بكند؟)
گفت: «ليكن آخر عهدها بالبيت» يعنى آخرين عهد او خانه خدا باشد. (يعنى طواف).
حارث گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله اينگونه به من فرمود.
عمر گفت: «اربت عن يديك سألتنى عن شىء سألت عنه رسول اللّه صلى الله عليه و آله لكيما اخالف»(2) يعنى بر زمين بيفتى، از من چيزى پرسيدى كه خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيده بودى كه من مخالف آن را بگويم!؟
سؤال ما اين است كه اگر عمر آن را از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده بود، چرا به حارث اعتراض كرد و اگر نمى دانست –كه حق چنين است- چرا وقتى حارث از او پرسيد، ندانسته چيزى گفت كه ممكن بود خلاف سنت فتوى داده باشد؟
آيا اين فتوى به غير علم نيست؟ وانگهى چرا از او فورا پذيرفت؟ مگر خود نگفته است كه حديث از رسول خدا صلى الله عليه و آله شديد است؟ از اينها گذشته او كه خود بارها با سنت پيامبر صلى الله عليه و آله مخالفت كرده و دستوراتى خلاف آن داده است، چرا از اين امر نگران است؟
جالب است كه به نقل ترمذى در دو باب قبل از آن (باب 99) پسر عمر از اين مسأله مطلع بود (گر چه او نيز روايت مذكور را از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل نكرده است!) لابد خريد و فروش و تجارت و... نگذاشت كه عمر آن را بياموزد و پسرش كه بيكار بود دنبال يادگيرى رفت.
ما به خواست خدا در بحث اصحاب در صحاح مقدار علم و اطلاع پسر را هم روشن خواهيم كرد.
ــــــــــــــــــــــ
(1) سنن ترمذى، ج 3 ص 282، كتاب الحج، باب 101، ح 946.
(2) الف - سنن أبي داود، ج 2 ص 208، كتاب المناسك، باب الحائض تخرج بعد الافاضة، ح 2004.
ب - مسند احمد، ج 5 ص 261.
افزودن دیدگاه جدید