نقد ادله خلافت ابوبکر: 12- روایت « قد حلى أبوبكر الصديق سيفه».

نقد ادله خلافت ابوبکر: 12- روایت « قد حلى أبوبكر الصديق سيفه».

آيا روايت: « قد حلى أبوبكر الصديق سيفه» از قول امام باقر عليه السلام صحت دارد؟

 

و عن الإمام الخامس محمد بن على بن الحسين الباقر، عن عروة بن عبدالله قال: سالت أبا جعفر محمد بن على (ع) عن حلية السيف؟ فقال: لا بأس به، قد حلى أبوبكر الصديق سيفه، قال: قلت: و تقول الصديق؟ فوثب وثبة، و استقبل القبلة، فقال: نعم الصديق، فمن لم يقل الصديق فلا صدق الله له قولاً فى الدنيا و الآخرة.

 

كشف الغمة للاربلى: 2/147.

پاسخ:

 

اولاً: اين روايت را مرحوم اربلي از كتاب هاي اهل سنت نقل مي كند و اين روايت در هيچ يك از كتاب هاي شيعه يافت نمي شود؛ بنابراين براي ما ارزشي ندارد؛

 

ثانياً: در خود همين روايت كه در كتاب سير اعلام النبلاء آمده، در سند روايت شخصي به نام محمد بن علي بن حبيش وجود دارد كه مجهول است و در هيچ يك از كتاب هاي رجالي اهل سنت نامي از وي برده نشده است؛

 

ثالثاً: بر فرض صحت، اين حديث در زمان دودمان بني اميه صادر شده است كه اگر وضعيت آن زمان به خوبي درك شود، مسأله حل خواهد شد.

 

بني اميه و بعد از آن‌ها بني العباس، چنان عرصه را بر شيعيان تنگ كرده بود كه حتي دستور داده بودند هر كسي اسمش علي باشد، او را از دم تيغ بگذرانند؛ چنانچه بسياري از علماي اهل سنت نقل كرده اند كه:

 

كانت بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه.

بني اميه، اگر مي شنيدند که فرزندي اسمش علي است، او را مي کشتند.

 

تهذيب التهذيب، ابن حجر، ج 7، ص 281 و سير أعلام النبلاء، الذهبي، ج 5، ص 102 و تهذيب الكمال، المزي، ج 20، ص 429 و تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج 41، ص 481 و....

 

در چنين وضعيتي كاملاً منقطي است كه چنين رواياتي از باب تقيه و براي حفظ جان شيعيان صادر شده باشد؛ به خصوص كه راوي آن عروة بن عبد الله از مخالفين سر سخت اهل بيت و از طرفداران بني اميه بوده است.

افزودن دیدگاه جدید