نگاهی بر مـــرض عُـقــوبَـت و ذکر نمونههایی از درمان آن توسط شیخ رجبعلی خیاط (رحمة الله علیه)

آری، خداوند متعال چنین میفرماید، اما آنچه امروز معیار عمل ما قرار گرفته است دیدگاهی است که در پی رفع ظواهر مرض عقوبت به واسطۀ داروهای شیمیایی و جراحی است! مکتبی که بر مبنای نگاه تکساحتی به انسان و هستی بنا شده باشد، از ریشه در تضاد با معرفت دینی شکل گرفته است و در عمل نیز این تقابل و مخالفت را، با روشهای عینی خود در مناسبات انسانی آشکار میسازد و به جای اینکه انسان را ذیل نظام معرفتی خود به تفکر در اعمال خویش در نسبت با حقایق عالم رهنمون گردد، او را به فراموشی و غفلت از ساحتهای معنوی و اخروی هدایت میکند تا انسان را به مقام "یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ"4 تنزّل دهد. به همین سبب است که عالَم تجدد، مصدر طبی است که شخص مبتلا به مرض عقوبت را به جای رجوع به معانی رفتار و اعمالش به علم شیمی و زیست شناسی ارجاع میدهد! تا بدین سبب او را در غفلتی مستمر از رجوع به حقیقت غوطهور سازد و رسالت شیطانی خویش را از طریق همین راهنمایی جزئی نیز به انجام رساند. درواقع، تمام اجزاء تمدن غرب یک غایت را دنبال میکنند و آن قطع اتصال بین دنیا و عوالم اخروی در اندیشه و نگاه بشر است و لذا علوم مدرن، بسترهایی هستند که این ذهنیت باطل به واسطۀ حضور ایشان در جامعه گسترش مییابد و بدین لحاظ، طب مدرن نیز مجرایی جهت نفوذ عناصر الحادی جهانبینی باطل غرب از طریق عمل و نظر به جوامع مختلف است.
در این مجال، جهت یادآوری و فهم بهتر موضوع به ذکر نمونههایی از درمان مرض عقوبت توسط عبد صالح خدا، مرحوم شیخ رجبعلی خیاط (نکوگویان) میپردازیم تا تذکری باشد برای ما از نگاه حکیمانۀ مکتب جامع اسلام در رویکرد به نظام احسن خلقت.
از جمله مواردی که در کتاب شریف «کیمیای محبت» مذکور گشته است مربوط به مسائلی است که ریشه در رفتار انسان و مرض عقوبت دارند که در ادامه ذکر میگردد.
* يكی از شاگردان بزرگوار شيخ میگوید: فرزند دو سالهام - كه اكنون حدود چهل سال دارد - در منزل ادرار كرده بود و مادرش چنان او را زد كه نزديك بود نفَس بچه بند بيايد. خانم پس از يك ساعت تب كرد، تب شديدی كه به پزشك مراجعه كرديم و در شرايط اقتصادی آن روز شصت تومان پول نسخه و دارو شد، ولی تب قطع نشد، بلكه شديدتر شد. مجدداً به پزشك مراجعه كرديم و اين بار چهل تومان بابت هزينه درمان پرداخت كرديم كه در آن روزگار برايم سنگين بود.
* یکی از شاگردان شیخ میگوید: جناب شیخ میفرمود: «بی جهت برای شما گرفتاری پیش نمیآید.»
* در منزل يكی از ارادتمندان شيخ، چند نفر از اداره دارايی خدمت ايشان میرسند. يكی از آنها اظهار میدارد كه بدنم مبتلا به خارش شده و خوب نمیشود. شيخ پس از توجهی فرمود: « زن علويهای را اذيت كردهای».
مشابه اين واقعه را يكی ديگر از شاگردان شيخ نقل كردهاست. او میگويد: در حياط منزل يكی از دوستان در حضور شيخ نشسته بوديم. يك صاحب منصب دولتی هم كه در جلسه شيخ شركت میكرد نشسته بود. او كه به دليل بيماری پايش را دراز كرده بود رو به شيخ كرد و گفت: جناب شيخ! من مدتی است به اين پا درد مبتلا شدهام سه سال است هر كاری میكنم نتيجه ندارد و داروها كار ساز نيست.
« اين درد پای شما از آن روز پيدا شد كه زن ماشيننويسی را به دليل اين كه نامه را بد ماشين كردهاست توبیخ كردی و سر او داد زدی، او زنی علويه بود، دلش شكست و گريه كرد. اكنون بايد بروی و او را پيدا كنی و از او دلجويی كنی تا پايت درمان شود. »
آن مرد گفت: راست میگويی، آن خانم ماشيننويس اداره بود كه من سرش داد كشيدم و اشكهايش درآمد.
* در اسلام بیرحمی حتی نسبت به حيوانات نكوهش شدهاست. مسلمان حق ندارد حيوانی را بيازارد و يا حتی به آن ناسزا بگويد! و از اين رو پيامبر اكر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در حديثی میفرمايد: « لو غفر لكم ما تأتون إلي البهائم لغفر لكم كثيراً؛ اگر ستمی كه بر حيوانات میكنيد بر شما بخشيده شود، بسياری از گناهان شما بخشوده شده است. »
با اين كه كشتن حيوانات حلال گوشت برای مصرف، از نظر اسلام جايز است در عين حال ذبح آنها آدابی دارد، كه تا حد ممكن، حيوان كمتر رنج ببيند. يكی از آداب ذبح اين است كه نبايد حيوان را در برابر چشم حيوانی مانند او سر بريد. چنان كه امام علی (علیه السلام) فرمود: « لاتذبح الشاه عند الشاه و لا الجزور عند الجزور و هو ينظر إليه؛ گوسفند را نزد گوسفند و شتر را نزد شتر ذبح نكن در حالی كه به او مینگرد. »
بنابر اين سر بريدن بچه حيوانات نزد مادرشان به شدت نكوهيده و حاکی از نهايت سنگدلی و بیرحمی است، و آثار ويرانگری بر زندگی انجام دهنده آن خواهد داشت.
يكی از شاگردان شيخ نقل میكند: سلّاخی نزد جناب شيخ آمد و عرض كرد: بچهام در حال مردن است، چه كنم؟ شيخ فرمود: « بچه گاوی را جلوی مادرش سربريدهای. » سلّاخ التماس كرد بلكه برای او كاری انجام دهد. شيخ فرمود: « نمیشود، میگويد: بچهام را سر بريده، بچهاش بايد بميرد»!
* آیت الله فهری از آقای سید محمدرضا کشفی نقل میکند که: در همسایگی او قصابی بود که پسرش دل درد شدید گرفته و به آقای کشفی متوسل میشود. آقای کشفی او را به جناب شیخ ارجاع میدهد، اما شیخ به قصاب میگوید: «گوساله ای را در مقابل چشم مادرش ذبح کردهای، بنابراین پسرت علاج ندارد.»
1- بحارالانوار: ج 10 ص 172
2- سوره شوری، آیه 30
3- خصال: 616/10، بحار الانوار: 73/350/47
4- سوره روم، آیه 7
5- مطالب مربوط به مرحوم شیخ رجبعلی خیاط از کتاب «کیمیای محبت» اثر آیتالله محمد محمدی ریشهری اخذ گردیده است.
افزودن دیدگاه جدید