پرسش: اگر کبراي برهان آيه تحدي (بقره)1 اين است که شما نميتوانيد مثل قرآن را بياوريد، اشکالي وارد ميشود که شما با استقرای ناقص ميگوييد: تا حال مثل قرآن آورده نشده است. اين قضيه زماني يقيني خواهد بود که آخرين فرد از انس و جن بميرد و مثل قرآن آورده نشود و
پرسش: اگر کبراي برهان آيه تحدي (بقره)1 اين است که شما نميتوانيد مثل قرآن را بياوريد، اشکالي وارد ميشود که شما با استقرای ناقص ميگوييد: تا حال مثل قرآن آورده نشده است. اين قضيه زماني يقيني خواهد بود که آخرين فرد از انس و جن بميرد و مثل قرآن آورده نشود و الا برهاني نخواهد بود و این هم یعنی این که باید تا قیامت صبر کرد و منتظر بود تا ببینیم آیا همانند قرآن آوردنی است یا نه!
پاسخ :
نقد و بررسی:
براي روشن شدن جواب سؤال، توجه به چند نکته ضروري است:
1ـ بيان آيه و ترجمه روان آن
از جمله آيات تحدّي به يک سوره اين آیه است: "َو إِن کنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءکم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ کنْتُمْ صَادِقِينَ"2 يعني: "و اگر شما در مورد آن چه (قرآن) بر بنده (پیامبر) خود فرستاديم، شکّ داريد (که از جانب خداست) ، (لا اقل) يک سوره هم چون قرآن بياوريد و (برای این منظور) غير از خداي (حق آفرين، از هر کس و هر صاحب فنّي ميخواهيد ياري جوييد) و گواهان و ياران خود را فرا خوانيد ( و در يک فراخوان جهاني، از تمام آنها ياري جوييد. این آیه و آیات مشابه آن، در حقیقت منکران وحیانی بودن قرآن را به تحدی دعوت میکنند. آن چه در این آیات ادعا شده این است که: قرآن کلام خداست و مهمترین دلیل بر وحیانی بودن آن، این است که انسانها تا قیامت، بدون عنایت الاهی، قادر به آوردن مانند آن نیستند.
2ـ جايگاه استقرای ناقص؛ استقرا یک شیوه استدلال منطقی است و عبارت است از حکم، به سلب یک محمول يا حمل یک محمول، بر یک موضوع کلي، بدين سبب که آن محمول در برخی از جزئیات آن موضوع کلی، مشاهده شده است. مثلا با آزمایش موارد متعدد از حرارت دیدن آب، میگوییم که آب در صد درجه سانیتگراد به نقطه جوش میرسد. واضح است که این قضیه بر اساس استقرای ناقص شکل گرفته است، زیرا ما همه آبهای موجود در عالم را آزمایش نکردهایم، بلکه تنها پس از آزمایش برخی موارد جزئی، حکم کلی کردهایم. استقرای ناقص مفید ظن بوده و در استدلالهای عقلی، قابل وثوق و اعتماد نيست. تکیه بر استقرای ناقص تنها در امور حسی و تجربهپذیر جايگاه دارد و اساسا روش علمی بر استقرای ناقص استوار است. استفاده از استقرای ناقص در مسائلی که به یقین نیازمندیم کار نادرستی است. البته باید توجه کرد که استقرای تام هم جز در مواردی که مصادیق موضوع محدود باشند، دست یافتنی نیست. این شیوه استدلال بیشتر در شیوه استدلال جدلی به کارمی رود.3 بنابر این خداوند در این گونه آیات، هرگز منکران را به انجام شیوه استقرا فرا نخوانده است، بلکه نوعی تعلیق بر محال کرده است، چنانکه خواهد آمد.
3ـ قرآن معجزه علمی جاوید
وقتي پاي معجزه علمي حق تعالي، که معجزهای گويا، جهاني، روحاني و جاوداني است4 به ميان آمد، استقرا و شکست همراه با تهمت، شبهه علمي و شهوت عملي و .... همه رخت بر ميبندند. چون هر کس در وحي الهي شک کند، حدّ وسط آن معجزه است و قرآن شريف در اين آيه و آيه بعد، خطاب به مخالفان، مطلبي را به صورت قياس استثنايي بيان کرده است که: اگر شما در حقانيت قرآن ترديد داريد و آن را ساخته فکر بشر ميپنداريد، پس آوردن همانند آن بايد براي شما ممکن باشد؛ در صورتي که اگر تمام شما در يک فراخوان جهاني، تمام توان خود را به کار گيريد، به طور قطع نميتوانيد همانند آن بياوريد و تا قيامت هم ناتوان خواهيد ماند و همين ماندگاري در ناتواني، نشانه و برهاني است به کلام الله بودن قرآن و جاودانه ماندن آن.5
4ـ تعليق بر محال؛
معجزه راه فکري و تحصيلي ندارد تا هر کس ادّعا کند که توانايي آوردن آن را از راه درس و مدرسه و يا در آينده با پيشرفت علوم بشري داشته باشد. در اين آيه خداوند با واژه " فَأْتُواْ" تعليق بر محال کرده است. يعني محال است که بشر بتواند همانند قرآن بياورد و در آينده هم قادر به چنين کاري نخواهد بود. در واقع " فَأْتُواْ " امر تعجيزي و براي اظهار اعجاز قرآن و عجز کافران و منافقان است. امر تعجيزي درباره اعجاز قرآن، نظير امر تعجيزي درباره ربوبيت است. قرآن نمیگوید: بروید و تا قیامت صبر کنید و ببینید که کسی نمیتواند مانند قرآن را بیاورد، آنگاه ایمان بیاورید، بلکه میگوید چون نمیتوانید و همه از آوردن آن عاجزند، پس از جانب خداست.
به کسي (نمرود) که درباره ربوبيت خدا ترديد داشت و خود را ربّ ميپنداشت، گفته شد: پس آفتاب را از غرب در آورد.6 قرآن کتاب خدايي است که مثل ندارد. (ليس کمثله شيء)7 کلام او نيز بيمانند و بينظير است. خداوند در مقام تحدّي قرآن ميفرمايد:
قرآن مثل ندارد، نه آن که مثل دارد ولي ديگران از آوردن مثل آن عاجز و ناتوانند. اين برهان وتحدّي اکنون هم به قوت خود باقي و زنده است. تاکنون هيچ انس و جنّي چنين کاري نکرده و نخواهد توانست. چون محتواي قرآن بيمانند است و قابل آوردن نيست.8 پس قرآن معجزه علمي است. معجزه علمي الهي است. اين معجزه علمي حق تعالي، جهاني، فرا زماني و جاوداني است. اين معجزه را اهل فنّ و راسخان در علم9 درک ميکنند نه همگان. معجزه علمي با اين ويژگي، براي هميشه قابل معارضه و مقابله با مثل نيست.10
اين نکته، هم از ناحيه نقل ثابت شده است و هم عقل برهاني آن را پذيرفته است و لازمه رسيدن به اين نکته و باور، اين است که معرفت ديني هر انسان دروني گردد و در زمينه معرفتشناسي بار يابد و بارور شود. دست يافتن به چنين مقام علمي، نياز به تخصص و زحمت فراوان دارد.
5ـ نکته پاياني و پيوند مطالب:
در آيه بعد، جمله به صورت مضارع و استمرار آمده که: "پس اگر اين کار را نکرديد (و نتوانستيد مثل قرآن بياوريد) که هرگز هم نميتوانيد..."11 جواب محکمي است به این فرض که ممکن است تا قيامت کسی همانند قرآن را بیاورد. بشر هرگز قادر به معاوضه و مقابله به مثل با قرآن نيست. از طرف ديگر گستره تحدّي قرآن، هماهنگ با گستره دعوت آن است. قلمرو دعوت قرآن همه انسانها در سراسر تاريخ است، از اين روي ميدان تحدّي هم بايد همگاني و هميشگي12 و جهاني و جاوداني باشد و هر آن چه که جاوداني است، فرازماني است و گذشته و آينده آن همسان ميباشد. هم چنين دين جاوداني که اسلام ناب محمدي است و با وجود اين دين الهي تمام اديان گذشته نسخ شد و تمام مکاتب بشري محو ميگردد، نيازمند قانون جاوداني است، که آن قرآن شريف است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ تفسير الميزان، اثر علامه طباطبائي.
2ـ تفسير موضوعي قرآن در قرآن، اثر استاد جوادي آملي.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پينوشتها:
1 . بقره / 2 ـ 23.
2 . همان.
3 . مظفر، المنطق، جلد سوم،
4 . تفسير نمونه، ج 1، تهران، دار الکتب الاسلاميه، 1373، ص 129.
5 . تفسير تسنيم، ج 2، قم، اسري، اول، 1387، ص413 ـ 420.
6 . بقره / 2 ـ 258.
7 . شوري / 42 ـ 11.
8 . جوادي آملي، عبد الله، تفسير تسنيم، همان، ص 420 ـ 422.
9 . آل عمران / 3 ـ 7.
10 . خويي، سيد ابوالقاسم، بيان در علوم و مسايل کلي قرآن، ج1، محمد صادق نجمي و هاشم هريسي، خوي، دانشگاه آزاد اسلامي، چاپ پنجم، 1375، ص140ـ150.
11 . بقره / 2 ـ 24.
12 . جوادي آملي، عبد الله، تفسير تسنيم، ج 2، همان.
افزودن دیدگاه جدید