با وجود آنكه ما ميتوانيم زيبائيهاي قرآن را بفهميم و به قواعد و صنعتهاي به كار رفته در آن پي ببريم، چگونه است كه نميتوانيم آيهاي مثل آن بياوريم؟
با وجود آنكه ما ميتوانيم زيبائيهاي قرآن را بفهميم و به قواعد و صنعتهاي به كار رفته در آن پي ببريم، چگونه است كه نميتوانيم آيهاي مثل آن بياوريم؟
پاسخ :
نقد و بررسی:
معجزه عبارت است از أمر خارق العادهاي كه تنها توسط فرستادگان الهي و با هدف اثبات صحت نبوت و ارتباط با خداوند، انجام ميگيرد. با وجود اینکه مخالفان و منکران، به طور جدی از سوی قرآن، به همانندآوری دعوت شدهاند و از آنان خواسته است که اگر به حقانیت این کتاب شک دارند، دستکم یک سوره مانند آن را بیاورند، اما تاکنون بشر عادي از آوردن مثل آن عاجز وناتوان مانده است؛1
ویژگیهای قرآن
1. جاودانگی؛ يكي از ويژگيهاي مهمي كه معجزة بزرگ پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ يعني قرآن، دارد اين است كه قرآن معجزهای فراتاریخی است و مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است. جاودانگی قرآن از آن روست که رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ به عنوان آخرين نبي (خاتم الانبياء) براي هدايت و راهنمايي بشر تا روز قيامت برگزيده شد و بدين جهت، بايد آئين و برنامه هاي دين اسلام، جامع و كامل و تأمین کننده همه نیازهای انسانها برای رسیدن به کمال و سعادت دنیایی و اخروی باشد و چنان از فراگيري و شمول برخوردار باشد که برای همه عصرها و نسل ها تازگی و طراوتش را حفظ کند. خداوند متعال با فرو فرستادن وحي بر قلب مبارك پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ كتابي را نازل كرد كه از هر نظر معجزه اي است براي تمام عالميان تا روز قيامت. پس لازمة دين خاتم، وجود معجزه خالد و هميشگي است.
2. سر جاودانگي اعجاز قرآن در این امر نهفته است كه از نوع معجزاتی است که شأنیت ماندگاری را دارد. این معجزه از سنخ آثار مكتوب و علمي و ماندگار است و از اين رو محدود به زمان و مكان خاصي نيست و براي هميشه و همواره در معرض تجربه و احساس آدمیان قرار دارد و هركسی ميتواند، در حدّ وسع خود، از جنبهها و ابعاد مختلف اعجازش، آگاهي يابد. بر خلاف معجزات پيامبران گذشته كه محدود به زمان و مكان خاصی بوده و افراد اندكي ميتوانستند آن را ببينند؛ همچون اژدها شدن عصاي موسي ـ عليه السّلام ـ .2
3. از آن جا كه قرآن براي هدايت و سعادت تمام بشر در همة اعصار و امكنه آمده است[*]، لذا اعجازش فقط در فصاحت و بلاغت و نظم و سبك و اسلوب جديد و به طور كلي در اعجاز ادبي خلاصه نميشود تا تنها مخصوص عربان و اديبان آنها باشد، بلكه چنانكه علما و مفسرين قرآني گفتهاند وجوه و ابعاد ديگري را هم ميتوان براي اعجاز قرآن شمرد.3 كه از جملة آنها:
1ـ هماهنگي و عدم اختلاف و تناقض در آيات و سورههاي آن؛ 2ـ اعجاز علمي قرآن 3ـ اعجاز غيبي آن (خبر دادن از حوادث گذشته و حال و آينده) 3ـ اعجاز تشريعي آن 4ـ علو معاني و معارف قرآن 5ـ اُمي بودن آوردندة آن و ... .
4. يكي از ويژگيهاي تمام معجزت انبياء الهي و به خصوص معجزه بزرگ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله ـ، این است كه همواره و به مناسبتهاي مختلف و با شيوههاي متعدد، ناباوران و مدعيان را به تحدّي و مبارزه طلبي دعوت كرده است اما هيچ گاه، هيچ كس نتوانسته است از آن زمان تاكنون در اين مبارزه پيروز شود؛ حتي از آوردن سورة كوچكي همچون سورههاي قرآن عاجز و ناتوان بودهاند. تحدي قرآن، مراتب و مراحل مختلف داشته است. در يك جا درباره كل قرآن تحدّي كرده است.4 در مرحله بعد، به ده سوره تحدّي شده است5 و در مرحلة آخر، براي اینكه عجز و ناتواني آنها را ثابت كند، به يك سوره6 حتي اگر از تمام جن و انس كمك گيرند.7
نكته قابل توجه اینكه تحدّي به يك آيه نشده است؛ لذا هيچ كس نگفته كه اين امر محال است و ممكن است كسي قدرت بر اين امر داشته باشد.8 اما اين امر منافاتي با اعجاز قرآن ندارد چرا كه اولاً هيچ كس در اين امر موفقيتي كسب نكرده است و ثانياً تمام ويژگيهايي كه در يك آيه از قرآن نهفته است معلوم نيست در آیه برساخته شده از طرف افراد مدعی وجود داشته باشد. ثالثاً الگوبرداري از موضوع و عبارات و اصطلاحات قرآن، با كمي جابه جايي و كم و يا زياد كردن عبارات و لغات، هنر نيست؛ مهم این است كه همواره به فصاحت و بلاغت از سبك و اسلوب جديد و خاصي سود بجويند.
5. لذت بردن از زيبايیهاي ادبي و هنري قرآن، غير از دانستن قواعد و فنون به كار رفته در آن است. خيلي از اعراب آن عصر، كه هيچ سواد و تخصصي در ادبيات عرب نداشتند، حتي غيرعربان از تلاوت آيات قرآني بسيار مبتهج و مسرور ميشدند و تحت تأثير فصاحت و بلاغت و شيوايي و رواني و موسيقاي قرآن قرار میگرفتند، بدون اینكه از نكتههای بسيار ظريف و دقيق آن آگاهي داشته باشند. البته منكر اين معنا نميشويم كه هر كسی كارشناس در قواعد و متون عرب باشد، بيشتر و بهتر، زيباييهاي ادبي آنرا درك ميكند. اما بهرحال، لذت بردن از آيات قرآن مستلزم این نيست كه حتماً از قواعد و صنعتهاي ادبي آن آگاه باشد. چه اينكه تأمل و دقت در محتواي بلند و معنوي آن بسيار لذت آفرين است.
6. علم و آگاهي به قواعد و متون به كار رفته در يك متن و عبارت زيبا و فصيح، غير از دانستن چگونگي آوردن و استعمال و به كارگيري آن قواعد است. به عبارت ديگر، ممكن است يك كارشناس ادبيات عرب بتواند به اسرار و رموز ادبي و هنري كه در يك آية قرآن به كار رفته است، در حدّ توان خودش، پي ببرد اما اين مستلزم آن نخواهد بود كه توانايي آوردن عبارتي شبيه آن را داشته باشد. چه اينكه خيلي از اساتيد ادب و شعر و هنر به خوبي ميتوانند صنعتها و قواعد به كار رفته در اشعار حافظ را تحليل و بررسي كنند، اما هرگز نتوانستهاند همچون حافظ، شعر بسرايند و اين چيز عجيبي نيست چه رسد به آيات و سوره هاي قرآن، كه ادعاي اعجاز داشته و دارد.
شاهد بر مطالب ما اسناد و مدارك تاريخي موجود است. با اينكه عرب متعصب آن عصر، خود اهل فن و متخصص در ادبيات عرب بود و به شعرا و سخنوران و قصیدهسرايان خويش مباهات و افتخار ميكرد و از آن سو، با نزول قرآن و آئين جديد اسلام، تمام حيثيت و آيين و رسوم خويش را در خطر ميديدند و با تمام توان و تلاش براي غلبه بر اعجاز قرآن همت گماشتند، ناتوان و بيچاره شدند و به نقل متواتر و نص صريح، اعتراف و اذعان به ناتواني و عجز خویش كردند.
از باب نمونه، در تاريخ آمده است که هنروران، اعم از فصیحان و شاعران عرب، در ماههاي حرام ارزندهترين و نفيسترين، سرودههاي خويش را در همايش ادبي و نمايشگاه هنري بازار عكاظ، عرضه میداشتند و داوران، برترين نمونهها را گزينش و بهترين ساختههاي ادبي را بر ديوار كعبه، به مدت يكسال ميآويختند و ماية افتخار صاحبانشان ميشد،9 اما وقتي با نزول برخي از آيات قرآن مواجه شدند و شيريني و زيبائي و نظم با شكوه آن را ديدند، آثار ادبي و نمايشگاه شعر خود را برچيدند و براي هميشه لب فروبستند و ميدان را به فصاحت و بلاغت قرآن واگذار کردند.10
لبيد بن ربيعة كه خود از شاعران نامي عرب و سرايندة يكي از قصائد هفتگانة معروف است، وقتي با قرآن محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ آشنا گرديد، دلسپردة آن شد و ديگر شعر نسرائيد و پيوسته در حال قرائت قرآن بود. وقتي از او پرسيدند چرا شعر را رها كردهاي؟ گفت: "در مقابل قرآن ديگر نميتوانيم شعر بيافرينم. اگر سخن اين است، گفتههاي ما همه هجو است. من آن اندازه از قرآن لذت ميجويم كه بالاتر از آن را نميشناسم".11
حاصل اینكه اگر بر فرض، كسي دانش و فهم قواعد و صنعتهاي به كار رفته در قرآن را داشته باشد، باز به اين معنا نيست كه بتواند آياتي همچون قرآن بياورد. اتفاقاً هر چه علم و آگاهي كسي در اين زمينه بيشتر باشد، بهتر به صدق گفتار نبي اكرم اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اينكه اين كتاب ساخته دست بشر نيست، پي خواهد برد و اگر عناد و تعصب نداشته باشد، بيش از ديگران سر تعظيم در برابر عظمت اعجاز قرآن فرو خواهد آورد. چنانكه همين مسئله را در ايمان آوردن مستحكم و به سجده افتادن ساحران فرعون در برابر معجزة حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ مشاهده ميكنيم؛ چون آنها بيش از ديگران ميفهمیدند كه اژدها شدن عصا، كار بشر عادي نيست و حتماً به امر خداست، لذا در برابر فرعون و وعدههاي عذاب او محكم ايستادند و گفتند اگر دست و پاي ما را قطع كني، هرگز از ايماني كه آوردهايم دست بر نخواهیم شست.12
منابع جهت مطالعه بيشتر
1. سبحاني، جعفر، الاههيات، ج 3، مركز علمي دروس اسلامي، چاپ سوم، قم 1362.
2. سعيدي جعفر، محمد، آموزش كلام اسلامي، ج 2، انتشارات طه، قم 1381.
3. رضايي، سعيد، اعجاز نور، مؤسسه فرهنگي انصار المهدي، قم 1378.
4. معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، مؤسسه فرهنگي و انتشارات التهيد، چاپ اول، 1378.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پينوشتها:
* . سبأ/28. و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نذیرا...
1 . ر.ك سيد مرتضي علي بن الحسين، در رسائل الشريف المرتضي، ج 2، ص 283؛ مؤسسه النور المطبوعات بيروت. همچنين ر. ك فاضل مقداد، ارشاد الطالبين ص 306، مكتبة المرعشي، قم 1405 ق.
2 . ر.ك علامه طباطبائي، محمد حسين، الميزان، ج 1، ص 61 و 62، انتشارات اسماعيليان، چاپ پنجم 1371. همچنين ر.ك مطهري، مرتضي، آشنايي با قرآن، ص 236، انتشارات صدرا، 1372.
3 . ر.ك مصباح يزدي، محمد تقي، قرآن شناسي، ص 139-168، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، چاپ دوم 1380. همچنين ر.ك جوادي آملي، عبد الله، قرآن در قرآن، ص 134-154، مركز نشر اسراء، 1381. سعيد رضايي، اعجاز نور، مركز فرهنگي انصار المهدي، 1378.
4 . سورة طور، آيه 33 و 44.
5 . سورة هود، آيه 13.
6 . سورة يونس، آيه 38. همچنين سورة بقره، آيات 23 و24.
7 . سورة اسراء آيه 88.
8 . ر.ك آيت الله خوئي، ابوالقاسم، البيان في تفسير القرآن، ص 91 و 92، انتشارات اميد، چاپ هفتم، بي جا، 1416.
9 . ر.ك تاريخ يعقوبي، ج 1، ص 269-262، مكتبة حيدري، نجف 1384 ق. مؤلفات جرجي زيدان، ج 11، ص 626-622، (مقالات تاريخ تمدن اسلامي)، انتشارات دارالجيل، بيروت، 1402.
10 . ر.ك سعيدي روشن، محمد باقر، علوم قرآني، ص 104، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، چاپ اول، 1377 قم.
11 . علوم قرآني، ص 104.
12 . سورة اعراف، آيات 116-126.
افزودن دیدگاه جدید