سؤال اينجانب تأثير مال حرام در زندگي است؟ با توجه به تأثیر روزي حلال در تربيت فرزند، چرا اين تأثير منفي را در حضرت موسي و حضرت يوسف ـ عليهما السلام ـ نميبينيم؟! در صورتي كه اين دو پيامبر الهي در خانة حكامي بزرگ شدهاند كه قطعاً اموالشان مختلط به حرام بود
سؤال اينجانب تأثير مال حرام در زندگي است؟ با توجه به تأثیر روزي حلال در تربيت فرزند، چرا اين تأثير منفي را در حضرت موسي و حضرت يوسف ـ عليهما السلام ـ نميبينيم؟! در صورتي كه اين دو پيامبر الهي در خانة حكامي بزرگ شدهاند كه قطعاً اموالشان مختلط به حرام بوده است! لطفاً توضيح دهيد!
پاسخ :
نقد و بررسی:
این پرسش در چند محور پاسخ داده میشود:
1. اولا: بی تردید نحوه راهیابی موسی به خانه فرعون و پی آمدهای بعدی آن جریان جزء مسایل شگفت انگیز و معجزه آساست. اما با توجه به آیات و روایات، جریان تغذیه موسی در خانه فرعون به گونة خاصی بوده است. در قرآن میفرماید: (وَ حَرَّمْنا عَلَیْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ)1 یعنی ما پیشتر، زنان شیر دهنده را (در هنگام آورده شدن به قصر فرعون) به او (تکوینا) تحریم کردیم. در ذیل این آیه گفتهاند: اراده خداوند به این تعلق گرفته بود که این نوزاد به مادرش برگردد. طبیعی است که نوزاد شیرخوار چند ساعت که میگذرد گرسنه میشود، گریه میکند و باید دایه برای او جستجو کرد، اما عجیب این که پستان هیچ دایهای را نمیگیرد. این همان تحریم تکوینی الهی بود که همه دایهها را بر او حرام کرده بود. بر اساس برخی روایات، سه روز طول کشید تا مادر موسی پیدا شد. نظر بعضی بر آن است که این تحریم تکوینی شیرهای دیگران، برای موسی به خاطر این بود که خدا نمیخواست از شیرهایی که آلوده به حرام، آلوده به اموال دزدی و جنایت و رشوه و غصب حقوق دیگران است و یا دستکم موجب انتقال بیماریها و یا خصلتهای پست شخصیتی و اخلاقی است، این پیامبر پاک بنوشد؛ او باید از شیر پاکی هم چون شیرمادرش تغذیه کند. اما این مسئله که آیا بعد از این جریان فرعونیان موسی را به مادرش سپردند که او را شیر دهد و در خلال این کار همه روز یا گاه به گاه کودک را به دربار فرعون بیاورد تا ملکه مصر دیداری از او تازه کند، و یا کودک را در دربار نگه داشتند؟ دلیل و سندی روشن در این باره در دست نیست، گرچه احتمال اول نزدیکتر به نظر میرسد.2 و هم چنین در این باره که آیا موسی به کاخ فرعون منتقل شد و بعد از اتمام دوران شیرخوارگی به دست چه کسی سپرده شد؟ آیا با مادرش بود یا نزد آسیه؟
برخی گفتهاند: موسی بعد از پایان شیرخوارگی در دامن آسیه بزرگ شد.3
می توان گفت که همان طوری که در زمان شیرخوارگی، خداوند زمینهای فراهم ساخت تا موسی از شیر حلال مادرش تغذیه کند و آیات قرآن به روشنی این مسئله را مطرح کرده، بعید نیست که به نحوی، زمینهای فراهم شده باشد که تا مدت زمانی که در نزد آسیه بوده یا به دست مادرش سپرده شده نیز از طریقی که برای ما مشخص نیست به گونهای، غذای حلال برای او فراهم شده باشد. لااقل قطعی نیست و دلیلی در دست نداریم که موسی از مال حرام فرعون تغذیه کرده باشد. ممکن است همانند دوران شیرخوارگی از راه خاصی زمینه تغذیه از مال حلال برای او فراهم شده باشد. بنابراین نمیتوان به صورت قطعی ادعا کرد که موسی در خانه فرعون از مال حرام تغذیه کرده و چرا به تربیت او اثر سوء نگذاشته است.
ثانیا: زندگی حضرت موسی و یوسف علیهما السلام در دربار فرعونها و خوردن از اموال آنان، میتواند مشمول قانون اضطرار شود. در این حالت و برای حفظ جان، میتوان از مالی که در شرایط عادی حرام است، به اندازه رفع حاحت استفاده کرد و در حقیقت این اندازه از آن اموال، بر فرد حلال خواهد بود. علاوه بر این، نمی توان با ضرس قاطع گفت که تمامی اموال فرعونیان حرام اندر حرام بوده است. چه بسا آنها اموالی هم از خود داشتهاند که این دو پیامبر از آن اموال میخوردهاند.
ثالثا: با یک نگاه توحیدی به هستی و زندگی، خداوند مالک حقیقی و مؤثر حقیقی و اصیل در عالم است. همه اموال و داراییها از آن خداست و ولی خدا میتواند با اذن او در هر مالی تصرف کند، هرچند اولیای الاهی تا حد ممکن و برای آن که رفتارشان دستآویز فرصت طلبان نشود و سودجویان با دستاویز قرار دادن آن، رفتارهای ظالمانه خود را توجیه کنند، همواره از چنین کاری دوری میجستهاند. اساسا ملکیت ما انسانها بر اموال و داراییهامان، ملکیتی اعتباری و ناشی از حکم و خواست خداست و به همین خاطر در محدوده و به اندازهای که اراده تشریعی او اقتضا میکند، می تواند منشأ اثر باشد. حال در جایی که او اجازه دهد و بخواهد، مالکیت ما منتفی خواهد شد. نمونه ملموس این مسأله، واجبات مالی مانند خمس و زکات است. بنابر فقه اسلام، کسی که بر او خمس یا زکات واجب میشود، اصلا مالک آن مقدار از اموال خود نیست و هرگونه تصرف در آن بدون اذن امام معصوم یا نائبان او حرام و موجب ضمان است.
2. درباره حضرت یوسف علیه السلام تبیین دیگری نیز وجود دارد. طبق بیان قرآن کریم، حضرت یوسف به عنوان غلام و برده به عزیز مصر فروخته شد، فرمود: (وَ شَرَوْهُ به ثمنٍ بخسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ)4 یعنی او را به بهای اندکی و چند درهم فروختند. گرچه قرآن در ادامه میفرماید که عزیز مصر به همسرش گفت او را گرامی بدارد5 اما از آن جا که به هر حال یوسف به عنوان یک برده فروخته شده بود، خواه نا خواه، خانواده عزیز مصر از او توقع کار و خدمت داشت و به نحوی از او کار میکشیدند. پس میتوان گفت چون حضرت یوسف در واقع برده نبود و محصول دسترنجش از آن خودش بود، لذا قیمت غذایی که در خانه عزیز مصر مصرف میکرد در حقیقت از دست رنج خودش و برای او حلال بوده است و هیچ محذوری ندارد که کسی دست رنج خود را گرچه از فرد ظالم گرفته باشد، مصرف کند. یعنی اگر کسی نزد شخص ظالمی کار کند، دست مزد او برای خودش حلال است و ربطی به مظالم آن شخص ندارد. (خصوصاً این که عزیز مصر همانند فرعون معاند با خدا نبوده است و تنها یک پادشاه بوده که خدا را باور نداشته و یا به صورت نادرست اعتقاد داشته است؛ مثلاً از روی جهل و قصور، بت پرست بوده است.)
گذشته از این، حضرت یوسف خود توجه به مسئله داشته است که تغذیه او در خانه عزیز مصر چگونه باید صورت گیرد؛ مثلاً گرچه او مورد تکریم همسر عزیز مصر بوده و با او همانند سایر بردهها عمل نمیکرده است، اما حضرت یوسف ممکن است برای اینکه زندگی او در خانه عزیز مصر با اموال او آلوده نشود شاید خودش کار مینموده و از طریق دست مزد خود ولو در خانه آنها به نحوی غذای حلال بدست میآورده است.
3. مطلب دیگر آن است که گذشته از جریان موسی و یوسف ـ علیهما السلام ـ برای برخی از ائمه ـ علیهم السلام ـ مثل حضرت امام هشتم نیز گاهی پیش میآمده است که در دربار مأمون چیزی بخورد و یا تصرف نماید و یا جریان کاروان کربلا به خصوص امام سجاد ـ علیه السلام ـ که مدتی در شام بودند و بدیهی است که غذای آنها را دستگاه بنیامیه و یزید تأمین میکردند. و موارد مشابه دیگر.
آیا این گونه موارد چگونه حلال میشود؟ جریان حضرت موسی و یوسف علیهما السلام نیز از آن قاعده بیرون نیست. از آنجا که تصرف ائمه ـ علیهم السلام ـ در اموال خلفای جور و سلاطین جور جایز است و در واقع آنچه حاکمان جور در اختیار دارند، نوعاً تعلق به امام معصوم ـ علیه السلام ـ دارد و آنها به ناحق تصاحب کرده بودهاند، لذا تصرف امام در اموال آنها نه تنها جائز بلکه حق مسلم ایشان است و برای امام تصرف در اموال آنها هیچ گونه محذوری ندارد. ممکن است جریان تصرف حضرت موسی و یوسف ـ علیه السلام ـ نیز از این طریق کاملاً قابل توجیه باشد، زیرا آنها نیز در واقع در اموال مربوط به خود تصرف کردهاند و تصرف آنها در آن اموال برایشان محذوری شرعی نداشته است.
براي مطالعه بيشتر:
1. مجلسي، بحارالانوار، ج 49، نشر داراحياء التراث العربي، بيروت. 1403 ق.
2. ناصر مكارم، تفسير نمونه. ج 9، ص 292 تا 400، نشر دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1369 ش.
3. فلسفي، محمدتقي، گفتار فلسفي كودك از نظر وراثت و تربيت نشر هيئت نشر فرهنگ اسلامي تهران، بي تا.
پينوشتها:
1. سوره قصص، آيه 12.
2. ناصر مكارم، تفسير نمونه، ج 16، ص 34، ص 36، نشر دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1369 ش.
3. همان، ص 36.
4. سوره يوسف، آيه 20.
5. سوره يوسف، آيه 21.
افزودن دیدگاه جدید