پیامبر اهل تسنن: 36. برترين پيامبر كيست؟

پیامبر اهل تسنن: 36. برترين پيامبر كيست؟

يكي از مسائلي كه همه مسلمانان از هر فرقه اي، بر آن اتفاق دارند اين است كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم برترين پيامبر است و در اين مسأله، جاي هيچ گونه شك و شبهه اي نيست. اين كه فرشتگان الهي مأمور سجده بر حضرت آدم عليه السلام شدند نشان مي دهد كه آن حضرت از فرشتگان برتر است و چون نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله وسلم از حضرت آدم عليه السلام برتر است، نتيجه مي گيريم كه آن حضرت از جميع فرشتگان نيز برتر است. پس آن وجود اقدس از همه كائنات ـ از جن و انس و مَلَك ـ بالاتر بوده و احدي را نمي توان با حضرتش مقايسه كرد. در صحاح سته نيز به اين موضوع تصريح شده است آن جا كه آن حضرت را امام همه انبياء مي دانند.(1) يا مي نويسند كه حضرتش تنها پيامبري است كه مبعوث بر همه مردم شده است.(2) يا مي گويند كه آن بزرگوار، سيد فرزندان آدم و اول كسي است كه زمين براي او شكافته مي شود.(3) يا آن كه گفته اند كه شفاعت، مخصوص آن بزرگوار است.(4) كه خود دليل برتري آن حضرت بر همه انسان ها مي باشد.

 

البته در روايات دسته اخير كه شفاعت را منحصر به شخص رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم مي داند روايات خلاف هم ديده مي شود كه به بعض از آن ها در كتابمان: «خدا در صحاح سته» اشاره كرده و بعض ديگر را هم اين جا ذكر مي كنيم:

 

1ـ با اين كه گفته اند كه شفاعت مخصوص پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است مي نويسند: انبياء و فرشتگان و مؤمنان، همه شفاعت مي كنند و مي ماند شفاعت خدا!

 

2ـ رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم با شفاعت خويش، همه گناهكاران را از جهنم خارج مي كنند مگر كساني كه به حكم قرآن، بايد هميشه در جهنم بمانند.

 

3ـ خدا نيز عده اي را بدون هيچ عملي از جهنم خارج مي كند.

 

4ـ روز قيامت سه دسته شفاعت مي كنند: 1ـ انبياء 2 ـ علماء 3ـ شهداء.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ الف: صحيح مسلم، ج 1، ص 157، كتاب الايمان، باب 75.

ب: سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1443، كتاب الزهد، باب ذكر الشفاعة.

ج: سنن ترمذي، ج 5، ص 547، كتاب المناقب، باب اول.

د: سنن نسائي، ج 1، ص 254، كتاب الصلاة، باب اول.

 

2 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 2-91، باب التيمم ؛ و ص 119، كتاب الصلاة، باب قول النبي جعلت لي الارض مسجدا و طهورا.

ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 71-370، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، حديث شماره 3.

ج: سنن نسائي، ج 1، ص 241، كتاب الغسل، باب التيمم بالصعيد.

 

3 ـ الف: صحيح بخاري، ج 6، ص 105، تفسير سوره بني اسرائيل.

ب: صحيح مسلم، ج 4، ص 1782، كتاب الفضائل، باب اول.

ج: سنن ترمذي، ج 5، ص 288، كتاب تفسير القرآن، سوره بني اسرائيل ؛ و ص 9-548، كتاب المناقب، باب اول.

د: سنن ابي داود، ج 4، ص 218، كتاب السنة، باب في التخيير بين الانبياء عليهم السلام .

 

4 ـ الف: صحيح بخاري، ج 6، ص 21، ابتدي تفسير سوره بقره ؛ و ج 8، ص 5-144، كتاب الدعوات، باب صفة الجنة و النار ؛ و ج 9، ص 150-149 و 160 و 179 و 182، كتاب التوحيد، باب هاي: «ما يذكر في الذات و...» و «و كان عرشه علي الماء و...» و «كلام الرب عزوجل...» و «قوله و كلم اللّه موسي تكليما».

ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 180 به بعد، كتاب الايمان، باب 84 الي 86 [

ج: سنن ترمذي، ج 4، ص 9-537، كتاب صفة القيامة و...، باب ما جاء في الشفاعة ؛ و ج 5، ص 9-288، تفسير سوره اسراء.

د: سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1442، كتاب الزهد، باب ذكر الشفاعة.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ما كه نفهميديم بعد از شفاعت انحصاري نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله وسلم و طفره رفتن انبياء بزرگ الهي و خروج همه گناهكاران به شفاعت آن حضرت، از جهنم، چطور مي شود كه اوّلاً انبياء و ثانيا علماء و ثالثا شهداء، شفاعت كنند! آيا باز هم محلي براي شفاعت مي ماند؟ از شفاعت خدا هم چيزي نفهميديم. شفاعت، واسطه شدن است. خدا چگونه واسطه مي شود؟ واسطه بين مردم گناهكار و چه كسي؟

 

حال به رواياتي كه غير پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم را برتر مي دانند سري بزنيم. البته با توجه به اين كه آن حضرت آقاي فرزندان آدم عليه السلام بوده و اعتقاد همه مسلمين چنين است بايد روايات خلاف را ـ و لو در صحاح آمده باشد ـ به دور بريزيم.

 

1ـ يونس عليه السلام برترين پيامبر است:

قبل از بررسي روايات مربوطه، به دو نكته بايد توجه داشته باشيم:

اول اين كه انبياء اولوالعزم از ساير انبياء برترند و حضرت يونس عليه السلام از انبياء اولوالعزم نبود.

دوم اين كه اهل سنت كلماتي از قبيل ذنب يا ظلم را، كه در قرآن درباره انبياء به كار رفته است، به همان معني خودش باقی مي گذارند و لذا معتقدند كه مثلاً: حضرت آدم عليه السلام گناه كرد يا حضرت موسي عليه السلام ظلم كرد و امثال آن.

 

با اين حساب حضرت يونس عليه السلام ، هم از انبياء اولوالعزم نبود تا نسبت به ساير انبياء برتري داشته باشد و هم ـ العياذ باللّه ـ طبق معني علماي عامه، از ظالمين بود، و لذا خداوند او را در زنداني تك سلولي و سيار محبوس نمود و در آن جا توبه كرد. چگونه مي شود كه در روايات صحاح، به عنوان حديث قدسي، نقل شده كه خداوند فرمود:

«هيچ يك از بندگان مرا نشايد كه بگويد من از يونس برترم.»

 

يا آن كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم فرموده است:

«سزاوار كسي ـ يا پيامبري ـ نيست كه بگويد من از يونس بن متّي برترم.»(1)

 

شايد در آن حكمتي بوده است؟!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ الف: صحيح بخاري، ج4، ص186 و193 و194، كتاب بدء الخلق، باب هي: «قول اللّه تعالي و هل اتيك حديث موسي» و «و انّ يونس لمن المرسلين...»؛ و ج6، ص62 و63 و71 و155، كتاب التفسير، سوره هاي نساءوانعام وصافات؛ و ج9، ص192، كتاب التوحيد، باب ذكرالنبي و روايته عن ربه.

ب: صحيح مسلم، ج 4، ص 4-1843 و 1846، كتاب الفضائل، باب هاي 42 و 43.

ج: سنن ابن ماجه، ج2، ص 9-1428، كتاب الزهد، باب ذكر البعث.

د: سنن ترمذي، ج 5، ص 348، تفسير سوره زمر.

ه : سنن ابي داود، ج 4، ص 217، كتاب السنة، باب في التخيير بين الانبياء عليهم السلام .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

2ـ موسي عليه السلام برترين است:

«مردي از انصار با مردي يهودي نزاع نمود. انصاري به صورت يهودي نواخت. او شكايت نزد رسول خدا برد. حضرت انصاري را خواست و علت كارش را پرسيد. گفت: او قسم خورد به خدايي كه موسي را برگزيد (يعني او را به عنوان برترين پيامبر برگزيد) من نيز عصباني شدم كه پيامبر ما برگزيده است او چرا چنين گفت (لذا او را كتك زدم). آن حضرت فرمود: مرا بر موسي برنگزينيد، زيرا وقتي قيامت بر پا مي شود من اول كسي هستم كه براي حساب حاضر مي شوم و موسي را مي بينم كه ستون عرش را گرفته است. نمي دانم او قبل از من به هوش آمد (يعني بعد از آن كه همه مردم در اثر دميدن در صور، به وسيله اسرافيل بيهوش شدند) يا آن كه چون در «طور» بيهوش شد، اين جا ديگر بيهوش نشد.»(1)

در اهميت اين حديث همين قدر بس كه بخاري آن را در بيش از 10 جاي صحيحش آورده است!

قضاوت با شما خوانندگان مسلمان.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ الف: صحيح بخاري، ج 3، ص 158 و 159 ؛ و ج 4، ص 187 و 192 و 194 ؛ و ج 6، ص 5-74 و 158 ؛ و ج 8، ص 134 و 135 ؛ و ج 9، ص 16 و 154 و 170.

ب: صحيح مسلم، ج 4، ص 5-1843، كتاب الفضائل، باب 43. ]

ج: سنن ابن ماجه، ج 2، ص 9-1428، كتاب الزهد، باب ذكر البعث.

د: سنن ترمذي، ج 5، ص 348، تفسير سوره زمر.

ه : سنن ابي داود، ج 4، ص 218، كتاب السنة، باب في التخيير بين الانبياء عليهم السلام .

 

3ـ ابراهيم عليه السلام بهترين است:

«مردي خدمت رسول خدا رسيد. عرض كرد: «يا خير البريّه» (يعني اي بهترين مردم)

حضرت فرمود: «ذاك ابراهيم عليه السلام » (يعني بهترين مردم ابراهيم عليه السلام است.)»(1)

اين جا نيز قضاوت را به عهده خوانندگان مي گذاريم و مي گذريم.

 

در خاتمه از خداوند منان مي خواهيم كه معرفت ما را نسبت به اولياء بر گزيده اش، مخصوصا خاتم انبياء و آقاي آنها و سيد فرزندان آدم صلوات اللّه و سلامه عليه و علي اولاده المعصومين روز به روز بيشتر بگرداند.

 

بار الها! ما را در شناخت وظيفه و انجام آن موفق بدار.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ الف: صحيح مسلم، ج 4، ص 1839، كتاب الفضائل، باب 41.

ب: سنن ترمذي، ج 5، ص 416، كتاب تفسير القرآن، باب 86، «و من سورة لم يكن».

ج: سنن ابي داود، ج 4، ص 218، كتاب السنة، باب في التخيير بين الانبياء عليهم السلام .

افزودن دیدگاه جدید