پیامبر اهل تسنن: 35. آيا پيامبر (ص) عصباني بود؟

پیامبر اهل تسنن: 35. آيا پيامبر (ص) عصباني بود؟

صاحبان صحاح نوشتند كه رسولِ حليمِ صبورِ الهي صلي الله عليه و آله وسلم فورا از كوره در مي رفت و به كوچكترين امري عصباني مي شد.

 

«مردي از لُقَطَه پرسيد (لقطه يعني مالي كه انسان آن را مي يابد و صاحبش را نمي شناسد.) فرمود: يك سال آن را معرّفي كن. هر گاه صاحبش آمد به او بر گردان. پرسيد: اگر شتري پيدا كردم، حضرت آن چنان در غضب شد كه صورتش سرخ شد...».

 

«از پيامبر چيزهايي پرسيدند و چون سؤال زياد شد، در غضب شد. سپس فرمود: آن چه خواهيد از من بپرسيد...».

 

«از حضرتش پرسيدند: چگونه روزه مي گيري؟ حضرت در غضب شد. عمر چون غضبش را ديد گفت: «رضينا باللّه ربّا و بالاسلام دينا و بمحمّد نبيّا. نعوذ باللّه من غضب اللّه و غضب رسوله»(1) و آن قدر آن را تكرار كرد تا غضب آن حضرت بر طرف شد.»(2)

راستي آيا «خُلُق عظيم» كه قرآن، حضرتش را بدان مي ستايد(3)، اين است؟

 

آيا معقول است كه رسول اعظم الهي صلي الله عليه و آله وسلم از سؤالي ـ هر چند بيجا ـ عصباني شود؟

 

سؤال از اين كه اگر شتري پيدا كردم چه جاي غضب است؟ سؤال از اين كه چگونه روزه مي گيري كه نمي تواند عامل غضب باشد به طوري كه عمر مجبور شود جملاتي را آن قدر تكرار كند تا حضرتش آرام گردد.

 

حق اين است كه حلم و بردباري پيامبر عظيم الشأن اسلام صلي الله عليه و آله وسلم زبان زد خاص و عام و حتي دشمنان است. آن حضرت با همين صبر و حلم توانست امتي را كه از تمدن بويي نبرده بودند، متمدن ترين مردم روزگار نمايد.

 

قرآن كريم مي فرمايد: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّه لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّا غَليظَ الْقَلْب لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأمْرِ...»(4)

در اين جا چند روايت از سنن ابي داود نقل مي كنيم تا شاهدي ديگر بر گفته ما باشد:

 

انس مي گويد: خُلق آن حضرت از همه مردم بهتر بود. روزي مرا براي كاري فرستاد. گفتم: به خدا نمي روم و در دل مي خواستم بروم. بيرون رفتم. ديدم بچه ها در بازار بازي مي كنند. (ديگر چيزي نگفت ولي از دنباله روايت بر مي آيد كه او به آن چه كه به زبان گفت عمل كرده و به جاي رفتن دنبال مأموريت مشغول تماشا شده و يا با آن ها به بازي سرگرم شد.) ناگهان ديدم پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم از پشت مرا گرفت. نگاه كردم، ديدم دارد مي خندد. فرمود: اي «اُنيس» (يعني انس كوچك. مثل حسين يعني حسن كوچك) برو به آن چه كه به تو دستور دادم. گفتم: الان مي روم... به خدا قسم 7 يا 9 سال او را خدمت كردم. يكبار به من نگفت: چرا فلان كار را كردي و يا چرا فلان كار را نكردي.

 

2ـ انس مي گويد: 10 سال در مدينه، آن حضرت را خدمت كردم و من كم سن و سال بودم و چنين نبود كه همه كارهاي من باب طبع حضرتش بوده باشد. يك بار به من اُفّ نگفت و نگفت چرا كردي و چرا نكردي.

 

3ـ ابو هريره مي گويد: عربي باديه نشين رداي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را كشيد؛ به طوري كه گردن آن حضرت سرخ شد. اعرابي گفت: يكي از اين دو شتر را براي من حمل كن. تو كه از مال خودت يا از مال پدرت خرج نمي كني! حضرت سه بار فرمود: نه، و استغفراللّه . مرا رها كن تا براي تو حمل كنم. اعرابي گفت: به خدا قسم ترا رها نمي كنم. تا سرانجام، حضرتش به يك نفر دستور داد از اين دو شتر ـ كه يكي بارش جو و ديگري خرما بود ـ براي او برداريد. سپس رو به ما كرد و فرمود: برويد.

 

هم او (ابو داود) چند روايت از رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم نقل مي كند كه در آن از فرو خوردن خشم و غضب بسيار تجليل شده و در يكي از آن ها آمده است كه آن حضرت فرمود: قهرمان كشتي كيست؟ گفتند كسي كه هيچ كس نتواند او را به زمين بزند. فرمود: خير، بلكه آن كس است كه هنگام غضب، مالك خويش باشد.

 

در روايتي ديگر از معاذ بن جبل و سليمان بن صرد نقل مي كند كه دو نفر به هم دشنام مي دادند يكي از آن دو بسيار خشمگين شد. رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: من كلمه اي مي دانم كه اگر آن را بگويد غضبش بر طرف مي شود.

گفتند چيست؟

فرمود: بگويد: «اللهم اني اعوذ بك من الشيطان الرجيم.» يعني خدايا من از شيطان رانده شده به تو پناه مي برم.

 

چنان چه ملاحظه مي فرماييد رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم با اين جمله با صراحت فرمودند كه غضب از شيطان است چنان چه ذيلاً در حديثي ديگر خواهد آمد.

 

نيز آن حضرت فرمودند: آن كه غضب كرده اگر ايستاده است بنشيند. اگر غضب او بر طرف شد و الا دراز بكشد و در روايتي ديگر فرمود: غضب از شيطان است و شيطان از آتش خلق شده و آتش هم با آب خاموش مي شود. هر گاه غضب كرديد وضو بگيريد.(5)

با توجه به آن چه كه گذشت آيا مي توان پذيرفت كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بيهوده در غضب مي شد؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ يعني راضي شديم كه خدا رب ما، و اسلام دين ما و محمد صلي الله عليه و آله وسلم پيامبر ما باشد. از غضب خدا و غضب رسولش به خدا پناه مي بريم.

 

2 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 33 و 34، كتاب العلم، باب الغضب في الموعظة.

ب: صحيح مسلم، ج 2، ص 19-818، كتاب الصيام، باب 36.

ج: سنن ابن ماجه، ج 2، ص 837، كتاب اللقطه، باب اول.

د: سنن ابي داود، ج 2، ص 321، كتاب الصوم، باب في صوم الدّهر تطوّعا

ه : سنن نسائي، ج 4، ص 213، كتاب الصيام، باب 73.

 

3 ـ سوره قلم، آيه 34.

 

4 ـ سوره آل عمران، آيه 159، يعني به سبب رحمتي از جانب خدا با آن ها به نرمي و ملايمت رفتار كردي و اگر تو، سخت گير و سنگدل بودي مردم از اطرافت پراكنده مي شدند. پس از آن ها در گذر و برايشان طلب آمرزش نما و با آن ها در كارها مشورت كن... .

 

5 ـ سنن ابي داود، ج 4، ص 9 - 246، كتاب الادب، بابهاي اول و سوم و چهارم.

افزودن دیدگاه جدید