پیامبر اهل تسنن: 18. پیامبری که سحر شد...

 

 

يكي از بلاهايي كه امروزه در ميان مردم ـ حتي آنان كه خود را اهل دين مي دانند ـ رواج پيدا كرده، بلاي سحر و جادو است. اينان نزد كساني كه از بعض كتب قديمه چيزهايي آموختند، رفته و براي ديگران سحر مي كنند و در اثر آن، چه خانواده هايي را كه متلاشي نمي كنند و چه مشكلاتي را كه براي مردم به وجود نمي آورند و خدا مي داند كه چه عذاب سختي در قيامت منتظر آن ها است.

 

ما دامن همه انبياء الهي را از تحت تأثير قرار گرفتن از سحر، مبرّا مي دانيم. چه آن كه شياطين هرگز بر آنان مسلط نيستند و اگر قرار باشد پيامبري مسحور واقع شود چه اعتباري به گفتارش مي باشد! از كجا كه بعض از دستوراتش هنگامي صادر نشد كه مسحور واقع شده بود؟ ولي اهل سنت به پيروي از روايات صحاح، و قبول كردن خبر عايشه و غير او از دادن چنين نسبتي به پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه و آله وسلم ابايي ندارند.

 

«عايشه مي گويد: يك نفر يهودي به نام لَبيد، پيامبر را سحر كرد. تا جايي كه او خيال مي كرد عملي را انجام داد، در حالي كه نداده بود. تا سرانجام خداوند او را به آن سحر، كه در چاهي قرار داشت، راهنمايي فرمود حضرت به طرف آن چاه رفتند و بعد از برگشت، عايشه به او گفت: آيا آن را خارج نمي كني؟ فرمود: نه...»(1)

 

«زيد بن ارقم مي گويد: مردي يهودي پيامبر را سحر كرد و چند روزي آن حضرت مريض بود. تا آن كه جبرئيل عليه السلام آمد و ما وقع را به عرض رساند. حضرت دستور دادند كه آن سحر را از چاهي كه در آن بود خارج كردند. آن گاه حالش بهبودي يافت.»(2)

 

تعحب ما از اين دو حكايت از چند ناحيه است:

1ـ در مورد حكايت اول چه شد كه با آن كه به نقل صحاح، عده اي از اصحاب، شاهد جريان بودند، فقط عايشه آن را نقل مي كند!

 

2ـ او كه خود ـ چنان چه مي آيد ـ دواي سحر را بلد بود، چرا بعد از آن كه يك بار مسحور واقع شد، براي بار دوم از همان دوا استفاده نكرد؟!

 

3ـ وقتي عايشه مي گويد آيا آن را از چاه خارج نمي كني مي فرمايد خير، مي ترسم در ميان مردم شري به پا كند ولي بعد، آن را از چاه خارج مي كند و شري هم بر پا نمي شود!

 

4ـ چه شده كه از مريضي چند روزه آن حضرت احدي از اهل منزل مطلع نشدند و زيد بن ارقم آن را گزارش كرد؟!

 

نكته اي كه در اين قضيه بايد بدان توجه داشت اين كه اگر سحر به حال خود باشد، شخص مسحور نيز به حال خود خواهد بود. مگر آن كه آن را باطل كنند يا زمان آن سپري شود. نكته ديگر اين كه با توجه به دشمني شديد يهوديان نسبت به آن حضرت، اگر حضرتش مسحور واقع مي شد، آنان دست بردار نبودند و به وسيله سحر، مي توانستند صدمات بيشتري به وجود مباركشان وارد كنند.

 

در هر حال اين فقط ما نيستيم كه اين گونه روايات را نمي پذيريم. ابن ابي الحديد معتزلي در ج 19 شرح نهج البلاغة، ص 381 پس از آن كه به طور مختصر، حديث مزبور را نقل مي كند، مي نويسد:

 

«عده ي از متكلمين، اين را از آن حضرت نفي مي كنند و مي گويند كه حضرتش از مثل اين مسائل معصوم است.»

 

هم او در همان صفحه، روايت ديگري نقل مي كند كه زني يهوديه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را سحر كرد و آن را در چاهي قرار داد و خداي تبارك و تعالي او را با خبر كرد و آن حضرت، علي عليه السلام را فرستاد و آن را از آن چاه بيرون آورد و آن زن را كشت.

 

چنان چه ملاحظه مي فرماييد در اين روايت اثري از تأثير پذيري رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم از سحر ديده نمي شود. آري، ممكن است كسي آن حضرت را سحر كند ولي در او تأثير نخواهد داشت.

 

حال براي اين كه برادران اهل سنت مسحور واقع نشوند، دواي آن را از همين صحاح به اطلاع مي رسانيم. اميد است كه استفاده كنند و سحر در آنها اثر نكند:

«سعد بن ابي وقاص از رسول خدا روايت مي كند كه فرمود: هر كه هر صبح 7 دانه خرماي مدينه را بخورد، آن روز سم و سحر در او اثر نمي كند.»(3)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ الف: صحيح بخاري، ج 4، ص 148، كتاب بدء الخلق، باب صفة ابليس و جنوده ؛ و ج 7، ص 8-176، كتاب الطب، باب السحر ؛ و ج 8، ص 103، كتاب الدعوات، باب تكرير الدّعاء.

ب: صحيح مسلم، ج 4، ص 20-1719، كتاب السّلام، باب السّحر.

ج: سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1173، كتاب الطب، باب السحر.

 

2 ـ سنن نسائي، ج 7، ص 118، كتاب تحريم الدّم، باب سحرة اهل الكتاب.

 

3 ـ الف: صحيح بخاري، ج 7، ص 104، كتاب الاطعمة، باب العجوة ؛ و ص 179 و 181، كتاب الطب، باب الدّواء بالعجوة للسّحر و باب شرب السّم و الدّواء به... .

ب: صحيح مسلم، ج 3، ص 1618، كتاب الاشربة، باب فضل تمر المدينة.

ج: سنن ابي داود، ج 4، ص 8، كتاب الطب، باب في تمرة العجوة.

افزودن دیدگاه جدید