پیامبر اهل تسنن: 8. نمازهاي طولاني و خسته کننده پيامبر (ص)
يكي از دستوراتي كه در اسلام براي امام جماعت آمده اين است كه نماز را كوتاه كند تا مأمومين به سختي نيفتند و رغبت بيشتري براي شركت در جماعت پيدا كنند. در اين زمينه بهترين الگو، شخص رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم مي باشد.
«انس مي گويد: پشت سر امامي نماز نخواندم كه نمازش از نماز رسول خدا كوتاهتر و كاملتر باشد.» و يا گفته است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم نمازش از همه كوتاهتر و كاملتر بود.(1)
«جابر بن سمرة مي گويد: من با پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نماز مي خواندم، نماز او ميانه بود.»(2) يعني نه طولاني بود كه مردم خسته شوند و نه آنقدر مختصر بود كه نماز، بي ارزش شود. صاحبان صحاح روايت مي كنند كه مردي خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم رسيد و گفت: يا رسول اللّه ! من نماز صبح را تأخير مي اندازم به خاطر فلاني كه نماز را خيلي طول مي دهد. راوي (ابو مسعود) مي گويد: من هرگز نديدم كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم در موعظه اش آنقدر غضب كند كه آن روز غضب كرد. سپس فرمود: بعض از شما، مردم را از دين فراري مي دهيد. هر گاه يكي از شما امام جماعت بود بايد نماز را كوتاه كند چه آنكه در ميان مأمومين انسانهاي ضعيف و پير بوده و عدّه اي نيز گرفتاري دارند.(3)
ابوهريرة مي گويد: رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: اگر كسي امام جماعت شد بايد نماز را كوتاه كند چه آنكه در ميان مأمومين مريض و ضعيف و افراد مسن مي باشند.(4)
ديگر جريان معاذ بن جبل است كه سوره اي طولاني مي خواند و پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم او را نهي فرمود.(5)
از مجموع روايات فوق(6) به خوبي بر مي آيد كه نظر شارع مقدّس اين است كه امام جماعت نبايد نمازش را طولاني كند.
حال ببينيم صاحبان صحاح در اين زمينه به رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم چه نسبتهايي داده اند:
«حذيفه مي گويد: شبي با رسول خدا نماز خواندم. او سوره بقره را شروع كرد. با خود گفتم 100 آيه كه خواند به ركوع مي رود. از آن كه گذشت، گفتم پس از اتمام سوره به ركوع مي رود. سپس سوره نساء را شروع كرد. بعد از آن آل عمران (آنهم نه به صورت قرائت تنها، بلكه) چون به آيه اي مي رسيد كه در آن تسبيح خدا بود او هم تسبيح مي گفت و اگر در آن سؤالي بود، او هم آن را درخواست مي كرد و اگر آيه اي كه در آن پناه بردن به خدا بود او هم به خدا پناه مي برد. آنگاه به ركوع رفت و در ركوع تقريبا همان مقدار طول داد. سپس برخاست و تقريبا به همان مقدار ايستاد. آنگاه به سجده رفت و سجودش هم تقريبا همان مقدار بود»(7)
«عبداللّه بن مسعود مي گويد: با پيامبر نماز خواندم، او آنقدر نمازش را طولاني كرد كه نزديك بود به كار بدي دست بزنم. گفته شد چه كاري؟ گفت: بنشينم و او را به حال خود بگذارم.»(8)
بعد از فوت ابراهيم، فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم خورشيد گرفت و حضرت براي نماز آيات خارج شدند. مي خواهيم بدانيم كه اين نماز چگونه خوانده شد:
«... بعد از تكبيرة الاحرام به اندازه تقربيا سوره بقره قيام كرد و سپس به ركوع رفت ركوع او نيز نظير قراءتش بود. آنگاه از ركوع برخاست و قرائتي نظير قراءت اوّل ولي كوتاه تر خواند (در اينجا روايات صحاح از يك ركوع در هر ركعت تا 5 ركوع در هر ركعت را نقل كرده اند كه ما ـ به خواست خداـ در بحث تضادّ روايات صحاح متعرّض آن خواهيم شد.) ركعت دوّم نيز مانند ركعت اوّل الاّ اينكه هر ركعتي طولاني تر از ركعت بعد بود.»
در بعض از روايات صريحا گفته شد كه بعض از مأمومين به علت طولاني شدن نماز بيهوش شدند.(9)
نسائي در ج 2 سنن ص 181 ـ كتاب الافتتاح، باب القراءة في المغرب و ص 239 ـ كتاب التّطبيق، باب 75 مي نويسد كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم در نماز مغرب سوره اعراف مي خواند.
در بررسي اين روايات بايد گفت:
1ـ خواندن سوره بقرة و نساء و آل عمران، آنهم به صورتي كه در خبر حذيفه آمده است و به همان مقدار در حال ركوع معطّل كردن و به همان مقدار بعد از ركوع ايستادن و به همان مدّت سجده را طول دادن و لابد ركعت دوّم هم مثل ركعت اوّل، يعني بيش از يكبار تمام قرآن را خواندن، لابد در شبي اتفاق افتاد كه حدود 20 ساعت بلكه بيشتر، آن شب به درازا كشيد! چه كسي مي تواند اين دسته روايات را بپذيرد؟
2ـ گيريم كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم توان اين مدّت ايستادن و در ركوع ماندن را داشت، حذيفه و ابن مسعود چه گناهي كردند؟
3ـ گيريم كه حذيفه و ابن مسعود سر زده وارد شدند و پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم از آنها مطّلع نبود، اوّلاً رواياتي كه مي گويد رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم پشت سرش را چون جلو مي ديد با آن مخالفت دارد، و ثانيا با نماز آيات طولاني كه بعض از مردم در اثر طولاني شدن نماز بيهوش مي شدند چه مي كنيد؟
جالب است كه بدانيد فقهاي اربعه اهل سنت به طولاني كردن قيام و ركوع و سجود در نماز آيات، فتوي به استحباب داده اند و بعض از آنها سوره بقره و مشابه آن را سنّت دانسته اند.
آيا اين طول دادن ها با رعايت حال مأمومين مطابقت دارد؟
4ـ آيا خواندن سوره اعراف در نماز مغرب رعايت كردن حال مأمومين است كه در ميان آنها مريض و ضعيف و پير نيز مي باشند؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ الف: صحيح بخاري، ج1، ص 181، كتاب الصلاة، باب من اخفّ الصّلاة عند بكاء الصّبي و باب قبل از آن.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 342، كتاب الصلاة، باب امر الائمّة بتخفيف الصّلاة في تمام ؛ ونيز مسلم در همان باب روايت ديگري را از انس نقل مي كند كه گفت: «پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نمازش را مختصر مي خواند و...».
ج: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 315، كتاب اقامة الصّلاة و السّنة فيها، باب من امّ قوما فليخفّف.
د: سنن ترمذي، ج 1، ص 463، ابواب الصلاة، باب ما جاء اذا امّ احدكم النّاس فليخفّف.
ه : سنن نسائي، ج 2، ص 103، كتاب الامامة، باب ما علي الامام من التّخفيف.
2 ـ الف: صحيح مسلم، ج 2، ص 591، كتاب الجمعة، باب تخفيف الصّلاة و الخطبة.
ب: سنن ابي داود، ج 1، ص 288، كتاب الصلاة، باب الرّجل يخطب علي قوس.
ج: سنن نسائي، ج 3، ص 110، كتاب الجمعه، باب 35 ؛ و نيز در ص 188، كتاب صلاة العيدين، باب 24.
3 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 180، كتاب الصلاة، باب تخفيف الامام في القيام و... و دو باب بعد.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 340، كتاب الصلاة، باب امر الائمة بتخفيف الصلاة في تمام.
ج: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 315، كتاب اقامة الصلاة و السّنة فيها، باب من امّ قوما فليخفّف.
4 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 180، كتاب الصلاة، باب اذا صلّي لنفسه فليطوّل ما شاء.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 341، كتاب الصلاة، باب امر الائمه بتخفيف الصّلاة في تمام.
ج: سنن ترمذي، ج 1، ص 461، ابواب الصلاة، باب ما جاء اذا امّ احدكم النّاس فليخفّف.
د: سنن ابي داود، ج 1، ص 211، كتاب الصلاة، باب في تخفيف الصلاة.
ه : سنن نسائي، ج 2، ص 103، كتاب الامامة، باب ما علي الامام من التّخفيف.
5 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 181-179، كتاب الصلاة، باب اذا طوّل الامام... و چند باب بعد.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 339 و 340، كتاب الصلاة، باب القراءة في العشاء.
ج: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 315، كتاب اقامة الصلاة و السنة فيها، باب من امّ قوما فليخفّف.
د: سنن نسائي، ج 2، ص 107، كتاب الامامة، باب 39 و نيز ص184 و 185 كتاب الافتتاح، بابهاي 70 و 71.
6 ـ غير از اين ها روايات ديگري نيز در مورد سفارش پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم به امام جماعت در مورد كوتاه كردن نماز، به جهت رعايت حال مأمومين وارد شده است.
7 ـ الف: صحيح مسلم، ج 1، ص 536، كتاب صلاة المسافرين و قصرها، باب 27.
ب: سنن ابي داود، ج 1، ص 231، كتاب الصلاة، باب ما يقول الرجل في ركوعه و سجوده.
ج: سنن نسائي، ج 3، ص 224، كتاب قيام اللّيل و تطوّع النهار، باب 25 ؛ و نيز در ج 2، ص 189، كتاب الافتتاح، باب 78.
8 ـ الف: صحيح مسلم، همان.
ب: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 456، كتاب اقامة الصلاة و السّنة فيها، باب 200.
9 ـ الف: صحيح بخاري، ج 2، ص 46، كتاب الجمعه، باب صلاة الكسوف جماعة... .
ب: صحيح مسلم، ج 2، ص623 و 626، كتاب الكسوف، باب 3.
ج: سنن ابي داود، ج 1، ص 310ـ306، كتاب الصلاة، باب صلاة الكسوف و چند باب بعد از آن.
د: سنن نسائي، ج 3، ص 151-124، كتاب الكسوف در ضمن 25 [باب درباره آن روايت نقل مي كند. ابن ماجه نيز در باب صلاة الكسوف آن را نقل كرده و فقط مي نويسد كه قراءت طولاني داشته است.
افزودن دیدگاه جدید