معتبرترین کتب اهل سنت: 18. خدا با زيادى بهشت چه مى‏ كند؟!

معتبرترین کتب اهل سنت: 18. خدا با زيادى بهشت چه مى‏ كند؟!

قبلاً گذشت كه جهنّم پر نمى‏ شود تا آنكه خدا پاى خود را در آن مى‏ گذارد. حال به دنباله بعضی از آن احاديث نظرى مى‏ افكنيم:

 

«زيادى بهشت پيوسته باقى است (و كسى نمانده كه در آن ساكن شود!) تا آنكه خداوند عدّه‏ اى را مى‏ آفريند و آنان را در آنجا اسكان مى‏ دهد.(1)

 

در بررسى اين روايت بايد گفت:

اوّلاً ـ به نص قرآن، بهشت مخصوص كسانى است كه ايمان داشته و عمل صالح انجام دهند. در سوره قصص، آيه 83 مى‏ فرمايد: «ما سراى آخرت را براى كسانى قرار داديم كه در زمين اراده برترى‏ جويى و ايجاد فساد نداشته باشند. آنگاه چطور خداوند خلقى را كه هيچ امتحانى پس ندادند و متحمّل هيچ‏ گونه زحمتى از عبادت و جهاد و نهى از منكر يا روزه وغير آنها (كه همه آنها در كلمه «عبادت» خلاصه شده و به تعبير قرآن «عمل صالح» ) نشدند، وارد بهشت نمايد؟ مگر خود نفرموده است كه آمدن انسانها به زمين به خاطر امتحان است تا معلوم شود چه كسى صالح و چه كسى طالح است؟(2) آيا باور كردنى است كسانى بى‏ امتحان قبول شوند؟!

 

ثانيا ـ مگر خداوند نمى‏ تواند زيادى آن را نابود كند تا مجبور نشود خلقى را بيهوده به بهشت بفرستد؟

 

ثالثا ـ چرا زيادى آن را بين بهشتيان تقسيم نمى‏ كند تا به آنان كه اعمال بهترى داشتند سهم بيشترى داده شود؟

 

رابعا ـ چرا از ابتدا بهشت را بيش از اندازه لزوم خلق كرد؟ مگر علم او به همه چيز احاطه ندارد؟(3)

 

مگر از تعداد بهشتيان با خبر نبود؟ آيا مأموران محاسبه اشتباه كردند و يا اشتباه به عرض رساندند؟!

 

آيا بهتر نيست به جاى پذيرفتن جهل خدا، دروغ امثال أبو هريره يا انس را بپذيريم كه اين روايت را جعل كردند؟

آيا علماى اهل سنّت مى‏ توانند اين روايت را كه به روشنى خبر از جهل خداوند مى‏ دهد توجيه كنند؟

آيا مى‏ پذيرند كه خدا نمى‏ دانست چند نفر بهشتى دارد و هر كدام به چه مقدار از بهشت نياز دارند و مجموع مساحت بهشت چه مقدار بايد باشد؟!

اعتماد به امثال أبو هريره يا كسانى كه چنين رواياتى را مى‏ سازند و آن را به رسول مكرّم اسلام صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ وسلم نسبت مى‏ دهند تا كجا؟ حتّى اگر به صراحت بگويند كه خدا فلان مطلب را نمى‏ دانست بايد چون از أصحاب است از او بپذيرند؟

 

ما به خواست خدا، در بررسى «خلفا در صحاح» خواهيم خواند كه خليفه ثانى هر روايتى را كه از يك صحابى مى‏ شنيد نمى‏ پذيرفت بلكه براى آن شاهد مى‏ خواست، چگونه صاحبان صحاح ـ بلكه عموم علماى اهل سنّت ـ بر خلاف نظر خليفه خودشان روايات زيادى را بدون شاهدى و فقط به نقل يكى از أصحاب مى‏ پذيرند؟

 

اگر ما بگوييم كه اهل بيت پيامبر عليهم‏ السلام ـ كه بنا به صريح روايت نبوى هرگز از قرآن جدا نمى‏ شوند ـ معصومند، به ما خرده مى‏ گيرند، در حالى كه معناى با قرآن بودن و از آن جدا نشدن، آنهم تا روز قيامت، چيزى جز عصمت نيست و چون قرآن از هر خطا و اشتباهى مصون است، اهل بيت عليهم‏ السلام نيز ـ كه هم سنگ قرآن معرفي شدند ـ معصوم بوده و از هر خطا و اشتباهى مصونند، ولى خود، همه أصحاب را ـ كه به نصّ قرآن و روايات منقوله در صحاح و غير صحاح، عدّه‏ اى از آنان منافق بوده يا آنكه عدّه‏ اى اهل جهنّمند ـ از هر گناه و دروغ و بهتان و افترا و حتّى از هر خطا و لغزش و سهو، مخصوصا در نقل روايت، معصوم مى‏ دانند. (بحث تفصيلى «أصحاب در صحاح» ـ به خواست خدا ـ در نوشتارى جداگانه خواهد آمد).

امير المؤمنين عليه‏ السلام در اوّلين خطبه نهج البلاغه (كه متأسفانه عموم اهل سنّت خود را از معارف عاليه اين كتاب ارزشمند ـ و در حقيقت ارزشمندترين كتاب بعد از قرآن ـ محروم نمودند) مى‏ فرمايد:

... عالِما بِها قَبْلَ ابْتِدائِها مُحِيطا بِحُدُودِها وَانْتِهائِها...». يعنى خداى تعالى قبل از آفرينش، بدان عالم بوده و به حدود و انتهاى آن احاطه داشت.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) الف ـ صحيح بخارى، ج 6، ص 173، تفسير سوره قآ، و ج 9، ص 143، كتاب التوحيد، باب قول اللّه تعالى: أنا الرّزّاق ذو القوّة المتين.

ب ـ صحيح مسلم، ج 4، ص 2188، كتاب الجنّة وصفة نعيمها واهلها، باب 13، ح 38 و 39.

... ولا يزال في الجنّة فضل حتّى ينشى‏ ء اللّه لها خلقا فيسكنهم فضل الجنّة.

 

(2) اشاره به آيه 2 از سوره ملك كه مى‏ فرمايد: «الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ اَيُّكُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً». يعنى خداوند مرگ و زندگى را براى اين آفريد كه شما را بيازمايد كه كدام يك از شما عمل بهترى داريد.

 

(3) اشاره به آيه 12 از سوره طلاق كه مى‏ فرمايد: «... وَأَنَّ اللّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَى‏ ءٍ عِلْما.

افزودن دیدگاه جدید