معتبرترین کتب اهل سنت: 15. اگر كسى را با طناب آويزان كنند به خدا می رسد!!!

خدا در معتبرترین کتب اهل سنت: اگر كسى را با طناب آويزان كنند به خدا می رسد!!!

عنوان فوق نيز مثل ساير عناوين، هر انسان فهميده‏ اى را به تعجّب وا مى‏ دارد ! انسانى را با طنابى آويزان كنند ـ حال، كجا و چگونه، بماند! ـ او سرانجام به خدا مى‏ رسد! يعنى اكنون و در مكانى كه هست پيش خدا نيست! براى آنكه خوانندگان محترم زياد منتظر نمانند، روايت مربوطه را مى‏ نويسيم:

 

«أبو هريره مى‏ گويد: پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله و اصحابش نشسته بودند كه ابرى پيدا شد. حضرت فرمود: آيا مى‏ دانيد كه اين چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

فرمود: اين عنان است...

پرسيد: آيا مى‏ دانيد بالاى شما چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

گفت: الرّقيع (به معناى آسمان دنيا يا مطلق آسمان) سقفى محفوظ و موجى نگه داشته شده.

سپس پرسيد: آيا مى‏ دانيد بين شما و آن (يعنى همان كه اسمش رقيع بود) چه مقدار راه است؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

گفت: به اندازه 50 سال راه است.

آنگاه پرسيد: آيا مى‏ دانيد مافوق آن چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

فرمود: ما فوق آن، دو آسمان است كه بين آن دو، مسير 50 سال راه مى‏ باشد. تا آنكه 7 آسمان را شمرد كه بين هر دو آسمان 50 سال راه بود.

سپس فرمود: آيا مى‏ دانيد ما فوق آن چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند. فرمود: بالاى آن عرش است كه فاصله آن تا آسمان به اندازه فاصله بين دو آسمان است. (يعنى 50 سال راه).

آنگاه پرسيد: آيا مى‏ دانيد كه پايين شما چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

فرمود: زمين.

سپس گفت: آيا مى‏ دانيد پايين آن چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

گفت: زير آن زمين ديگرى است كه بين آن دو، مسير 50 سال راه است. تا آنكه 7 زمين را شمرد كه بين هر دو زمين نيز مسير 50 سال راه بود.

سپس فرمود: قسم به آنكس كه جان محمّد در دست اوست، اگر شما با طناب يكى را به زمين پايينى آويزان كنيد بر خدا فرود مى‏ آيد.(1)

 

(1) سنن ترمذي، ج 5، ص 376، تفسير سوره حديد، ح 3298.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ما در اينجا متن حديث را با اينكه يك صفحه از سنن را گرفته و تنها روايت تفسيرى از سوره حديد مى‏ باشد نقل مى‏ كنيم تا خوانندگان محترم خود با تفكّر در آن به قضاوت بنشينند.

 

«عن أبي هريرة قال: بينما نبىّ اللّه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ سلم جالس و اصحابه إذ اتى عليهم سحاب. فقال نبىّ اللّه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ سلم : هل تدرون ما هذا؟ فقالوا: اللّه ورسوله اعلم. قال: هذا العنان... قال: هل تدرون ما فوقكم؟ قالوا: اللّه و رسوله اعلم. قال: فانّها الرقيع، سقف محفوظ وموج مكفوف. ثمّ قال: هل تدرون كم بينكم وبينها؟ قالوا: اللّه و رسوله اعلم. قال: بينكم وبينها مسيرة خمسمائة سنة. ثمّ قال: هل تدرون ما فوق ذلك؟ قالوا: اللّه و رسوله اعلم. قال: فانّ فوق ذلك سماءين، ما بينهما مسيرة خمسمائة سنة حتّى عدّ سبع سماوات، ما بين كلّ سماءين كما بين السماء والأرض. ثمّ قال: هل تدرون ما فوق ذلك ؟ قالوا: اللّه ورسوله اعلم. قال: فانّ فوق ذلك العرش و بينه وبين السماء بُعد مثل ما بين السماءين. ثمّ قال: هل تدرون ما الذي تحتكم؟ قالوا: اللّه و رسوله اعلم. قال: فانّها الأرض. ثمّ قال: هل تدرون ما الذي تحت ذلك؟ قالوا: اللّه و رسوله اعلم. قال: فانّ تحتها الأرض الاخرى، بينهما مسيرة خمسمائة سنة، حتّى عد سبع ارضين، بين كلّ ارضين مسيرة خمسمائة سنة. ثمّ قال: والذي نفس محمّد بيده لو انّكم دلّيتم رجلاً بحبل إلى الأرض السفلى لهبط على اللّه.

 

ترمذي به اصل حديث إشكال نمى‏ كند، ولى به سند آن ايراد وارد مى‏ نمايد و در آخر حديث از قول بعض اهل علم در تفسير حديث مى‏ نويسد: (اينكه راوى گفته است بر خدا فرود مى‏ آيد يعنى:) بر علم و قدرت و سلطنت او فرود مى‏ آيد. علم و قدرت و سلطنتش در هر مكانى هست و خود بر عرش است همچنانكه در كتابش وصف كرده است.

 

پاسخ آن روشن است: اوّلاً ـ فرود آمدن بر علم و قدرت چه معنايى مى‏ تواند داشته باشد؟

ثانيا ـ اگر علم و قدرت و سلطنتش در هر مكانى هست نياز به اين‌همه طناب نداريم!

ثالثا ـ خدا بر عرش است يعنى چه؟ آيا معناى آن محدود كردن ذات باري‌تعالى و در نظر گرفتن مكانى براى او نيست؟ پس او قبل از آنكه عرش را بيافريند كجا بود؟!

 

حال خوانندگان محترم اين روايت را با آنچه كه أبو داود در سنن خويش نقل كرده است مقايسه كنند. او در ضمن حديثى مى‏ نويسد:

... فاصله گوش يكى از فرشتگان حامل عرش تا گردن او 700 سال راه است.(1)

 

او در روايت قبل از آن نوشته است:

... خدا بالاى عرش بوده و عرش بالاى آسمانهاست....(2)

 

خوانندگان محترم خود مى‏ توانند محاسبه كنند كه قد آن فرشته (كه قبلاً شكل آن به صورت بز كوهى ترسيم شده بود!) چه اندازه مى‏ باشد و قطعا خواهند گفت كه با اين 50 سال‏ ها و يا 73 سال‏ ها نمى‏ توان طول آن فرشته را پيمود تا چه رسد از عرش هم گذشت!

 

نكته‏ اى كه خوانندگان محترم بدان توجّه دارند اين است كه براى رسيدن به خدا مسير 50 سال‏ ها را انتخاب كنيم يا 73 سال‏ ها و كدام صحيح است؟

ديگر اينكه ما چگونه بتوانيم كسى را آويزان كنيم؟!

 

توجّه داشته باشيد، مركبى كه سرعت آن 100 كيلومتر در ساعت باشد (مركبهاى عصر قديم مثل شتر يا اسب) در مدّت 50 سال تقريبا يك سوم فاصله زمين تا خورشيد را طى مى‏ كند. (البته اگر بر فرض محال بتواند به سمت خورشيد برود!)

 

مى‏ گويند اگر سرعت موشكى از مقدار بحرانى تجاوز كند (در حدود 11600 متر در ثانيه )، نيروى جاذبه به تعقيب و بازگرداندن آن موفّق نخواهد شد و به اين ترتيب تا دنيا دنياست آن موشك در حال گريز از زمين خواهد بود.(3)

 

حال فرض كنيم اين موشك با همين سرعت (يعنى بيش از 5/11 كيلومتر در ثانيه) بخواهد به نزديك‏ ترين ستاره به خورشيد، يعنى «قنطورس اقرب»(4) (كه تقريبا 4 سال نورى با ما فاصله دارد) برود، مى‏ خواهيم بدانيم پس از چند سال از همسايه ديوار به ديوار ما ديدن خواهد كرد.

 

با يك حساب ساده به دست مى‏ آيد كه اين موشك بعد از 000/100 سال هنوز به آن ستاره نرسيده است.

 

مسلّم است كه جاعلان اين‏ گونه احاديث، چيزى از اسرار آفرينش نمى‏ دانستند. آنها به فكرشان هم نمى‏ رسيد كه خورشيد، يكى از چند صد هزار ميليون ستاره‏ اى است كه بر روى هم كهكشانى را تشكيل مى‏ دهند به نام «كهكشان راه شيرى» كه طول آن يكصد هزار سال نورى است. و در زير همين آسمان، صدها هزار ميليون كهكشان ديگر قرار دارد كه همه در حال گريز از هم بوده و به عبارت ديگر، فضايى كه در زير آسمان أوّل قرار دارد در حال گسترش است.(5)

نكات فوق بدين جهت ذكر شده است كه اهل انصاف آسانتر بتوانند رواياتى اين چنين را به دور بريزند. «سبحان اللّه عمّا يصفون. راستى كه خدا از آنچه كه او را بستايند منزّه است. آرى، ما بايد درباره صفات خداوند همان را بگوئيم و او را همان‏ گونه بستائيم كه خود گفته و خود ستوده است.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) ج 4 سنن، ص 232، كتاب السنّة، باب في الجهميّة، ح 4727.

«عن النبى صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ سلم قال: اذن لى ان احدّث عن ملك من ملائكة اللّه من حملة العرش. انّ ما بين شحمة اذنه إلى عاتقه مسيرة سبعمائة عام.

 

(2) همان، ح 4726.

... انّ اللّه فوق عرشه و عرشه فوق سماواته....

 

(3) «تاريخچه زمان» اثر پروفسور «استفن ويليام هاوكينگ» استاد صاحب كرسى در دانشگاه كمبريج، ترجمه حبيب اللّه دادفرما، ص 59.

 

(4) ستاره ديگرى، كه آن هم در مجاورت منظومه خورشيد است «قنطورس آلفا» نام دارد كه 3/4 سال نورى با ما فاصله دارد.

معناى اينكه ستاره قنطورس 4 سال نورى با ما فاصله دارد اين است كه نور ـ كه سرعت آن 000/300 كيلومتر در ثانيه است ـ در مدّت 4 سال اين فاصله را طى مى‏ كند. (يعنى بيش 37 ميليون ميليون كيلومتر).

 

(5) خداوند در سوره ذاريات، آيه 47، مى‏ فرمايد: (والسَّماءَ بَنَيْناها بِاَيْدٍ وَاِنّا لَمُوسِعُونَ). يعنى: ما آسمان را به قدرت خود آفريديم و هر آينه آن را وسعت مى‏ دهيم.

 

اين آيه نيز يكى از معجزات علمى قرآن است كه پس از 14 قرن معناى آن براى دانشمندان روشن شد.

 

(آمارهاى مذكور در متن از كتاب «تاريخچه زمان» از ص 53 به بعد ـ بخش سوم: بزرگ جهانى كه در حال گسترش است ـ گرفته شده است).

افزودن دیدگاه جدید