معتبرترین کتب اهل سنت: 7. شکل و قیافه خدا
و ـ شكل خدا
«أبو هريرة از رسول خدا صلى الله عليه و آله احاديثى نقل كرده است از جمله آنكه حضرت فرمود: خداى عزّ وجلّ آدم را بر صورت خودش آفريد طولش 60 ذراع بود....(2)
با توجّه به آنچه كه گذشت، يعنى خدا دست و پا و... دارد لازم است شكلى و صورتى هم داشته باشد و ظاهرا أبو هريره براى خدا صورتى زيباتر از صورت انسان نيافت!
در توجيه اين روايت گفته اند كه مراد از اين حديث اين است كه خدا آدم را بر صورت آدم آفريد بنابراين ضمير «ش» در «خودش» برمى گردد به آدم نه به خدا.
اين بهترين توجيهى است كه براى اين حديث نمودند.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) صحيح بخارى، ج 6، ص 167، تفسير سوره محمّد صلى الله عليه و سلم .
(عن أبي هريرة عن النبى صلى الله عليه و سلم قال: خلق اللّه الخلق. فلمّا فرغ منه قامت الرحم فأخذت بحقو الرحمان. فقال له مه. قالت: هذا مقام العائذ بك من القطيعة. قال: ألا ترضين ان اصل من وصلك واقطع من قطعك قالت: بلى يا ربّ....
(2) الف ـ صحيح بخارى، ج 8، ص 62، ابتداى كتاب الاستئذان.
ب ـ صحيح مسلم، ج 4، ص 2183، كتاب الجنّة وصفة نعيمها واهلها، باب 11، ح 28.
اين متن، از صحيح مسلم است:
... هذا ما حدّثنا به أبو هريرة عن رسول اللّه صلى الله عليه و سلم فذكر احاديث. منها: وقال رسول اللّه صلى الله عليه و سلم خلق اللّه عزّ وجلّ آدم على صورته. طوله ستّون ذراعا....
ـــــــــــــــــــــــــ
در پاسخ به اين توجيه گوئيم:
اوّلاً ـ اگر معناى حديث چنين باشد گوئيا رسول خدا صلى الله عليه و آله ـ العياذ باللّه ـ فرموده است: «آنچه در جوى مى رود آب است» ! مگر ساير موجودات را بر غير صورتشان آفريد! موش و گربه را هم خدا بر صورتشان آفريد! اين كه اختصاص به آدم ندارد. راستى آيا اهل سنّت مى پذيرند كه پيامبرشان صلى الله عليه و آله چنين مطلب روشنى را كه همه آن را مى دانند، فرموده باشد؟
ثانيا ـ گوئيا پاورقى نويس صحيح مسلم كه حديث مزبور را آنگونه توجيه كرده است، فراموش نمود كه در چند كتاب قبل (كتاب البرّ والصّلة والآداب)، از همين أبو هريرة اين روايت را نقل نموده كه: «هر گاه كسى با برادرش قتال كند (منظور اين است كه بين دو نفر از مسلمانان زد و خوردى اتّفاق افتاد) از صورت پرهيز كند (هر جاى بدن را مى زند بزند ولى صورت او را نزند) زيرا خداوند آدم را بر صورتش آفريد.(1) (ذيل حديث، فقط در شماره 115 مى باشد).
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) باب 32 كتاب مذكور، ح 112 إلى 116. (ص 2016 و 2017).
«عن أبي هريرة عن النبى صلى الله عليه و سلم : إذا قاتل احدكم اخاه فليجتنب الوجه فانّ اللّه خلق آدم على صورته.
آنگاه در پاورقى و در معناى حديث فوق چنين نوشت:
«هذا من احاديث الصّفات، وانّ من العلماء من يمسك عن تأويلها ويقول: نؤمن بانّها حقّ وانّ ظاهرها غير مراد ولها معنى يليق بها، وهذا مذهب جمهور السلف، وهو احوط واسلم.
ترجمه: اين از احاديث صفات است و از علما كسانى هستند كه از تأويل (و توجيه) آن دست برداشته و مى گويند: ما بدان ايمان مى آوريم و آن را حق مى دانيم و همانا ظاهر آن مراد نيست و داراى معنايى كه لايق آن است مى باشد و اين مذهب عموم گذشتگان است و اين عقيده هم به احتياط نزديك تر است و هم سالم تر (يعنى اگر انسان چنين عقيده اى داشته باشد از خطر انحراف و عذاب الهى به سلامت رسته است).
آيا بازهم مى توان گفت كه معناى «خدا آدم را بر صورت خودش آفريد» يعنى «خدا آدم را بر صورت آدم آفريد»؟ وقتى خدا هم دست داشته باشد و هم پا، هم چشم داشته باشد و هم گوش و هم كمر، لابد سرى دارد و صورتى، و چه صورتى از انسان زيباتر!؟ آيا بهتر نيست كه، هم مثل خليفه ثانى تازيانه برداشته و او را به جرم جعل حديث بنوازيم و يا مثل عايشه او را متّهم به حديث سازى كنيم و يا مثل مردم عصرش او را دروغگو بدانيم؟
تفصيل آن را در نوشتار ديگرمان: «أصحاب در صحاح» مطالعه فرمائيد.
شايد بى مناسبت نباشد كه روايتى از «بحار الأنوار» علاّمه مجلسى رحمه الله نقل كنيم. او در ج 4 كتاب بحار (ص 11) چنين مى نويسد: «حسين بن خالد مى گويد: به إمام رضا عليه السلام گفتم: يا بن رسول اللّه! مردم (مراد اهل سنّت است) روايت مى كنند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خدا آدم را بر صورت خودش آفريد. حضرت فرمود: خدا آنها را بكشد كه اوّل حديث را انداختند. رسول خدا صلى الله عليه و آله به دو نفر گذشت كه به هم دشنام مى دادند. يكى از آن دو به ديگرى مى گفت: خدا صورت تو و هر كه شبيه تست را زشت كند. حضرت فرمود: اى بنده خدا! اين را به برادرت نگو زيرا خدا آدم را بر صورتش آفريد. (يعنى اين چه نفرينى است كه از آدم أبو البشر گرفته تا روز قيامت هر كه بيايد، همه را شامل مى شود).
حال كه از شكل و قيافه خدا و اعضاء و جوارح او فارغ شديم، به روايات ديگر صحاح سرى مى زنيم تا ببينيم كه ساير صفات او چيست:
افزودن دیدگاه جدید