معتبرترین کتب اهل سنت: 5. چشم و گوش خدا
د ـ چشم و گوش خدا
«وقتى أبو هريرة اين آيه را مى خواند: همانا خداوند به شما دستور مى دهد كه امانتها را به اهلش بسپاريد (تا آخر آيه كه مى فرمايد:) همانا خداوند شنوا و بيناست. مى گويد: ديدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله انگشت شست خويش را بر گوش و انگشت نشانه را بر چشمش نهاد. ابن يونس از قول مقرى ء (كه در سند اين حديثند) نقل مى كند كه معناى اين عمل اين است كه براى خدا گوش و چشم است. أبو داود (در آخر حديث) مى گويد: و اين ردّ بر جهمية است.(1)
ـــــــــــــــــــــــــ
(1) سنن أبي داود، ج 4، ص 233، كتاب السنّة، باب في الجهميّة، ح 4728.
... سمعت أبا هريرة يقرأ هذه الآية «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الاْءَمَـنَـتِ إِلَىآ أَهْلِهَا» إلى قوله تعالى «سَمِيعًا بَصِيرًا » [سوره نساء، آيه 58 [قال: رأيت رسول اللّه صلى الله عليه و سلم يضع ابهامه على اذنه والّتى تليها على عينه. قال ابن يونس: قال المقرى ء: [يعنى «انّ اللّه سميع بصير» يعنى انّ للّه سمعا و بصرا].
قال أبو داود: وهذا ردّ على الجهميّة.
قبلاً گذشت كه جهميّة منكر روايات صفاتند و أبو داود همچون بسيارى از علماى عامّه، منكر جهميّه! اين توضيح از أبو داود نشان مى دهد كه آنها ـ يعنى بزرگان از راويان حديث از اهل سنّت ـ با اين توجيهاتى كه بعدها پيدا شده (كه البتّه قابل توجيه نيز نمى باشد) مخالفند؛ و اصولاً نقل اين گونه روايات، به خاطر ردّ بر جهميّة بوده است. (و نيز ردّ بر شيعيان، كه به پيروى از مكتب امامت و ولايت ـ و نه خلافت و حكومت ـ از اين گونه مطالب به خدا پناه برده و رواياتى اينچنين را صد در صد مردود مى دانند). اينان مى خواهند بگويند كه شما (جهميّة و شيعيان و...) بر خطا مى باشيد و اين روايات را دليل بر صحّت عقيده خود مى دانند. ـ كه البته، خصم نيز آنها را قبول ندارد! ـ
تا اينجا با دست و پا و انگشت و چشم و گوش خدا آشنا شديم! حال با هم سرى به ساير روايات صحاح بيندازيم تا ببينيم ديگر خدا چه دارد!
افزودن دیدگاه جدید