معتبرترین کتب اهل سنت: 4. پای خدا
ج ـ پاى خدا
درباره عنوان فوق روايات متعددى نقل شده كه همه آنها يا از انس بن مالك است يا از أبو هريرة و نيز همه آنها مربوط به پر نشدن جهنّم است. از يك طرف خداوند در قرآن مى فرمايد كه ما جهنّم را از پيروان ابليس پر مى كنيم و از طرفي ديگر جهنّم خيال پرشدن ندارد! و لذا بايد چاره اى براى اين مشكل بزرگ انديشيد ! روايت زير كه نمونه اى از آن رويات است و ما آن را از تفسير بخارى نقل كرده ايم چاره مشكل مزبور است! روايات ديگر نيز به همين معنى است.
... وأمّا آتش، پس آن پر نمى شود تا آنكه (خداوند) پايش را (در آن) قرار مى دهد در اين هنگام است كه (جهنّم) مى گويد بس است بس است (و در بعض روايات سه بار آن را مى گويد).
اينجاست كه جهنّم پر مى شود و قسمتهاى مختلف آن بهم جمع مى شوند.(1)
ـــــــــــــــــــــــــ
(1) الف ـ صحيح بخارى، ج 6، ص 173، تفسير سوره ق، و ج 9، ص 143 و 164، كتاب التوحيد، بابهاى: قول اللّه تعالى «انّا الرّزّاق ذو القوّة المتين» و «ولا تنفع الشفاعة عنده....
ب ـ صحيح مسلم، ج 4، ص 8 ـ 2186، كتاب الجنّة و صفة نعيمها واهلها، باب 13، ح 38 ـ 35.
ج ـ سنن ترمذي، ج 5، ص 364، تفسير سوره ق، ح 3272.
... فامّا النار فلا تمتلى ء حتّى يضع رجله فتقول: قط قط قط، فهنالك تمتلى ء ويزوى بعضها إلى بعض...»
ــــــــــــــــــــــ
گوئيا باور كردن اين حديث براى عدّه اى مشكل بود و لذا در پاروقى سنن ترمذي آن را به نحوى و مسلم به نحوى ديگر توجيه كرده اند كه ما براى روشن شدن خوانندگان و نيز رعايت امانت، عينا آنها را نقل مى كنيم. قبلاً لازم است تذكر دهيم كه در روايات مختلف، گاهى به جاى «رِجل»، «قدم» آمده است و ترمذي كه فقط يك روايت نقل كرده است از كلمه «قدم» استفاده نمود و آن را اينگونه توجيه مى كند:
«قيل في تفسيرها حتّى يضع اللّه فيها شرار خلقه الذين سبق عليهم الشقاء فهم قدم اللّه النار، كما ان المسلمين قدم الجنّة وقيل غير ذلك وكلّ ما قدّمته فهو قدم.
ترجمه: در تفسير آن گفته شده: تا آنكه خداوند بدترين خلقش را كه شقاوت بر آنان سبقت گرفته است در آن قرار مى دهد و آنان قدم خدا در آتشند. چنانچه مسلمانان قدم بهشتند، و غير آن نيز گفته شده، و هر چه را كه پيش بفرستى قدم است.
ما از عموم كسانى كه اندك آشنايى با زبان عربى دارند تقاضا مى كنيم كه بگويند آيا اين معنايى كه ا ز قدم شده است، باعبارت روايت همخوانى دارد؟ «خدا قدمش را در جهنّم مى گذارد» يعنى «خدا بدترين خلقش را وارد جهنّم مى كند»!
اوّلاً ـ چرا بدترين خلق ـ كه بايد زودتر از همه وارد جهنّم شوند ـ آخر از همه وارد شدند؟
ثانيا ـ آنها چه خصوصيتى داشتند كه با داخل شدنشان، جهنّم زير و رو شده و بهم مجتمع گردد؟
ثالثا ـ با كلمه «رِجل» ـ كه در روايات صحيحين آمده است ـ چه مى كنيد؟ آيا آنجا هم مى گوييد كه خدا «رِجْل» (يعنى پاى) خود را در جهنّم قرار مى دهد يعنى شرار خلقش را وارد آن مى كند؟ چرا نمى گوئيد كه أبو هريرة و برادرش ! انس (كه احتمالاً از أبو هريرة گرفته باشد) حديث نساخته باشند؟
حال ببينيم كه در پاورقى مسلم چه نوشته است:
... هذا الحديث من مشاهير احاديث الصفات واختلاف العلماء فيها على مذهبين: احدهما، وهو قول جمهور السلف وطائفة من المتكلّمين انّه لا يتكلّم في تأويلها بل نؤمن انّها حقّ على ما اراد اللّه ولها معنى يليق بها و ظاهرها غير مراد. والثانى وهو قول جمهور المتكلّمين انّها تتأوّل بحسب ما يليق بها.
ترجمه: اين حديث از مشهورترين احاديث صفات است (مراد از احاديث صفات، رواياتى است كه براى خدا صفاتى مثل صفات انسان بيان مى كند) و دانشمندان بر دو عقيده اند. دسته أوّل كه عموم پيشينيان و گروهى از متكلّمين مى باشند مى گويند كه آن را تأويل نمى كنيم بلكه ايمان مى آوريم كه بر حسب آنچه كه خدا اراده كرده حق است و معنايى كه لايق آن است دارد و ظاهرش مراد نيست. دسته دوم كه عموم متكلّمينند مى گويند آن را بر حسب آنچه كه لايق آن است تأويل مى بريم.
خلاصه آنكه: «خدا پايش را در جهنّم مى گذارد» يا بايد بدان ايمان آورد و يا آن را تأويل برد! سؤالى كه به نظر مى رسد اين است كه آيا گفتار أبو هريرة آنچنان حق است كه همچون كلام خداست و بايد بدان ايمان آورد و گفت: «بر حسب آنچه كه خدا اراده كرده»؟ ما در بحث از او خواهيم گفت كه به اقرار خودش، مردم او را دروغگو و حديث ساز مى دانستند و اين مطلبى است كه صاحبان صحاح نيز متعرض آن شده اند.
مگر روايت او يا انس وحى منزل است كه بگوييم بايد آن را تأويل برد؟ «رِجل» يعنى «پا» و رجل خدا يعنى پاى خدا. اين ديگر تأويل ندارد. مگر اين روايت از آيات متشابه است؟ از همه اينها گذشته مگر روايات صفات، منحصر در همين روايت است؟
افزودن دیدگاه جدید