معتبرترین کتب اهل سنت: 2. خدا دست دارد

2 ـ اعضاء و جوارح خدا

بعد از آنكه اصل ديدن خدا از نظر روايات صحاح، ثابت شد ـ گرچه عايشه آن را قبول ندارد ـ لازم است براى او اعضاء و جوارحى نيز ساخته شود.

روايات صحاح، در اين موضوع نيز اختلاف فراوان دارند و ما به خواست خدا به آنها توجّه خواهيم نمود:

 معتبرترین کتب اهل سنت: خدا دست دارد

الف ـ دستهاى خدا

ـ «دست راست خدا پر است و بخشش و عطاى مداومِ شب و روز، چيزى از آن نمى‏ كاهد و در دست ديگرش ترازو است.(1)

 

ـ «خداوند در قيامت آسمانها را مى‏ پيچاند و با دست راست آن را مى‏ گيرد و زمينها را با دست چپ، و در هر يك مى‏ گويد: پادشاه منم، ستمگران كجا هستند؟ متكبّرين كجايند؟.(2) ـ «خداوند صدقه را با دست راستش مى‏ گيرد و در كف او زياد مى‏ شود.(3) ممكن است گفته شود كه مراد از دست، همان قدرت است، چنانچه اين معنى در ادبيّات عرب و غير عرب متداول است و مراد از دست راست و چپ تشبيه آن به راست و چپ انسان است، نه اينكه واقعا براى خدا دو دست باشد و به اصطلاح آن را تشبيه معقول به محسوس گويند.

 

ــــــــــــــــــــــــ

(1) الف ـ صحيح بخارى، ج 9، ص 150 و 152، كتاب التوحيد، باب ما يذكر في الذات و... وباب وكان عرشه على الماء.

 

ب ـ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 71، مقدّمه، باب فيما انكرت الجهميّة (باب 13)، ح 197.

«أبو هريرة عن النبى صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ سلم : ان يمين اللّه ملأى لا يغيضها نفقة سحّاء الليل والنهار. أرأيتم ما انفق منذ خلق السماوات والأرض فانّه لم ينقص ما في يمينه وعرشه على الماء وبيده الاخرى الميزان يخفض ويرفع. وفي رواية أخرى: ... وبيده الاخرى الفيض أو القبض، يرفع ويخفض.

 

(2) صحيح مسلم، ج 4، ص 2148، كتاب صفة القيامة والجنّة والنار، (دنباله كتاب صفات المنافقين واحكامهم)، ح 24، و مشابه صدر آن حديث قبل.

«يطوى اللّه عزّ وجلّ السماوات يوم القيامة ثمّ يأخذهنّ بيده اليمنى ثمّ يقول: أنا الملك أين الجبّارون؟ أين المتكبّرون؟ ثمّ يطوى الارضين بشماله ثمّ يقول: أنا الملك....

 

(3) الف ـ صحيح بخارى، ج 2، ص 134، باب وجوب الزكاة، باب لا يقبل اللّه صدقة من غلول و... .

ب ـ صحيح مسلم، ج 2، ص 702، كتاب الزكاة، باب 19، ح 63 و 64.

ج ـ سنن ترمذي، ج 3، ص 49 و 50، كتاب الزكاة، باب 28، ح 661 و 662.

اين روايتها گرچه تماما از أبو هريره روايت شده است ولى در متن آنها اندكى اختلاف است و ما متن يكى از دو روايت صحيح مسلم را كه واضح‏ تر است در اينجا مى‏ آوريم:

... لا يتصدّق احد بتمرة من كسب طيّب إلاّ أخذها اللّه بيمينه فيربيها....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

در پاسخ گوئيم كه آنها اگر اين را بگويند، ما نيز پذيرفته و اعتراضى نداريم، زيرا مى‏ تواند با واقع مطابقت داشته باشد. امّا اگر امثال ترمذي ـ يكى از راويان حديث ـ آن را به جهميّة نسبت دهند و بگويند كه آنها اين گونه روايات را يا قبول ندارند و يا آن را توجيه كرده و مى‏ گويند كه اينها جهت تشبيه به دست راست و چپ انسان است (تشبيه معقول به محسوس) و يا مى‏ گويند كه دست يعنى قدرت، و آنها را ـ يعنى جهميّة را ـ ردّ مى‏ كنند، آيا باز هم مى‏ توانيم بگوييم كه اهل سنّت آنها را توجيه مى‏ كنند؟

اينان به صراحت مى‏ گويند كه ما اين روايات را به همين صورت باقى گذاشته و به آن ايمان مى‏ آوريم و لذا موضوع انگشت‏ هاى خدا و غير آن ـ كه مى‏ آيد ـ همه از مطالبى است كه آنان از پاسخ به آن ناتوانند و مى‏ گويند كه فقط خدا از آن آگاه است. گوئيا كه رواياتى اينچنين وحى منزل است. مگر اصول اعتقادات را نبايد با دليل و برهان فهميد؟ مگر با رواياتى كه از آن جسمانى بودن خدا و در مكان بودن او و غير اينها فهميده مى‏ شود، با اين توجيه كه ما آنها را نمى‏ فهميم و يا علم آن را به خدا واگذار مى‏ كنيم و امثال آن، مى‏ توان معرفتى اجمالى به خدا پيدا كرد؟ (از معرفت تفصيلى به او همه عاجزند).

 

آنها چگونه مى‏ گويند كه ما اين روايات را نمى‏ فهميم درحالى كه وقتى خدا ديده شود، آنهم ـ چنانچه مى‏ آيد ـ در خانه خويش منزل كرده باشد! قطعا داراى شكلى خواهد بود و چون خدا انسان را به صورت خودش آفريد ـ چنانچه خواهد آمد ـ قاعدتا بايد مثل انسان، داراى دست و پا و انگشت و غيره باشد. پس اين انكار و ادّعاى نفهميدن روايات و علم آن را به خدا واگذار كردن و امثال آن چه معنى دارد؟ جز آنكه بخواهند از اين إشكال عقلى و نقلى فرار كنند!

افزودن دیدگاه جدید