علم عمر: 2 - از شنيدن كلمه: «اللّه أعلم» غضبناک می شد!!!
«قال عمر يوما لاصحاب النبى صلى الله عليه و سلم : فيم ترون هذه الآية نزلت: «أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ، قالوا: اللّه أعلم. فغضب عمر. فقال: قولوا: نعلم أو لا نعلم...»(1).
ترجمه: عمر روزى به اصحاب گفت: به نظر شما آيه: «آيا يكى از شما دوست دارد كه براى او باغى باشد» (چكيده بقيه آيه چنين است: و در آن از انواع ميوه ها وجود داشته و سپس آتش بگيرد؟) درباره چه مطلبى نازل شده است؟
اصحاب گفتند: خدا بهتر مى داند.
عمر در غضب شد و گفت: بگوئيد: مى دانيم يا نمى دانيم... .
اين نيز از مواردى است كه:
أوّلاً: عمر نمى دانست كه اگر كسى چيزى را ندانست و گفت: اللّه اعلم هيچ اشكالى ندارد. چنانچه وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله از أبي بن كعب پرسيد: كدام آيه كتاب خدا بزرگتر است، او در جواب گفت: خدا و رسولش داناترند؛ حضرتش نه تنها غضب نكرد بلكه مجددا سؤال خويش را تكرار كرد و او پاسخ داد و رسول خدا صلى الله عليه و آله پسنديد(2).
يا وقتى ابن مسعود شنيد كسى قرآن را ندانسته تفسير مى كرد در غضب شد و گفت: اگر مى دانيد بگوئيد و اگر نمى دانيد بگوئيد: خدا داناتر است(3).
ثانيا - اين مسأله آنقدر مهم نبود كه عامل غضب كسى باشد كه ادعاى رهبرى مردم و جانشينى پيامبر رحمت را دارد. او مى توانست با موعظه نيكو، مردم گمراهى كه به جاى اينكه بگويند: نمى دانيم، گفتند: خدا داناتر است، را از اين گمراهى آشكار! نجات دهد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) صحيح بخارى، ج 6 ص 39، تفسير سوره بقرة، آيه مذكور در حديث، آيه 266 مى باشد.
(2) صحيح مسلم، ج 1 ص 556، كتاب صلاة المسافرين وقصرها. باب 44 ح 258. احتمالا منظور حضرت بزرگتر بودن از نظر اهميت آن است كه او آية الكرسى را خواند.
(3) الف - صحيح بخارى، ج 6 ص 143 و 156 و 164، تفسير سوره هاى: روم و ص و دخان.
ب - صحيح مسلم، ج 4 ص 57 - 2155، كتاب صفات المنافقين واحكامهم، باب 7، ح 39 و 40.
ج - سنن ترمذى، ج 5 ص 354، تفسير سوره دخان، ح 3254.
افزودن دیدگاه جدید