دینداری عمر: 14. کتک زدن همسرش

دینداری عمر: 14. کتک زدن همسرش

استفاده از قدرت ظاهرى براى زورگوئى و آزار ديگران، امرى است كه شرعا حرام و عقلا ناپسند و ناروا است. از جمله مصاديق آن اين است كه مرد همسرش را بزند. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله خود الگوى كاملى از اين امر بود. چنانچه در سنن ابن ماجه آمده است كه حضرتش نه خادمى و نه زنى از زنهايش را كتك نزد و اصولا از دستش براى زدن چيزى استفاده نكرد و چون از زدن زن نهى مى فرمود عمر چنين اعتراض كرد كه يا رسول اللّه اين دستور باعث شد كه زنها بر مردها جرى شوند، (يعنى از نظر عمر تنها راه تأديب آنها كتك زدن است!) دستور بده آنها را بزنند و حضرتش مى فرمود: زنان زيادى از شوهرانشان شكايت نمودند. اين مردان انسانهاى خوبى نيستند(1).

«رسول خدا از زدن زنها نهى كرده است»(2). با اين حال مى بينيم كه عمر زنش را مى زند و خود را مسؤول هم نمى داند:

 

«اشعث بن قيس مى گويد: شبى مهمان عمر بودم. چون دل شب شد برخاست و رفت زنش را زد. من بين آنها حائل شدم و چون به رختخوابش برگشت گفت: اى اشعث! چيزى كه من از رسول خدا صلى الله عليه و سلم شنيدم به ياد داشته باش: 1 - از مرد پرسيده نمى شود كه چرا زنش را زد. 2 - نخواب مگر آنكه نماز وتر را خوانده باشى و سومى را فراموش كردم(3).

آرى او در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله به آن حضرت مى گفت كه دستور بده زنها را بزنند؛ حال مى گويد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اگر كسى زنش را بزند از او نمى پرسند كه چرا او را زدى!

 

كجاى شرع و عقل اجازه چنين كارى را مى دهد؟ آيا بيهوده ديگرى را زدن از مصاديق ظلم نيست؟ كدام انسان فهميده مى پذيرد كه مرد بتواند زنش را بزند و هيچ مسؤوليتى هم نداشته باشد؟ اگر سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله به معناى فعل آن حضرت است كه حضرتش هرگز زنش را نزد و اگر به معناى قول آن حضرت باشد كه روايت وارد شده خلاف آن است و اگر به معناى تقرير و امضاى آن بزرگوار باشد كه چنين چيزى موجود نيست. پس عمر با چه مجوزى بر خلاف سنت زنش را مى زند آنگاه روايتى نقل مى كند كه نه هيچ عقلى آن را مى پذيرد و نه با روايات صحيح ديگر قابل جمع است و نه با عموم آيات و رواياتى كه از ظلم و تعدى نهى مى كند مى سازد. ما اين را هم كنار ساير مخالفتهاى او مى نهيم.

 

(1) ج 1 سنن، ص 638، كتاب النكاح، باب 51، ح 1984 و 1985.

حديث اول: «عن عايشه قالت: ما ضرب رسول اللّه صلى الله عليه و سلم خادما له ولا امرأة ولا ضرب بيده شيئا».

 

حديث دوم: «... قال النبى صلى الله عليه و سلم : لا تضربن اماء اللّه فجاء عمر إلى النبى صلى الله عليه و سلم فقال: يا رسول اللّه! قد ذئر النساء على ازواجهن... (وقال صلى الله عليه و سلم ): لقد طاف الليلة بآل محمد سبعون امرأة. كل تشتكى زوجها. فلا تجدون اولئك خياركم».

 

(2) الف - صحيح بخارى، ج 8 ص 18، كتاب الادب، باب قول اللّه تعالى: «يا ايها الذين آمنوا لا يسخر قوم من قوم...».

ب - سنن ابن ماجة، همان، ح 1983 و 1985.

هر دو روايت از «عبد اللّه بن زمعة» بود و به يك معنى مى باشد و ما متن روايت بخارى را نقل مى كنيم؛ «بم يضرب احدكم امرأته ضرب الفحل...». وفي رواية «جلد العبد». وفي سنن ابن ماجه: «جلد الامة».

 

(3) سنن ابن ماجه، همان، ح 1986.

«... لا يسأل الرجل فيم يضرب امرأته ولا تنم إلاّ على وتر ونسيت الثالثة».

افزودن دیدگاه جدید