دینداری عمر: 10. حکم نماز بعد از عصر
«ابن عباس و عبد الرحمن بن ازهر و مسور بن مخرمه، كريب -غلام ابن عباس- را مأمور كردند كه از عايشه درباره دو ركعت نماز بعد از عصر بپرسند و گفتند كه به ما خبر رسيد تو آن دو ركعت را مى خوانى و از يكطرف به ما خبر رسيد كه رسول خدا از آن نهى كرد. ابن عباس مى گويد من و عمر مردم را به خاطر همين نماز خواندن مى زديم(1). كريب مى گويد وارد بر عايشه شدم و مسأله را از او پرسيدم. گفت: برو از أمّ سلمه بپرس. نزدش رفتم. گفت: شنيدم كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم از آن نهى كرد. آنگاه ديدم كه روزى بعد از خواندن نماز عصر دو ركعت نماز خواند. كنيزى را فرستادم تا از آن حضرت بپرسد... فرمود: عده اى از «عبد القيس» نزدم آمدند و من نرسيدم كه دو ركعت بعد از ظهر را بخوانم و اين آن دو ركعت بود»(2).
(1) لابد به خاطر اين گناه بزرگ!! -كه هم رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم مرتكب آن مى شد و هم عايشه- مردم را تنبيه مى نمود!
(2) الف - صحيح مسلم، ج 1، ص 571، كتاب صلاة المسافرين و قصرها، باب 54، ح 297.
ب - سنن ابن ماجه، ج 1، ص 366، كتاب اقامة الصلاة والسنة فيها، باب 107، ح 1159 (مشابه آن) خطاب رسول اللّه صلى الله عليه و آله به ام سلمة -مطابق نقل مسلم چنين است: «يا بنت أبي امية! سألت عن الركعتين بعد العصر. انّه أتانى ناس من عبد القيس بالاسلام من قومهم فشغلونى عن الركعتين اللتين بعد الظهر. فهما هاتان».
مسلم بعد از نقل اين روايت، سه حديث ديگر بعد از آن به نقل از عايشه مى آورد به اين مضمون:
1 - رسول خدا صلى الله عليه و سلم آن را قبل از عصر مى خواند. سپس روزى بعد از عصر آن را خواند و بعد از آن هميشه بعد از عصر مى خواند «... فصلاهما بعد العصر ثمّ اثبتهما. وكان إذا صلى صلاة اثبتها».
2 - هرگز رسول خدا صلى الله عليه و سلم دو ركعت بعد از عصر را ترك نكرد. «ما ترك رسول اللّه صلى الله عليه و سلم ركعتين بعد العصر عندى قطّ».
3 - دو نماز بود كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم در بيت من هرگز ترك نكرد - نه در خفا و نه در آشكارا- دو ركعت قبل از فجر و دو ركعت بعد از عصر. «صلاتان ما تركهما رسول اللّه في بيتى قط سرا ولا علانية: ركعتين قبل الفجر وركعتين بعد العصر».
آنچه كه ما از مجموع روايات فوق به دست مى آوريم اين است:
1 - رسول خدا صلى الله عليه و آله يكبار دو ركعت بعد از ظهر را -به خاطر مشغله اى- نخواند و آن را بعد از عصر خواند.
2 - اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله نمازى را به هر علتى در وقتى مى خواند -ولو در غير وقت اصليش- آن را برنامه هميشگى خود قرار مى داد!
3 - رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگز دو ركعت قبل از فجر و دو ركعت بعد از عصر را -چه مخفيانه و چه آشكارا- ترك نكرد.
4 - عمر -كه گوئيا حتى يكبار هم نماز بعد از عصر آن حضرت را نديده بود- مردم را به خاطر خواندن آن نماز كتك مى زد.
صرفنظر از تضاد در روايات چند نكته را تذكر مى دهيم:
1 - أمّ سلمه مى گويد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را يكبار خواند و عايشه مى گويد كه آن حضرت هرگز آن را ترك نكرد.
2 - اگر عايشه مى دانست كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هميشه آن را مى خواند چرا جواب مسأله آن سه نفر را به امّ سلمه ارجاع داد؟
3 - عايشه بعد از عصر آن نماز را مى خواند و عمر مردم را به خاطر همان، مى آزرد.
بهترين جوابى كه اهل سنت مى توانند بدهند اين است كه بگويند عمر نهى از خواندن آن نماز را شنيده بود و عمل پيامبر را نديده و از آن بى اطلاع بود.
در پاسخ آن بايد گفت:
أوّلاً -مگر براى هر گناهى كه مردم مرتكب شدند بايد كتك بخورند؟
و ثانيا - چاره ندانستن پرسيدن است. چرا مردم بايد چوب ندانستن او را بخورند؟
چرا اهل سنت مى گويند كه عمر بعد از ابو بكر اعلم اصحاب بود؟ و آيا نمى توان اين را يكى از موارد براى نادرست بودن خواب ديندارى عمر دانست؟
افزودن دیدگاه جدید