دینداری عمر: 8. بدعت در نماز تراویح

 دینداری عمر: 8. بدعت در نماز تراویح

نماز تراويح نمازهاى مستحبى است كه در شبهاى ماه رمضان خوانده مى شود. اين نماز در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و ابوبكر و مدتى از خلافت عمر فرادى خوانده مى شد.

 

«شبى عمر وارد مسجد شد و چون ديد مردم به طور پراكنده نماز مى خوانند، گفت: اگر اينها را بر يك امام جمع كنيم بهتر است. لذا أبي بن كعب را به امامت برگزيد و چون شبى ديگر آنان را به جماعت ديد گفت: اين بدعت خوبى است»(1).

لازم است بدانيم كه آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله كه از بدعت نهى كرده بدعت خوب را استثناء زده است؟ يا اينكه فرمود: هر بدعتى (چه به نظر ما خوب آيد و چه بد) گمراهى است.

 

بدعت يعنى چيزى را كه شارع مقدس نياورده به عنوان امرى شرعى آن را جزء دستورات دين قرار دهيم. اين چيزى است كه در روايات متعددى از آن نهى شده است.

 

«... بهترين امور، كتاب خدا و بهترين هدايت، هدايت محمد بوده و بدترين امور، نوآورى (بدعت) و هر بدعتى گمراهى است».

 

«دو مطلب است (كه بايد توجه كنيد) كلام و هدايت. بهترين كلام، كلام خدا و بهترين هدايت، هدايت محمد است. پرهيز باد تو را از نوآورى در امور كه بدترين امور نوآورى بوده و هر نوآورى بدعت و هر بدعتى گمراهى است»(2).

«هر كه در امر ما چيزى ايجاد كند كه در آن نيست بايد رد شود»(3).

 

«پرهيز باد از امور ايجاد شده كه همه آنها بدعت است و هر بدعتى گمراهى است»(4).

 

«هر كس عملى انجام دهد كه امر ما در آن نباشد مردود است»(5).

 

نتيجه اى كه از مجموع اين روايات مى گيريم اين است كه بدعت هر چه باشد بد و مردود و گمراهى است و در تمامى صحاح روايتى نيست كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به آن استثناء زده و فرموده باشد كه اگر بدعتى خوب بود من آن را امضاء مى كنم ولذا اينكه عمر گفت: «اين بدعت خوبى است». بايد به او گفت كه اگر خوب بود خدا و رسولش از تو بهتر مى دانستند و مى توانستند دستور دهند كه مسلمانان نماز تراويح را به جماعت بخوانند.

 

حال مى خواهيم بدانيم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره بدعت گذار چه فرموده است:

 

«خداوند از بدعت گذار نه روزه قبول مى كند نه نماز و نه صدقه و نه حج و نه عمره و نه جهاد و نه مال و عوضى. (چنين كس) از اسلام خارج مى شود همانگونه كه مو از خمير خارج مى گردد»(6).

 

«... هر كه مردم را به گمراهى دعوت كند (توجه داشته باشيد كه هر بدعتى گمراهى است) گناه همه آنها كه از آن پيروى كردند گردن او است بدون آنكه از گناه آنان كم شود»(7).

 

البته اين شبهه اى است كه از مجموع روايات صحاح به ذهن مى رسد و از اهل سنت مى خواهيم پاسخ آن را بدهند و از آنها تقاضا داريم اگر نتوانستند پاسخ دهند شيعيان را به كفر و زندقه و ارتداد و امثال آن نسبت ندهند؛ زيرا اگر قرار باشد هر كس كه شبهه اى را مطرح كرد او را طرد كرده و تكفير نمايند، راه وصول به حق مسدود مى شود. البته اگر توهين به رسول خدا صلى الله عليه و آله و نسبت هذيان دادن به او دليل بر فقه عمر باشد، اين نيز مى تواند دليل ديگرى بر فقه او بوده و گفته شود كه اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله زنده بود آن را امضاء مى كرد. چنانچه موارد ديگرى هم كه از او گفتيم و خواهد آمد همه را با همين دليل مى توان توجيه كرد. قضاوت با اهل انصاف.

 

(1) صحيح بخارى، ج 3، ص 58، كتاب الصوم، باب فضل من قام رمضان.

متن قول عمر چنين است: «نعم البدعة هذه».

 

(2) سنن ابن ماجه، ج 1، ص 17 و 18، مقدمه باب 7، ح 45 و 46.

اينك متن حديث شماره 46: «... ألا واياكم ومحدثات الامور فان شر الامور محدثاتها وكل محدثة بدعة وكل بدعة ضلالة...».

 

(3) الف - صحيح بخارى، ج 3، ص 241، كتاب الشهادات، باب إذا اصطلحوا على صلح جور فالصلح مردود.

ب - صحيح مسلم، ج 3، ص 1343، كتاب الاقضية، باب 8، ح 17.

ج - سنن أبي داود، ج 4، ص 200، كتاب السنة، باب في لزوم السنة، ح 4606.

متن روايت بخارى چنين است: «... قال رسول اللّه: من أحدث في أمرنا هذا ما ليس فيه فهو ردّ».

 

(4) سنن أبي داود، ج 4، ص 201، ح 4607.

«... اياكم ومحدثات الامور فان كل محدثة بدعة وكل بدعة ضلالة».

 

(5) الف - صحيح بخارى، ج 3، ص 91، كتاب البيوع، باب النجش؛ وج 9، ص 132، كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة، باب إذا اجتهد العامل... .

 

ب - صحيح مسلم، ج 3، ص 1344، كتاب الاقضية، باب 8، ح 18.

 

ج - سنن أبي داد، ج 4، ص 200، ح 4606.

حديث بخارى چنين است: «... من عمل عملا ليس عليه امرنا فهو رد».

 

(6) سنن ابن ماجه، ج 1، ص 19، مقدمه باب 7، ح 49.

«قال رسول اللّه صلى الله عليه و سلم : لا يقبل اللّه لصاحب بدعة صوما ولا صلاة ولا صدقة ولا حجّا ولا عمرة ولا جهادا ولا صرفا ولا عدلا. يخرج من الاسلام كما تخرج الشعرة من العجين».

 

(7) سنن أبي داود، ج 4، ص 201، كتاب السنة، باب لزوم السنة، ح 4609.

«... من دعا إلى ضلالة كان عليه من الاثم مثل آثام من تبعه لا ينقص ذلك من آثامهم شيئا».

افزودن دیدگاه جدید