دینداری عمر: 6. نهی از بالابردن صدا در مسجد

دینداری عمر: 6. نهی از بالابردن صدا در مسجد

سائب بن يزيد مى گويد من در مسجد (يعنى مسجد النبى) ايستاده بودم. مردى سنگريزه اى به من پرتاب كرد. نگاه كردم ديدم عمر است. گفت: برو اين دو نفر را بياور. آن دو را آوردم.

گفت: شما اهل كجا هستيد؟

گفتند: اهل طائف.

گفت: اگر اهل اين شهر بوديد شما را عذاب مى كردم(1). در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و سلم صدا بلند مى كنيد!؟»(2).

ما نمى دانيم كه جناب عمر اين حكم فقهى را از كجا به دست آورد كه اگر كسى صدا در مسجد بلند كند، حكمش ايذاء به او است؟ آيا در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله كسى صدا در مسجد بلند كرد و آن حضرت او را تنبيه كرد و يا حتى از آن نهى كرد؟ -گر چه نهى به تنهائى دليل بر لزوم تنبيه نيست و اگر هم اثبات شود كه اين نهى تحريمى است نه تنزيهى (يعنى حرام است نه مكروه) دليل ديگرى لازم است كه لزوم تنبيه را اثبات كند-(3).

(1) جمله متن چنين است: «لاوجعتكما».

(2) صحيح بخارى، ج 1، ص 127، كتاب الصلاة، باب رفع الصوت في المساجد.

(3) مثال آن در شريعت مقدس اسلام فراوان است. چنانچه دروغ، غيبت و امثال آن حرام است، ولى براى آن حدى يا تعزيرى معين نشده است.

 

بخارى در همين باب حديث ديگرى نقل مى كند و آن اينكه:

«پسر كعب بن مالك -عبد اللّه- مى گويد: پدرم از «ابن أبي حدرد» طلبى داشت و در مسجد از او آن را طلب نمود. صداهاى آن دو در مسجد بلند شد. طورى كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم كه در منزلش بود آن را شنيد. پرده حجره را كنار زد و فرمود: اى كعب! گفت: بلى يا رسول اللّه! حضرت با دستش اشاره كرد كه نصف آن را درگذر. كعب گفت: چشم. حضرت فرمود: برخيز و آن را ادا كن».

 

ملاحظه فرموديد كه در اينجا نيز دو نفر در مسجد صدا بلند كردند و رسول خدا صلى الله عليه و آله صداى آنها را شنيد و حتى با اشاره اى يا كنايه اى نفرمود كه صدا را پايين بياوريد. ولى عمر -كه به قول صاحبان صحاح هميشه با پيامبر بود- براى آن تعزير يا تنبيه مقرر مى دارد. مگر او مى تواند مسلمانان را به خاطر اعمالى كه انجام مى دهند و نهى شارع نيز در آن نيست تنبيه كند؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله فراريان جنگ را -با آنكه مرتكب گناهى بزرگ شدند- هرگز تنبيه نفرمود. چگونه عمر به خود اجازه مى دهد براى كسى كه فقط صدا در مسجد بلند كرده تنبيهى مقرر كند؟!

افزودن دیدگاه جدید