نقد ادله خلافت ابوبکر: 11- روایت «إمامان عادلان قاسطان».
آيا روايت: «: إمامان عادلان قاسطان » از قول امام صادق عليه السلام درباره عمر و ابو بکر صحت دارد؟
و جاء عن الإمام السادس جعفر الصادق (ع) انه سئل عن أبى بكر وعمر رضي الله عنهما ففي الخبر " ان رجلاً سأل الإمام الصادق (ع)، فقال: يا ابن رسول الله! ما تقول فى حق أبى بكر و عمر؟ فقال (ع): إمامان عادلان قاسطان، كانا على الحق، وماتا عليه، فعليهما رحمة الله يوم القيامة."
شخصي از امام صادق(ع) سؤال کرد: نظر شما درباره ابوبکر و عمر چيست؟ فرمود: دو امام عادل و بر حق بودند و بر همين روش هم مردند.
إحقاق الحق للشوشترى 1/16
پاسخ:
اوّلاً: اين روايت كه در برخي از كتاب ها؛ همانند:
الصراط المستقيم، علي بن يونس العاملي، ج 3، ص 73 و شرح إحقاق الحق، السيد المرعشي، ج 1، ص 69 – 70 و الصوارم المهرقة، الشهيد نور الله التستري، ص 155 و... نقل شده است، هيچ سندي ندارد و روايت بدون سند به درد استدلال نمي خورد.
و ما معتقد هستيم كه اين روايات صحت ندارد و از ساخته هاي دودمان بني اميه است كه مي خواستند ائمه شيعه را در ميان مردم دو چهره نشان دهند.
ثانياً: مستدل، اول حديث را نقل نكرده است؛ زيرا در همان منبع مورد نقل (احقاق الحق: 1/69) شروع حديث اين چنين است كه:
روى أنّه سأل رجل من المخالفين عن الإمام الصادق(ع) وقال:...
جناب نويسنده، جمله رجل من المخالفين را حذف كرده است، چرا؟ دليل آن روشن است؛ زيرا مخالف از اصطلاحات حديثى و روايى است و به معناى سنّى مذهب است.
ثالثا: باز هم نويسنده ادامه روايت را نقل نكرده است. ادامه روايت اين است:
فلمّا انصرف الناس قال له رجل من خاصّته: يا ابن رسول اللّه (ص) لقد تعجّبت ممّا قلت في حقّ أبي بكر وعمر، فقال: نعم، هما إماما أهل النار، كما قال اللّه سبحانه ـ
آن دو نفر امام هستند، امّا امام و پيشواى دوزخيان و اهل آتش، خداوند مى فرمايد:
و جعلناهم أئمّة يدعون إلى النار (قصص: 41)،
و اينكه گفتم: قاسطان، منظورم تفسير اين آيه است:
و أمّا القاسطون فكانوا لجهنّم حطباً. (جن: 15)
و اگر گفتم: عادلان، به اين جهت است كه آن دو نفر از حق روى گردانده و با آن مخالفت كرده اند، و در حقيقت تفسير اين آيه است:
ثمّ الذي كفروا بربّهم يعدلون (انعام: 1).
و مقصودم از: كانا على الحق، به معناى مخالفت آن دو با حق و قيام عليه حق است كه مراد أمير المؤمنين (ع) است.
و مقصود از:
كانا على الحق، وماتا عليه
اين است كه آن دو نفر با بر ضد حق بودند و
فعليهما رحمة اللّه،
رحمت الله (رسول خدا ) بر ضد آنان است.
فإنّه كان رحمة للعالمين.
افزودن دیدگاه جدید