معتبرترین کتب اهل سنت: 11. خدا هر شب پايين مى آيد
«پرودگار ما هر شب، يك سوم به آخر شب مانده، به آسمان دنيا مى آيد و مى گويد: كيست مرا بخواند تا او را اجابت كنم؟ كيست كه از من بخواهد تا به او عطا كنم؟ كيست كه از من آمرزش بطلبد تا او را بيامرزم؟.(1)
اين هم از رواياتى است كه راوى منحصر به فرد آن أبو هريره است و بسيارى از روايات صفات از اوست. أبو داود كه آن را در باب ردّ بر جهميّة آورده مى خواهد بگويد كه اينهم از احاديث صفات است و اگر كسى بخواهد آن را توجيه كند او آن را قبول ندارد!
البته خدائى كه ديده شود و منزلى داشته باشد و داراى دست و پا و كمر و... باشد، چرا به پايين نيايد؟ و چرا لازم باشد كه آن را توجيه كنيم. اينان مى گويند خدا جايش در آسمان است (چنانچه خواهد آمد) و لابد بعد از اينكه صبح شد به آسمان مراجعت مى كند و تمام روز را در منزلش استراحت مى كند! (نعوذ باللّه ونستغفر اللّه).
أبو هريره نمى دانست كه زمين كروى است و هميشه قسمتى از زمين ثلث آخر شب است و إلاّ دروغ ديگرى مى بافت! و با توجّه به اين موضوع، آيا اهل سنّت و مخصوصا علماى آنها از خود نمى پرسند كه اگر هميشه خدا در زمين است پس كى به آسمان مى رود؟ آيا با اين پيشرفت علوم، باز هم مى گويند كه صحيحين (صحيح بخارى و صحيح مسلم) «اصحّ الكتب بعد القرآن» است؟ (يعنى اين دو كتاب صحيح ترين كتابها بعد از قرآن است).
جالب است آنقدر كه در اين دو كتاب مطالبى از اين قبيل آمده در هيچ كتابى نيامده است تا جائى كه ـ به تعبير علاّمه امينى رحمه الله ـ مى توان گفت: اين دو كتاب پر است از «سفاسف.(2)
چرا اين گونه روايات از اهل بيت پاك رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل نشده است؟ آنان كه حضرتش دستور به پيروى از آنها داده و فرموده است كه تا از قرآن و اهل بيت و عترتم پيروى كنيد هرگز گمراه نمى شويد.(3)
در اصول كافي از جمله رواياتى كه نقل شده ردّ بر همين مسأله است. معلوم مى شود در زمان اهل بيت عليهم السلام مخصوصا إمام باقر و إمام صادق عليهماالسلام كه اندك آزادى براى بيان حقّ پيدا شد و نيز زمان إمام رضا عليه السلام به خاطر موقعيّت خاص سياسى آن حضرت اين گونه شبهات در ميان عامّه رواج داشت و أصحاب آن بزرگواران دائما به آنان رجوع مى كردند و پاسخ مى شنيدند.
ابن ماجه از امير المؤمنين عليه السلام و عايشه دو روايت نقل مى كند كه خدا در شب نيمه شعبان از غروب خورشيد تا طلوع فجر (اذان صبح) به آسمان دنيا مى آيد كه سند روايت اوّل به خاطر محمّد بن أبي سبرة مورد قبول رجاليون نيست ولى اصل مطلب را إشكال نكردند، چنانچه روايت منقول از عايشه را قبول دارند!(4) يعنى اگر روايتى از نظر آنها با سند صحيح نقل شده باشد به دلالت آن كارى ندارند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) الف ـ صحيح بخارى، ج 2، ص 66، باب التهجّد في اللّيل، باب الدعاء والصلاة من آخر الليل، وج 8، ص 88، كتاب الدعوات، باب الدعاء نصف الليل، وج 9، ص 175، كتاب التوحيد، باب قول اللّه تعالى: يريدون ان يبدّلوا كلام اللّه... .
ب ـ صحيح مسلم، ج 1، ص 521، كتاب صلاة المسافرين و قصرها، باب 24، ح 168.
ج ـ سنن ترمذي، ج 5، ص 492، كتاب الدعوات، باب 79، ح 3498.
د ـ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 435، كتاب اقامة الصلاة والسنّة فيها، باب 182، ح 1366.
ه ـ سنن أبي داود، ج 4، ص 234، كتاب السنّة، باب في الرد على الجهميّة، ح 4733.
«ينزل ربّنا تبارك وتعالى كلّ ليلة إلى السماء الدنيا حين يبقى ثلث الليل الآخر يقول: من يدعونى فاستجيب له، من يسألنى فاعطيه، من يستغفرنى فاغفر له.
(2) «سفاسف» جمع سفساف است كه به معناى هر چيز پست و بى ارزش است.
(3) سنن ترمذي، ج 5، ص 621 و 622، كتاب المناقب، باب 32، ح 3786 و 3788.
(4) ج 1 سنن، ص 444، كتاب اقامة الصلاة والسنة فيها، باب 191، ح 1388 و 1389.
متن روايت دوم كه از عايشه است (صدر آن مربوط به حسادت او و عدم اعتماد به رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه به خواست خدا تفصيل آن را در بررسى «عايشه در صحاح» خواهيم آورد):
«انّ اللّه تعالى ينزل ليلة النصف من شعبان إلى السماء الدنيا فيغفر لاكثر من عدد شعر غنم كلب.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حال مى خواهيم بدانيم كه خدا در كجاست!
افزودن دیدگاه جدید