شعر امام حسن مجتبی: شرر زهر جفا سوخته پا تا سر من

 شعر سیدمحمد جوادی برای شهادت امام حسن مجتبی(ع)

 

شرر زهر جفا سوخته پا تا سر من

آب گردید چو شمعی همه ی پیکر من

 

این نه اشک است که بسته ره دیدار به من

دل من سوخته ریزد ز دو چشم تر من

 

شیون ناله بلند است به غم خانه ما

یا حسن گوید و بر سر بزند خواهر من

 

یک طرف قاسم و عباس به خود می پیچند

یک طرف نیز حسین اشک فشان در بر من

 

جگرم در دل تشت است و همه می بینند

که چه آورده غم کوچه و سیلی سر من

 

کی رود یاد من آن روز که آن شوم پلید

بست در کوچه غم راه من و مادر من

 

مادر از ضربت سیلی چو گل افتاد به خاک

از همان لحظه شکسته همه بال و پر من

افزودن دیدگاه جدید