خداوند در آيه 23 و 24 از سوره بقره چنین مبارزهطلبی کرده است که: هرگز نميتوانيد و نخواهيد توانست همانند قرآن را بياوريد! در حالي که: 1. فرصتي به کسي داده نشده است و اين فرصت ميتوانست در اختيار آيندگان قرار گيرد. 2. چه طور ممکن است که قرآن بدون اينکه از
خداوند در آيه 23 و 24 از سوره بقره چنین مبارزهطلبی کرده است که: هرگز نميتوانيد و نخواهيد توانست همانند قرآن را بياوريد! در حالي که: 1. فرصتي به کسي داده نشده است و اين فرصت ميتوانست در اختيار آيندگان قرار گيرد. 2. چه طور ممکن است که قرآن بدون اينکه از جواب و عملکرد آيندگان مطلع باشد، نتيجه گرفته و خبر داده که در آينده هم کسي نخواهد توانست سورهاي مانند اين سورهها بياورد؟!
پاسخ :
نقد و بررسی:
خداوند ميفرمايد: "وَ إِنْ کنْتُمْ في رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کنْتُمْ صادِقينَ ـ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرينَ؛1 و اگر در باره آنچه بر بنده خود (پيامبر) نازل کردهايم شک و ترديد داريد، (دست کم) يک سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را ـ غير خدا ـ براي اين کار، فرا خوانيد اگر راست ميگوييد! و اگر چنين نکنيد ـ که هرگز نخواهيد کرد ـ از آتشي بترسيد که هيزم آن، بدنهاي مردم (گنهکار) و سنگها (بتها) است و براي کافران، آماده شده است!".2
در توضيح بيشتر آيه فوق، به نکاتي اشاره ميشود:
1. در این آیه از ادوات گوناگون زبانی برای رساندن مقصود استفاده شده است. هر کدام از این ادوات، مفید معنایی است و بر مضمون آیه تأثیرگذار است. برای روشنتر شدن مقصود آیه، ناچاریم که ادوات به کار رفته و نقش زبانی آنها را توضیح داده و سپس به تبیین مفاد آیه، که همان تحدی است، بپردازیم.
حرف "إِنْ"؛ اين حرف جزو ادوات شرط است و فعل و جواب خود را مربوط به زمان آينده ميکند.3 همچنين انجام و عدم انجامشدن فعل شرط و جواب آن را مردّد و مشکوک مينماياند.4 البته هيچگاه با حرف نفي در يک جا جمع نميشود مگر با حرف نفي "لم".5 که در اين صورت حرف "لم" تنها معناي نفي خود را حفظ کرده و بقيه معاني خود را از دست مي دهد.6
حرف "لَمْ"؛ این ادات بر سر فعل مضارع درآمده و آن را تبديل به فعل ماضي ميکند و مفاد فعل را در همان زمان نفي ميکند؛ به طوري که توقّع وقوع فعل در آينده نيز نميرود.
"لَنْ"؛ حرف لن نيز بر سر فعل مضارع در آمده و آن را مختص زمان آينده میکند و بر اين نفي فعل در زمان آینده را تأکيد میکند.7
نتيجه: با توجه به نکات ياد شده در مورد آيه روشن ميشود که:
- منظور از جمله "فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا" اين است که اگر شما انسانها در آينده نتوانستيد سورهاي همانند سورههاي قرآن بياوريد، اين خود دليل بر حقّانيت قرآن و آورنده آن بوده و لازم است شما به آن ايمان آوريد.
ـ بعد از جمله "فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا" ميفرمايد: "وَ لَنْ تَفْعَلُوا". چنانکه گذشت، حرف "لَنْ" دلالت بر حتميت نفي در آینده ميکند. از این رو اينکه در جمله اوّل، مفاد با ترديد بیان داده و در جمله بعدي تأکيد بر نفي ميکند، براي اين است که کار آنان که با قرآن به معارضه ميپردازند را بيفايده و عبث و مسخره جلوه دهد و به اصطلاح بگوید که کار شما در واقع آب بر هاون کوبيدن است و به مقصود خود نخواهید رسید!
ـ جمله "وَ لَنْ تَفْعَلُوا" جملهاي معترضه است8 که در ضمن جمله اصلي "فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا..." آمده است و الا جمله اصلي، کساني را که با قرآن به معارضه برخواستهاند به طور معمول، دعوت به معارضه و مبارزه نموده و بعد ميگويد اگر در اين راه شکست خورديد و دعوت قرآن را با وجود آگاهي ردّ کرديد، بايد منتظر عواقب ان باشید.
ـ جمله "وَ لَنْ تَفْعَلُوا" خود دليل معجزهاي ديگر است و ميرساند که قرآن از منبعي غير مادّي نشأت گرفته است که اين گونه از آينده اي طولاني، با قاطعیت و اطمینان کامل، خبر مي دهد. چنانکه روشن است تا حال که حدود 1400 سال از اين تحدی مي گذرد کسي نتوانست است حتی سورهاي مانند یکی از سورههای کوچک قرآن را بياورد و اگر هم کسي جاهلانه در مقابل آن خواسته مطلبي ارائه نمايد، چنان رسوا شده که جز مسخره و تحقير از جانب ناظران چيزی نصيب نبرده است.9
2. ادبيات تحدّي
مطلبي که لازم است به آن توجه شود اين است که تحدّي و مبارزطلبي براي خود ادبيات و آدابی دارد. شخص ورزشکاري که خود را در رشته خود تواناترين مييابد، از همان ابتدا با تکيه بر قدرتي که در خود يافته است، پيروزي خود و شکست تمامی حريفان را ادعا ميکند و اين ادبيات، کاملا معقول و مرسوم است؛ تفاوتی که میان تحدی قرآن و تحدیهای دیگران وجود دارد این است که در مورد تحدی قرآن، چنانکه گذشت، اين ادّعا با تکيه بر علم بي نهايت الهي است، که فوق زمان و مکان است. بر اساس همين علم بی نهایت است که از همان ابتدا همه را بازنده اين مبارزه اعلان ميکند. اعلان اين مطلب دست و پاي کسي را نبسته و موجب نميشود تا کسي با آن به معارضه برنخیزد، بلکه اين مطلب تنها نشان دهنده اعجاز قرآن از يک طرف و علم بي پايان الهي از طرف ديگر است. قرآن فرصت مبارزه را از کسي نگرفته است، بلکه همه را تا ابد به اين مبارزه دعوت نموده است، ولي مانند يک ورزشکار ورزيده که به خود اعتماد کامل دارد؛ با اين فرق که اعتماد ورزشکار به خود صرف اعتماد است نه يقين ولي "لن تفعلوا" قرآن از روي يقين و علم الهي است و همين طور سخن ورزشکار محدود به زمان و مکان خاصي است ولي بعد از مرگ او ديگر حرف او اثري ندارد، در حالي که قرآن کتابي است ابدي و ماندني و حرف آن و مبارزطلبي آن نيز ابدي است.
بنابراين اينکه در پرسش آمده که: " قرآن نتيجه گرفته که "هرگز نميتوانيد و نخواهيد توانست" همانند قرآن بياوريد". قرآن هيچ نتيجه اين چنيني نگرفته است. تنها گفته است: اگر با وجود اينکه همه امکانات خود را در آوردن سورهاي مانند یکی از سورههاي قرآن جمع کرديد ولي نتوانستيد با آن معارضه کنيد، اگر ايمان نياوريد عذاب الاهی در انتظار شماست.
نیز در پرسش آمده است که: "فرصتي به کسي داده نشده است و اين فرصت مي توانست در اختيار آيندگان قرار گيرد" اين سخن کمال بيانصافي و بي دقّتي است؛ در حالي که قرآن آشکارا همه انسان ها را تا قيامت به اين مبارزه دعوت مي کند.
در جاي ديگر شبهه آمده است: "چه طور ممکن است که قرآن بدون اين که از جواب و عملکرد آيندگان مطلع باشد، نتيجه گرفته و خبر داده که در آينده هم کسي نخواهد توانست سورهاي مانند اين سورهها بياورد؟!" اگر به مفاد آیات تحدی با دقت بنگریم خواهیم دید که قرآن، تمامی انسانها را، از هر زبان و هر نژادي که باشند و در هر مکان و زماني که مخاطب قرآن قرار گیرند، تا آخرين روز اين دنيا، دعوت مي کند که اگر ميتوانند همانند سورهاي از سورههاي آن را بياورند؛ ولي چون خداوند به توانائيهاي خود از يک طرف و ظرفيتهاي طرف مقابل (انسانها و همه مخلوقات عالم)، کاملا آگاهي دارد و يقين دارد کسي را ياراي مقابله با او نيست و با تکيه بر علم بي کرانش، از همان ابتدا پيروز مسابقه را اعلان ميکند و اين هيچ ضرري به مسابقه نمیزند، بلکه مسابقه را شورانگیزتر و حریف را در مبارزه مصممتر و پرانگیزه تر میکند. اين ادعا خود یکی دیگر از اعجازهای قرآن است و به يقين حاکی از عظمت آن و عظمت نازل کننده دارد. اکنون نیز فرصت مبارزه از کسي گرفته نشده است و همان نداي دیروز، امروز و تا آينده طنينانداز است و قرآن با صوتي جلي مبارزطلبي ميکند، ولي از همان ابتدا، حريف خود را شکست خورده ميداند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ التمهيد في علوم القرآن، آيت الله محمّد هادي معرفت، قم، موسسه فرهنگي تمهيد، چاپ اول، 1386ش، ج4 و 5 و 6.
2ـ الجدول في اعراب القرآن، صافي، محمود بن عبدالرحيم، دارالرشيد، مؤسسة الإيمان ـ دمشق، بيروت، چاپ چهارم، 1418ق، ج1، ص77ـ78.
3ـ تفسير تسنيم، آيت الله جوادي آملي، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ سوّم، 1381ش، ج2.
4ـ الميزان في تفسير القرآن، علامه طباطبايي، قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ پنجم، 1417ق، ج1، ص59.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پينوشتها:
1. بقره / 23ـ24.
2. مکارم شيرازي، ناصر، ترجمه قرآن، قم، دارالقرآن الکريم (دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي)، چاپ دوم، 1373ش.
3. الشرتوتي، رشيد، مبادئ العربية، تنقيح و اعداد: حميد المحمّدي، موسسة دارالذکر للتحقيق و النشر، چاپ دهم، 1423ق، ج4، ص390.
4. جامع المقدّمات، با تصحيح مدرّس افغاني، کتاب الهداية في النحو، قم، انتشارات هجرت، 1373ش، ج2، ص170.
5. المدرّس الافغاني، محمّد علي، الکلام المفيد في شرح الصمدية، قم، انتشارات هجرت، 1403ق، ص331.
6. صافي محمود بن عبد الرحيم، الجدول في اعراب القرآن، بيروت، دارالرشيد، مؤسسة الإيمان ـ دمشق، چاپ چهارم، 1418ق، ج1، ص77.
7. جمال الدين هشام الانصاري، مُغني الأديب، اعداد و تحقيق ابوالقاسم علي دوست و ديگران، قم، مرکز مديريت حوزه علميه قم، 1374ش، ص211.
8. الجدول في اعراب القرآن، همان، ج1، ص78.
9. معرفت، محمّد هادي، التمهيد في علوم القرآن، قم، مؤسسه فرهنگي تمهيد، چاپ اول، 1386ش، ج4، ص227.
افزودن دیدگاه جدید