پیامبر اهل تسنن: 3. پیامبری که نمازش قضا می شود
قضا شدن نمازها:
1ـ نماز صبح:
صاحبان صحاح بالاتفاق نوشته اند كه در بعض از سفرها نماز صبح پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و اصحاب قضا شد و آن چنان خوابيدند كه گرمي خورشيد آنها را بيدار كرد...(1).
ــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 4-93، باب التيمم، باب الصعيد الطيب وَضوء المسلم...؛ و ص 154، باب مواقيت الصلاة و فضلها، باب الاذان بعد ذهاب الوقت؛ و ج 4، ص 232، باب علامات النبوة في الاسلام، حديث اول.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 6-471، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب قضاء الصلاة الفائتة و استحباب تعجيل قضائها.
ج: سنن ترمذي، ج 5، ص 299، كتاب تفسير القرآن، باب 21 و من سورة طه.
د: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 8-227، كتاب الصلاة، باب من نام عن الصلاة او نسيها.
ه : سنن ابي داود، ج 1، ص 122-118، كتاب الصلاة، باب في من نام عن الصلاة او نسيها.
و: سنن نسائي، ج 1، ص 331، كتاب المواقيت، بابهاي 51 و 54 و 55 ؛ و ج 2، ص 115، كتاب الامامة، باب 47 ؛ و ج 3، ص 230، كتاب قيام اللّيل و تطوّع النّهار، باب 32.
ــــــــــــــــــــــــــ
ما نمي دانيم علت اين كه اينان سعي در وارد كردن نقصي به رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم دارند چيست؟
بر فرض محال گيريم كه نماز صبح آن حضرت قضا شده باشد، چه لزومي در نقل آن است؟
چه شده كه صاحبان صحاح عيبهاي خلفا و حتي معاويه و يزيد را مي پوشانند و عيبِ نداشته ی رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم را ـ كه همه محاسن در او جمع و همه معايب از او دور بوده ـ بر او بسته و آنرا بر ملا مي كنند؟
آيا اينان حاضرند بنويسند كه مثلاً عثمان در جريان شوراي دوم عهد بست كه به روش شيخين عمل كند ولي نكرد؟
يا بنويسند كه معاويه، زياد بن ابيه را بر خلاف نصّ روايت نبوي برادر خويش خواند؟
يا بنويسند كه يزيد، قاتل پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم مي باشد؟
يا بنويسند كه يزيد و پدرش، معاويه، توسط دو تن از جنايتكاران به نامهاي مسلم بن عقبه و بُسر بن ارطاة در مدينه قتل عام كردند؟
با آن كه خود نوشته اند كه هر كه در مدينه احداث حدثي بكند لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر او مي باشد ـ كه ما به خواست خدا، در بحث مربوط به آنها، تفصيل واقعه را خواهيم نگاشت. كدام احداث حدث، از كشتار بي رحمانه مدينه بدتر؟
بگذريم، آن چه كه از ظاهر رواياتشان برمي آيد اين است كه قضا شدن نماز صبح بيش از يكبار بوده است، گر چه در كيفيت آن اختلاف است و از همين اختلاف مي توان فهميد كه اصل مسأله صحيح نيست.
در اين جا توجه شما را به چند روايت جلب مي كنيم. بخوانيد و آن را با روايت قبل مقايسه كنيد و از تهمتي كه به رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم زده شد به خدا پناه ببريد:
«پيامبر فرمود: اگر كسي از شما بخوابد، شيطان بر سرش سه گره مي زند و بر هر گرهي چنين وسوسه مي كند كه شب درازي داري، بخواب. حال اگر او بيدار شود و خدا را ياد كند، يكي از گره ها باز مي شود. و اگر وضو بگيرد، گره دوم نيز باز مي گردد و اگر نماز بخواند همه گره ها باز شده و با نشاط و روحي پاك، صبح مي كند و الا با نفسي خبيث و كسل صبح مي كند.»
«به رسول خدا گفتند كه فلاني شب را تا صبح خوابيد. (و از بعض عناوين بر مي آيد كه منظور اين است كه آن شخص نماز شبش قضا شده است نه نماز صبح) فرمود: او كسي است كه شيطان در گوشش بول كرده است.»(1)
ما به خواست خدا، آن جا كه درباره عمّار بحث خواهيم داشت متعرّض اين موضوع خواهيم شد كه بنا به نقل بخاري و غير او، خداوند او را از شر شيطان در پناه خودش قرار داد. آيا مي توان پذيرفت كه عمار از شر شيطان در پناه خدا باشد ولي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم العياذ باللّه ملعبه شيطان قرار گيرد؟
البته وقتي نماز صبح پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم قضا شود، تعجبي نيست كه بخوابد و نماز شب نخواند!(2)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ الف: صحيح بخاري، ج 2، ص 66، باب التهجد باللّيل، باب اذا نام و لم يصلّ بال الشّيطان في اذنه ؛ و ج 4، ص 148، كتاب بدء الخلق، باب صفة ابليس و جنوده.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 537، كتاب صلاة المسافرين و قصرها، باب ما روي في من نام اللّيل اجمع حتي اصبح.
ج: سنن نسائي، ج 3، ص 201، كتاب قيام اللّيل و تطوّع النّهار، باب التّرغيب في قيام اللّيل.
2 ـ الف: صحيح مسلم، ج 1، ص 515، كتاب صلاة المسافرين و قصرها، باب 18.
ب: سنن ترمذي، ج 2، ص 306، ابواب الصلاة، باب اذا نام عن صلاته باللّيل صلّي بالنّهار.
ج: سنن نسائي، ج 3، ص 258، كتاب قيام اللّيل و تطوّع النّهار، باب 64.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
2ـ نماز عصر (و يا چند نماز!)
در اين جا نيز صاحبان صحاح بالاتفاق نوشته اند كه نماز عصر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم در غزوه خندق قضا شد.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 165، كتاب الصلاة، باب قول الرجل ما صلّينا ؛ و ج 2، ص 19، كتاب الجمعة، باب الصلاة عند مناهضة الحصون و لقاء العدوّ ؛ و ج 4، ص 52، باب فضل الجهاد و السّير، باب الدّعاء علي المشركين بالهزيمة و الزّلزلة؛ و ج 5، ص 141، باب غزوة خندق و هاي الاحزاب ؛ و ج 6، ص 37، تفسير سوره بقره، و ج 8، ص 105، كتاب الدعوات، باب الدعاء علي المشركين.
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 8-436، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب 36.
ج: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 224، كتاب الصلاة، باب المحافظة علي صلاة العصر.
د: سنن ترمذي، ج 1، ص 337 و 339، ابواب الصلاة، باب 18 و ج 5، ص 202، كتاب تفسير القرآن، تفسير سوره بقره.
ه : سنن ابي داود، ج 1، ص 112، كتاب الصلاة، باب في وقت صلاة العصر.
و: سنن نسائي، ج 1، ص 268، كتاب الصلاة، باب المحافظة علي صلاة العصر و ج 2، ص21-19، كتاب الاذان، بابهاي 23-21؛ و ج 3، ص 83، كتاب السهو، باب 105.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
علت اين كه ما منكر قضا شدن نماز عصر آن حضرت در خندق هستيم اين است كه مي دانيم او بهتر از هر كس مي داند كه جنگ، جنگ است و احتمال درگيري و عدمِ توفيق دركِ وقتِ فضيلت عصر، مي رود. و لذا عقل حكم مي كند كه بعد از نماز ظهر، بلافاصله نماز عصر هم خوانده شود و اين جمع خواندن نماز هم، امري مباح بوده و حضرتش چند بار نمازهاي خويش را جمع خواندند و ما به خواست خدا، بحث مستقلي درباره بعض مسائل اختلافي، از جمله جمع بين دونماز، خواهيم داشت.
حال فرض كرديم كه آتش جنگ آن چنان شعله ور شد كه به هيچ وجه موفق به اداي آن نشدند، چرا يكسره آن را ترك كنند؟ مگر در اين حالت نماز در حال جنگ تشريع نشده است؟(1) به علاوه، ما مي دانيم كه در غزوه خندق جنگي به غير از كشته شدن عمرو بن عبدود به دست علي عليه السلام واقع نشد ـ كه آن را صاحبان صحاح، جهت پوشاندن اين فضيلت آن حضرت، مطلقا متعرّض نشدند! ـ پس چه عاملي باعث شد كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و اصحابش نماز عصر را نخوانند؟ بگذريم از اين كه در اين امر نيز اختلاف است. عده اي مي گويند كه نماز عصر را بعد از مغرب و قبل از عشاء قضا كرد و اكثرا مي گويند كه آن را قبل از مغرب قضا نمود. دسته اي نيز همچون ترمذي و نسائي ـ در بعض رواياتشان ـ مي گويند كه اصولاً نماز قضا شده فقط عصر نبود. بلكه نمازهاي ظهر و عصر و مغرب و عشا قضا شد، و نسائي در يكي از رواياتش مي گويد فقط ظهر و عصر قضا شد. مگر اينان شب تا صبح در حال جنگ بودند كه مغرب و عشا هم قضا شده باشد؟ بعض از شارحين گفته اند كه اين روايتها با هم منافات ندارد و ممكن است كه در چند روز غزوه خيبر چنين اتفاقاتي افتاده باشد. اينان خواستند ابرو را درست كنند چشم را هم كور كردند! اگر يكبار يكي از نمازها قضا شد آيا عبرت نمي شود كه روز بعد حواسشان را جمع كرده و طوري برنامه ريزي كنند كه ديگر نمازشان قضا نشود؟ اصولاً غزوه خندق چه خصوصيتي داشت كه در آن اين قدر نماز قضا شد؟ مگر ساير غزوات چگونه بود كه هيچ نماز قضا نشد؟ آيا غزوه خندق از جنگ صفين هم بيشتر انسان را به خود مشغول مي كرد؟ در آن جنگ كه مدتي طولاني ادامه يافت و حتي در يكي از شبها (ليلة الهرير) دو لشگر تا به صبح مشغول نبرد بودند، در تاريخ نيامده كه نمازها قضا شده باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ ر.ك به آيه 103 از سوره نساء و صحيح بخاري، ج 2، ص 19، كتاب الجمعه، باب صلاة الطالب و المطلوب راكبا و ايماءً.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ابن ابي الحديد معتزلي در مقدمه شرح نهج البلاغة، آن جا كه از عبادت اميرالمؤمنين عليه السلام سخن مي گويد چنين مي نويسد:
«تو چه تصور داري از مردي كه آن قدر به عباداتش مواظبت داشت كه در «ليلة الهرير»، در حالي كه تيرها به اطرافش فرود مي آمد، بدون هيچ گونه ترسي، برنامه عباديش ترك نشد.»
آيا هيچ مسلماني مي تواند بپذيرد كه نماز علي عليه السلام در صفين قضا نشد ولي نماز مقتداي او يعني رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم در خندق چند بار قضا شد؟
نماز عصر از نظر اهل سنت همان نماز وُسطي مي باشد كه در قرآن مجيد بدان تأكيد شده است.(1) گرچه اين امر هم بين خودشان محلّ اختلاف است و از بعض روايات صحاح بر مي آيد كه نماز وسطي همان نماز ظهر است (كه شيعه مي گويد) ولي اكثر روايات صحاح آن را نماز عصر مي داند. رواياتي هم كه درباره قضا شدن نماز عصر نقل شده چنين است: «شغلونا عن الصلاة الوسطي» يعني مشركين قريش آن چنان ما را به خود سرگرم كردند كه نماز عصر از ما فوت شد. از اين جمله چنين بر مي آيد كه چنين نبود آنان نتوانند نماز عصر را بخوانند، بلكه از شدت مشغله جنگ (كه چنانچه گذشت جنگي هم واقع نشد) نماز عصر را فراموش كردند و اين جا است كه هيچ مؤمني نمي تواند بپذيرد كه مشغله غزوه خندق آن چنان باشد كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم و اصحاب از نمازشان غافل شوند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ سوره بقره، آيه 238، از نظر شيعه صلاة وُسطي همان نماز ظهر است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حال به بررسي چند روايت در مورد نماز عصر مي پردازيم تا ببينيم آنها كه نماز عصرشان فوت شود حالشان چگونه است.
«كسي كه نماز عصرش فوت شود گوئيا اهلش و مالش از او فوت شده است.»
«كسي كه نماز عصرش از او فوت شود عملش (يعني همه اعمالش) هدر رفته است.»(1)
حال اين شما خوانندگان مؤمن و اين روايتها. خود قضاوت كنيد آيا رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم به نماز عصرش بي توجّه بود و او و اصحاب بخاطر مشغله جنگ از آن غافل شدند؟!
يا پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ـ العياذ باللّه ـ از نماز غافل شد يا صاحبان صحاح، روايات غير صحيح را به نام صحيح به خورد عوام داده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ الف: صحيح بخاري، ج 1، ص 145 و 154، كتاب الصلاة، بابهاي: «اثم من فاتته العصر» و «من ترك العصر» و «التكبير بالصلاة في يوم غيم»
ب: صحيح مسلم، ج 1، ص 6-435، كتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب التّغليظ في تفويت صلاة العصر ؛
ج: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 224، كتاب الصلاة، باب المحافظة علي صلاة العصر و نيز در ص227، باب ميقات الصلاة في الغيم.
د: سنن نسائي، ج 1، ص 271-269، كتاب الصلاة، بابهاي 15 و 17؛ و نيز ص 289، كتاب المواقيت، باب 9.
افزودن دیدگاه جدید