معتبرترین کتب اهل سنت: 20. مردم به پایشان نخ سیاه و سفید می بستند...

معتبرترین کتب اهل سنت: 20. مردم به پایشان نخ سیاه و سفید می بستند...

قبل از بررسى روايت مربوط به عنوان فوق، به اين نكته توجّه مى‏ كنيم كه هر فرماندهى فرمانش را بايد كاملاً روشن بيان كرده تا فرمانبر بتواند مطابق خواسته او آن را اجرا كند و اين امرى عقلائى است و لذا گفته‏ اند كه «تأخير بيان از وقت حاجت قبيح است» يعنى هنگامى‏ كه فرمانبر نياز به بيان روشن فرمانده داشته باشد و او آن را به تأخير بيندازد عملى غير صحيح است. حال به روايت مربوطه نگاهى مى‏ افكنيم:

 

«سهل بن سعد مى‏ گويد: وقتى اين آيه نازل شد: «وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الاْبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الاْسْوَدِ»»(1) مردم به دو پايشان نخ سياه و سفيد مى‏ بستند (و در روايتى ديگر نخ سفيد و سياهى برمى‏ داشتند) و مشغول خوردن و آشاميدن مى‏ شدند تا آنكه آن دو نخ از هم تميز داده مى‏ شد (آن وقت دست از خوردن و آشاميدن مى‏ كشيدند) تا آنكه خداوند كلمه «من الفجر» را بدان افزود. آنگاه مردم دانستند كه مراد از آيه، شب و روز است (نه نخ سياه و سفيد).(2)

در بررسى اين روايت بايد گفت:

اوّلاً ـ چطور ممكن است امرى به اين مهمّى كه تقريبا همه مكلّفين به آن مبتلا بوده و از آن مطلّع شدند فقط سهل بن سعد آن را روايت كند و فقط مسلم آن را نقل كند و ديگران از صاحبان صحاح، از آن بى‏ خبر باشند؟ (البته اين يك استبعاد است).

 

ثانيا ـ چرا خداوندى كه از احوال مردم آگاه است، از اين امر غفلت داشته و آنگاه كه مردم احتياج به دانستن «من الفجر» داشتند تا تكليف واقعى خود را بدانند، آن را نازل نكرد و چون ديد كه آنان نخ به پاى خويش مى‏ بندند آن كلمه را نازل فرمود؟ (ولابدّ خدائى كه به قول صاحبان صحاح، به كوچكترين مناسبتى مى‏ خندد ـ چنانچه گذشت ـ اينجا نيز از كارهاى مردم حسابى خنديد و ـ العياذ بالله ـ شايد هم تأخير آن به خاطر همين بود!).

 

ثالثا ـ آيا كلمه «من الفجر» كه در وسط آيه است و نه در آخر آن، بعد از نزول تمام آيه ضميمه شد، و در حقيقت كارهاى مردم باعث تكميل آيه شد، يا اينكه خداوند همين مقدار از آيه را فرستاد و منتظر ماند تا ببيند مردم چه مى‏ كنند و چون نادانى آنها را ديد (كه البته در اين نادانى مقصّر هم نبودند ) آن كلمه را ضميمه كرد و سپس بقيّه آيه را نازل فرمود؟ جواب آن را از سهل مى‏ خواهيم!

 

ما نمى‏ دانيم نقل اين‏ گونه روايات، كه نشان از غفلت خدا دارد، چه فايده؟ چرا شعرى بگوئيم و در وزن و قافيه و معنايش بمانيم؟ آنگاه چوب تكفير را ـ كه اسلحه انسانهاى بى‏ منطق است ـ برداريم و بر سر كسانى كه پاره‏ اى از روايات صحاح ـ و مخصوصا صحيحين ـ را صحيح نمى‏ دانند، فرود آوريم، هر چند گفتارشان با دليل و منطق، و حتّى با استفاده از همين صحاح، باشد.

 

حال به روايتى ديگر نظرى مى‏ افكنيم تا معلوم شود كه رسول گرامى‏ اسلام صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ وسلم آيه را بيان كرده و منظور آن را روشن فرمودند:

 

«عدىّ بن حاتم مى‏ گويد: چون اين آيه نازل شد: ... تا آنكه نخ سفيد از نخ سياه از فجر» نازل شد، گفتم: يا رسول اللّه! من زير بالشم دو نخ سفيد و سياه مى‏ گذارم تا شب را از روز تشخيص دهم. حضرت فرمود: مراد از آيه، سياهى شب و سفيدى روز است.»(3)

اين روايت به خوبى مى‏ رساند كه آيه مزبور همراه كلمه «من الفجر» نازل شد و مردم ـ از جمله عدىّ بن حاتم ـ پنداشتند كه با نخ سياه و سفيد مى‏ توانند روز را از شب تشخيص دهند و رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ وسلم فرمود كه مراد از نخ سياه و سفيد از فجر، سفيدى و سياهى روز و شب است نه نخ سفيد و سياه. بنابراين، مطابق اين روايت، چنين نبود كه خداوند منتظر بماند تا ببيند مردم چه مى‏ كنند آنگاه كلمه «من الفجر» را نازل كند بلكه از همان ابتدا آيه مزبور همراه آن كلمه نازل شد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) سوره بقره، آيه 187 ـ يعنى: هنگام سحر تا زمانى مجاز به خوردن و آشاميدن مى‏ باشيد كه نخ سياه از نخ سفيد تميز داده شود.

 

(2) صحيح مسلم، ج 2، ص 767، كتاب الصيام، باب 8، ح 34 و 35.

«عن سهل بن سعد قال: لمّا نزلت هذه الآية: وكلوا واشربوا... قال: كان الرجل يأخذ خيطا ابيض وخيطا اسود فيأكل حتّى يستبينهما. حتّى انزل اللّه عزّ وجلّ: من الفجر، فبيّن ذلك.

 

وفي رواية أخرى: ... فكان الرجل إذا أراد الصوم ربط احدهم في رجليه الخيط الاسود والخيط الابيض. فلا يزال يأكل ويشرب... فعلموا انّما يعنى بذلك الليل والنهار.

 

(3) همان، ح 33.

... لمّا نزلت: حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الاَْبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الاَْسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ قال له عدىّ بن حاتم: يا رسول اللّه انّى اجعل تحت وسادتى عقالين: عقالاً ابيض وعقالاً اسود. اعرف اللّيل من النهار. فقال رسول اللّه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ سلم : انّ وسادتك لعريض انّما هو سواد اللّيل وبياض النهار.

افزودن دیدگاه جدید