ساختن ضریح برای ائمه معصومین علیهم السلام کار پسندیده ای است؟

چرا علما درباره ضریج سازی ها اعتراض نمی کنند مگر نه این بوده که خود امامان در دوران زندگی خویش ساده زیستی را پیشه می کردند و مخالف هر گونه اسراف بودند؟!

چرا علما درباره ضریج سازی ها اعتراض نمی کنند مگر نه این بوده که خود امامان در دوران زندگی خویش ساده زیستی را پیشه می کردند و مخالف هر گونه اسراف بودند؟!
آیا ضریح سازی از آب طلا ، به تازگی از نقره و ...اسراف نیست؟!..تقدس زرین دیگر چه نوع تقدسی است؟!
آیا اگر امامان بودند خودشان چنین زندگی داشتند و برای خود این چنین کاخ می ساختند یا ساده زیستی می کردند؟!
آیا این نیست که این نوع ضریح سازی روشی برای توریسم دینی!! شده نه اینکه بخواهیم روش آنها را پیاده کنیم؟!
اگر قرار به جذب بود همان سادگی نیز مردم را به خود جذب می کرد.

ساختن قبّه و بارگاه بر قبور بزرگان واولیای خدا به عنوان بزرگداشت و یادبود و تکریم آنان بوده است. عقلای عالم برای بزرگداشت شخصیت های علمی، سیاسی بنای یادبود یا مجسمه روی قبر یا در جاهای مناسب ایجاد می کردند. این چیزی نیست که در اسلام رسم شده باشد بلکه قبل از اسلام نیز نزد مردم رواج داشته است. قرآن درباره‌اصحاب کهف می‌فرماید:
"فقالوا ابنوا علیهم بنیاناً ربّهم أعلم بهم قال الّذین غلبوا علی أمرهم لنتّخذنّ علیهم مسجداً؛
گفتند بنایی بر آن بسازید. پروردگارشان از وضع آن‌ها آگاه تر است و آنان که آگاهی بیش تر بر راز آنان (اصحاب کهف) داشتند گفتند: روی مدفن آنان مسجدی می سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود)".(۶)
سمهودی در ضمن بحث از پوشش های روضه و مرقد مطهر پیامبر و معطّر کردن گفته است: در زمان هارون الرشید خیزران (مادر هارون) دستور داد مسجد پیامبر و قبر مطهر را با زعفران و عطرهای دیگر معطّر کردند. نیز قبر را با شال ها و پارچه های مشبّک حریر پوشانیدند. پرده کشیدن روی قبر و اطراف آن معمول بوده است. قندیل های گوناگون از طلا و نقره و بلور در اطراف حجره و روضه پیامبر قرار می دادند. جمع بی شماری از علما و زهّاد برای
زیارت قبر پیغمبر که آمده اند، امور مذکور را منع و انکار نکرده اند.
شمار قندیل های حرم نبوی گاهی به حدّی می رسید که قسمتی از آن‌ها را می فروختند. قیمت آن را به مصرف بنا یاتعمیر اطراف حرم می رساندند، از جمله در سال ۷۰۵ رئیس خدّام حرم پیامبر از سلطان اجازه گرفت که قسمتی از قندیل ها را بفروشد و از پول آن مأذنه ای در باب السلام بنا کند، که سلطان اجازه داد.(۷)
سمهودی در کتاب وفاءالوفا درباره گنبد کبود روی حرم نبوی می‌گوید: قبل از حریق در مسجد شریف در سال ۶۵۴ روی حجرة پیامبر قبّه ای نبود، بلکه روی بام به موازات حجره بنایی از آجر به اندازه نصف قامت یک انسان وجود داشت تا بام حجره از دیگر قسمت های مسجد مشخص شود. در سال ۶۷۸ در زمان ملک منصور قلاوون صالحی قبّه ای روی حجره بنا شد که پایین آن مربع و بالای آن هشت گوشه بود.(۸)
در سال ۷۲ هجری قمری به دستور عبدالملک خلیفة اموی بر بالای صخره ذبائح در اورشلیم نزدیک مسجد الاقصی قبّه و گنبدی ساخته شد که به آن قبّه الصخره گفتند.(۹)
ساختن گنبد یا بنایی به شکل دیگر روی قبور بزرگان به جهت تکریم و احترام آنان بوده است. مؤمنان و معتقدان به آن بزرگواران هر از چند گاهی از باب ذوقیاتی که داشتند، آن‌ها را به شکلی کامل تر در می آوردند. نقش معماران و حاکمان در این زمینه بسیار بوده است. البته در برخی جاها این ساختمان ها به صورت کلّه قندی چند ضلعی و در اکثر موارد به صورت گنبد مدوّر بوده است. در ساختن این بناها وضعیت آب و هوایی مناطق نیز دخیل بوده است، مثلاً در مناطق گرمسیری بلند بودن سقف همراه با دریچه های اطراف آن باعث کوران هوا و خنگی فضای آن برای زوّار و نمازگزاران می شد؛ با توجه به این که در زمان های قدیم امکانات رفاهی فعلی وجود نداشته است.
در مورد شکل گنبدها در مساجد و اماکن مقدس اسلامی باید گفت که برخی از این اشکال هویت اسلامی ندارند، ‌بلکه نوعی وام گیری از معتقدات ایران باستان و ادیان قبل از اسلام است که کم کم رنگ و بوی اسلامی به خود گرفته و در زمره فرهنگ اسلامی و معماری اسلامی درآمده است.
برخی به اندیشه ها و درون مایه های اسلامی بر می گردد و آن این است که در اسلام دعا و راز و نیاز با خدا از جایگاه خاصی بهره مند است. بسیاری از بناهای اسلامی که دارای گنبد و گلدسته اند همانند کسی می ماند که دو دستانش را به سوی آسمان بالا برده و با خدای خود راز و نیاز می کند. (دو گلدسته به منزله دو دست و گنبد همانند سر مناجات کننده با خدا.)
در خصوص  طلا کاری ها باید به چند نکته توجه داشت:
۱- وقتی بنا بر تکریم و تجلیل یک شخصیت بی بدیل در بین بشریت مانند یک امام است، باید تفاوتی بین او و دیگر شخصیت های مورد احترام انسان ها  وجود داشته باشد تا تصور نوعی همسانی برای بینندگان حاصل نشود؛ این امر در نگاه اکثر مردم از اهمیت بسزایی برخوردار است.
نمونه این نوع نگرش در بارگاه امامین کاظمین دیده می شود که بر خلاف سنت معماری اسلامی و شرقی، روی یک بارگاه دو گنبد قرارگرفته تا نشان دهد در زیر این بقعه دو امام مدفون هستند. برای شیعه هر امام مظهر یک انسان کامل است. باید این عظمت و شکوه به شکلی متفاوت ابراز گردد و این امر تابع سنت های جاری اجتماعی است.
۲- هرچند در اسلام بر حقیقت و روح تعالیم و معارف دینی تاکید بسیار شده اما ظواهر و امور ظاهری هم از اهمیت بسیاری برخوردار است. نمی توان تاثیر شگرف  امور ظاهری را در جلب توجه و تالیف قلوب به سمت این مکان ها و در نتیجه بهره مندی از معنویت و روحانیت موجود در این مکان ها، انکار کرد. دستوراتی استحبابی قبیل خوش صدا بودن موذن و قاری قرآن یا زیبا و آراسته بودن امام جماعت نشان می دهد که توجه به ظواهر و بهره گیری از قدرت احساسات و تمایلات بصری و حسی بشر برای رهیافت به حقیقت باطنی قابل انکار نیست.
۳- نیازمندی انسان گاهی ظاهری و مادی است و گاهی باطنی و روحی؛ هرچند در جامعه ما و همه جوامع دیگر نیازمندان مادی کم نیستند، اما نیازمندان روحی و معنوی در هر جامعه ای به مراتب بیش تر از نیازمندان مادی اند. این گونه هزینه ها اگر به شکلی انجام شود که موجب جلب قلوب و ایجاد انس توده ها با  حرم ها و توجه به آن امام معصوم گردد و در نتیجه نیاز روحی اقشار گوناگون را برطرف نماید، ارزشمند تر از رفع برخی نیازهای مادی آنان است؛ هرچند توجه به همه  ضرورت ها در کنار هم  شدنی و لازم است.
۴- بخش اعظم  طلاکاری ها و تزیینات توسط متن جامعه انجام می شود. ناشی از طلا و جواهراتی است که توسط خود مردم از همه اقشار اهدا می‌شود، در نتیجه در این نوع هدایا که به شکل نذر و یا وقف و مانند آن صورت می پذیرد، متولی امور حق تصرف متفاوت و دل خواسته ندارد. چه بسا مامور به صرف اموال در همان مورد نذر است، البته اگر خلاف شرع و عقل نباشد.
۵-  از آن جا که  هزینه ها ناشی از اموال دولتی و عمومی یا وجوهات دینی نبوده، بلکه هدایای مردمی پایه اصلی هزینه ها را تشکیل می دهد، معمولا این تصور هم برای توده جامعه به وجود نمی آید که چرا این همه هزینه برای زیبایی و تزیین این مکان ها صرف شده است، بلکه خود مایل به مشارکت در این امور هستند.
برخلاف تصور بسیاری از ما امامان معصوم زندگی فقیرانه و مشقت باری نداشتند، البته یاده زیستی در همه حال پسندیده است و در امامان ما هم وجود داشته اما به جز برخی حضرات معصومین که در صدر اسلام و در شرایط سخت جامعه می زیسته اند، چنان که در تاریخ نقل شده باقی امامان زندگی محترم و با جلالتی داشتند. دارای منزل وسیع و غلام کنیز بوده و فعالیت های گسترده تجاری و کشاورزی و... داشتند.
البته در کنار همه این ها این بزرگواران توجه به فقرا و مساکین و تواضع و خاکساری را فراموش نمی کردند، در خصوص  امام رضا علیه السلام نقل شده که در خانه خود در وقت غذا سفره بزرگی می انداختند. همه افراد خانه اعم از خادمان و غلامان  حتی خادمان اصطبل را بر آن می نشاندند و با دست خود از بهترین غذاها برای آن ها می کشیدند، آن گاه خود شروع به میل غذا می فرمودند.
این موارد نشان می دهد که در نوع زندگی این بزرگواران هم در عین توجه به فقرا و مساکین، شان و جایگاه و موقعیت اجتماعی -با توجه به اوضاع عمومی جامعه- مورد توجه قرار می گرفت و از این گونه امور غفلت نمی شد.
پی‌نوشت‌ها:
۱. نشر مؤسسه آثار امام خمینی، ۱۳۸۷ش.
۲. نساء (۴) آیه ۴۱.
۳. بحار الانوار، ج ۲۳، ص ۳۴۵، حدیث ۳۸ نشر دار الاحیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۳ق.
۴. همان، ص ۳۴۶، حدیث ۴۱.
۵. همان، ص ۱۷۵، ح ۵۳.
۶. کهف (۱۸) آیه ۲۱.
۷. علی اصغر فقیهی، وهابیان، ص ۵۹ به بعد، با تلخیص.
۸. همان، ص ۶۲، به نقل از وفاء الوفاء، سمهودی، ج۱، ص ۴۳۵.
۹. علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ص ۱۵۳۸۲.

افزودن دیدگاه جدید