صحابه در قرآن (1)

آیا تنها صحابه پیامبر بودن برای شخصی امتیاز محسوب می شود؟ ملاک برتری برای هر انسان در نظر قرآن کدام است؟ نظر قرآن در مورد صحابه پیامبر چیست؟

یکی از راههای بررسی ادله عدالت صحابه و نقد آن، سنجش صحابه در قرآن است. خداوند در قرآن در موارد مختلف اصحاب را مخاطب خویش قرار داده است و در مواردی مدح و در مواردی برخی صحابه را توبیخ می­کند. با توجه به اهمیت عدالت تمام صحابه نزد اهل­سنت، این دیدگاه را با بررسی صحابه از منظر قرآن به نقد می­کشیم.
مهاجرین و انصار

در منطق قرآن صحابه به دو دسته کلی مهاجر و انصار تقسیم می­شوند و این تقسیم به دلیل کار ارزشی این صحابه است. مهاجرین به کسانی گفته می­شوند که پس از فرمان خداوند به هجرت، از مکه به مدینه هجرت کردند تا زمانی که فتح مکه واقع شد. انصار به اصحاب آن حضرت که اهل­مدینه بودند گفته می­شد که از دو قبیله اوس و خزرج تشکیل شده بودند. اما کسانی که بعد از فتح مکه مسلمان شدند نه از مهاجرین محسوب می­شوند و نه از انصار. این مطلب را امیرالمومنین علی(ع) در رد پیشنهاد معاویه می­گوید که خواستار انتخاب خلیفه از طرف شوری(شورای مهاجرین و انصار) شده بود در حالی که خودش را جز ایشان می­پنداشت.[1]
ارزش صحابه

قرآن ارزش هر فرد و بلکه هر انسان مومن و مسلمانی را به ایمان و عمل صالح او و در یک کلمه به تقوای او مشروط کرده است. به این ترتیب تمام آیاتی که از ارزشمندی صحابه حکایت می­کند مشروط به استقامت در این راه و منحرف نشدن از طریق حق است. بنابراین اصحاب بدر و یا مهاجر و انصار تا زمانی که بر ایمان باقی باشند، ارزشمند و عادل خواهند بود. در این رابطه باید برای شناخت ملاکهای حق، به ملاکهای قرآن و سنت و عقل رجوع کرد و از تاریخ و حدیث و تفسیر و...صحابه فاسق و منافق و مرتد و مریض القلب و مومن را شناخت. بنابر این آیات الهی علاوه بر اینکه عدالت تمام صحابه را ثابت نمی­کند، خود دلیلی بر بطلان عدالت جمیع صحابه است.
ملاک برتری در قرآن

إن أکرمکم عند الله اتقاکم.[2]

قطعا این آیه به مراتب مسلمین و از جمله مخاطبین اولیه آیه یعنی صحابه را اشاره می­کند و ملاک ارزش مسلمین نزد خداوند را تقوی اعلام می­کند. تقوی در مفهوم گسترده خود ایمان و عمل صالح را در ربردارد که مطمئنا تمام صحابه از این جهت با هم تفاوت بسیاری دارند و یکسان نیستند. بطور کلی قرآن درجات انسانها را در این دنیا و در بهشت به دلیل عملکرد انسانها متفاوت قرار داده است[3] و یکی از علل تفاوت درجات انسانها را آزمایش انسانها به سبب داراییشان خوانده­است.[4] واضح است که برخی انسانها بر اثر حسادت و عوامل دیگر برتری دیگران را برنمی­تابند که از نظر خداوند امری ناپسند است و قرآن آن را نهی کرده است.[5] از جمله کسانی که خداوند فضل و درجات ایشان را برتر از دیگران قرار داده صاحبان علم و مومنین حقیقی و مجاهدین در راه خدا هستند.[6] قرآن تقوی، علم، مجاهدت، ایمان و...را از جمله ملاکهای ارزشی دینی برای برتر شدن از دیگران یاد کرده و ما در بین صحابه یقینا تفاوت چشمگیری در این امور خواهیم دید و این خود نشان دهنده عدم تساوی صحابه در اعمال و درجات است.
صحابه از دید قرآن

همانطور که آیات مختلف و بسیاری در مورد ارزشمند بودن اعمال و ایمان برخی صحابه اشاره شده، به نکوهش عمل و ایمان برخی دیگر نیز پرداخته شده است و این خود شاهدی بر وجود صحابه عادل و غیرعادل است. قرآن در جواب ادعای برخی از صحابه که خود را مومن قلمداد می­کردند اعتراض می­کند و قائل است که بوئی از ایمان نبرده­اند و قلوبشان خالی از ایمان است.[7] آری این آیه اصحاب پیامبر(ص) را به مومن و مسلمان تقسیم می­کند که از نظر باطن و ایمان قلبی نسبت به هم تفاوت دارند. تفاوت باطنی صحابه تاحدی بود که خداوند بر دروغ و ادعائی بودن ایمان برخی از صحابه شهادت دهد.[8] به این ترتیب بی­ایمان بودن برخی از صحابه ثابت می­شود[9] که قرآن در موارد مختلف از ایشان یاد کرده و عملکرد ایشان را مورد انتقاد قرار داده است.
عملکرد صحابه منافق

قرآن کریم با توجه به عدم ایمان منافقین همیشه به توبیخ اعمال این افراد می­پرداخت. عمده ترین اعمال منافقین برپائی جنگ روانی علیه مومنان بود. این افراد به حدی در مسلمانان شیوع داشتند که به راحتی اعمال منافقانه خود را انجام می­دادند، از جمله دشمن هراسی و شایعه پراکنی،[10] ساختن مسجد ضرار،[11] فرار از معرکه جنگ،[12] اذیت و آزار به پیامبر(ص) واهل­بیت(ع) و مومنین،[13] منت گذاشتن بر پیامبر(ص)،[14] نقشه ترور امیرالمومنین علی(ع)و پیامبر(ص)،[15] همکاری با دشمنان دین(کافران و اهل کتاب)،[16] کینه داشتن از پیامبر(ص)،[17] هیچ انگاشتن وعده­های خداوند و پیامبر(ص)،[18] فساد کردن به ادعای اصلاحات،[19] پیمان بستن بر غصب خلافت،[20] امرکردن به منکرات و نهی نمودن از کارهای خیر،[21] عدم انجام صحیح احکام به دلیل بی­ایمانی،[22] ....که همگی نشانگر جنگ درونی در جبهه مسلمین است. این همه خیانت همگی نشانگر بی­ایمانی برخی صحابه است که از قول فرزندان این نوع صحابه یعنی فرزند معاویه بیان شده است:

لعبت هاشـــــم بالملک فلا خبر جاء و لا وحـــــــی نزل‌

لیت أشیاخی ببدر شــهدوا جزع الخزرج من وقع الأسل‌

لأهلوا و استهــــــــلوا فرحا و لقالوا یا یزیــــــــد لا تشل‌

فجزیناه ببـــــــــــــــدر مثلا و أقمنا مثل بــــــدر فاعتدل‌

لست من خندف إن لم أنتقم من بنی أحمد ما کان فعــل[23]
منافق

قرآن کریم علاوه بر مبارزه با منافقین به تعریف منافق پرداخته. این آیات کلیاتی از صفات مومنین و منافقین را ارائه می­دهد که نشانگر وجود این افراد در توده مسلمین (صحابه) بوده است. یکی از علائم مهم منافقین عدم هماهنگی بین زبان و قلب ایشان است.[24] این بهترین نشانه شناخت منافق است. چنانکه خداوند می­فرماید: و هنگامى که افراد با ایمان را ملاقات مى‌کنند، و مى‌گویند: ما ایمان آورده‌ایم! (ولى) هنگامى که با شیطانهاى خود خلوت مى‌کنند، مى‌گویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره مى‌کنیم![25] منافقین بین کفرو ایمان سرگردان هستند.[26] بلکه بعداز ایمان رویگردان شده­اند. [27] همانند مشرکان به خداوند سوء ظن دارند[28] و به گمان خود به فریب خداوند مشغولند.[29] به بهانه زن و بچه و اموال از میدان جهاد فرار می­کنند و برای جهاد مانع تراشی می­کنند[30] با این حال این بهانه را برای پیامبر(ص) نقل می­کنند و خواستار طلب مغفرت از سوی آن حضرت هستند.[31] ولی باز با تکبر به تمسخر طلب مغفرت پیامبر(ص) می­پرداختند[32] با این همه خیانت، به خود جرأت می­دادند که بخاطر اسلامشان بر پیامبر(ص) منت ­گذارند!! [33] پیامبر(ص) را در زندگی خصوصی اذیت کرده و بر زنان آن حضرت طمع می­کنند![34] به همین دلیل خداوند به زنان پیامبر(ص) دستور می­دهد که مراقب نحوه حرف زدن خود باشند.[35] اهمیت دشمن شناسی در سنگر خودی یعنی شناخت منافق کمتر از شناخت دشمن خارجی نیست و به همین دلیل خداوند سوره­ای به عنوان منافقون نازل نمود و دستور می­دهد که ایمان حقیقی داشته باشید[36] به علت گستردگی و پیچیدگی و وابستگی منافقین به شجره ملعونه تشبیه شدند[37]و به پیامبر(ص) فرمان داد که همانطور که با کفار در جهاد است با منافقین نیز بجنگد.[38]
بیمار دل

خداوند در قرآن کریم به دو عنصر خیانت پیشه در برابر دستاوردها و قوانین الهی اشاره شده ، یکی از این گروه به منافقین و دیگری به بیمار دلان معرفی شده­اند. فرق بین این دو گروه از بیان هردو عنوان در یک آیه استفاده می­شود؛ زیرا خداوند فرموده:

إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‌ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ.[39]

جهت فکری و اعتقادی منافقین و بیمار دلان همسو است و هیچ فرقی از این جهت ندارند ولی در مواجهه با اسلام و دین بین بیمار دلال و منافقین فرق است و احتمال دارد که خداوند منافقینی که ظاهر سازی بیشتری داشتند را به بیمار دل معرفی کند تا به دیگران علت عدم ایمان آنها را با وجود اسلام ظاهری بیان نموده باشد و احتمال دارد که مریض القلب با پذیرش اسلام و ایمان در نهادش تیرگی و کدرورت وجود داشته باشد؛ اما منافق هرگز در قلبش ایمان نفوذ نکند!
عاقبت منافقین

خداوند عاقبت کفار و مشرکین و منافقین و بیماردلان را یکسان قرار داده ووعده عذاب دردناک را به همه این افراد داده است.[40] چراکه این افراد به صورتهای مختلف با خداوند و رسالت و اهداف آن مخالفت نمودند و هر یک به نحوی دشمنی خودش را ظاهر ساخته. با این وجود چگون می­توان معتقد به عدالت تمام اصحاب از جمله منافقینی شد که برای انحراف رسالت از مسیر اصلی خود تلاش کردند و دست به جعل و تحریف و تغییر زدند و به فرموده قرآن به جاهلیت رجوع کردند.[41]
منابع :

[1] - آیه الله میلانی، سید علی؛ محاضرات فى الاعتقادات، ج‌2، ص 151

[2] - حجرات، آیه 13- گرامى‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.

[3] - احقاف 19 و اسراء، آیه 21

[4] - انعام، آیه 165

[5] - نساء، آیه 32

[6] - مجادله، آیه 11- یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ.

نساء، آیه 95-(هرگز) افراد باایمانى که بدون بیمارى و ناراحتى، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانى که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانى را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان [ترک‌کنندگان جهاد] برترى مهمّى بخشیده و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان،) خداوند وعده پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمى برترى بخشیده است.

[7] - حجرات،آیه 14- عربهاى بادیه‌نشین گفتند: «ایمان آورده‌ایم» بگو: «شما ایمان نیاورده‌اید، ولى بگویید اسلام آورده‌ایم، امّا هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید، چیزى از پاداش کارهاى شما را فروگذار نمى‌کند، خداوند، آمرزنده مهربان است.»

[8] - - منافقون، آیه 1- هنگامى که منافقان نزد تو آیند مى‌گویند: «ما شهادت مى‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایى!» خداوند مى‌داند که تو رسول او هستى، ولى خداوند شهادت مى‌دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند).

[9] - حجرات،آیه 14و منافقون، آیه 1و بقره، آیه 8

[10] - احزاب، آیه 60- اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بى‌اساس در مدینه پخش مى کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان مى‌شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهى نمى‌توانند در کنار تو در این شهر بمانند!

[11] - توبه،آیه 107 گروهی دیگر از آنها کسانی هستند که برای زیان رساندن و تقویت کفر مسجدی ساختند

[12] - توبه، 25- خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد( و بر دشمن پیروز شدید) و درروز حنین (نیز یاری نمود) در آن هنگام که فزونی جمعیتتان شما را مغرور ساخت، ولی (این فزونی جمعیت ) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شد. سپس پشت( به دشمن) کرده، فرار نمودید.

[13] - حجرات، آیه 11- اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!

[14] - حجرات 17- آنها بر تو منّت مى‌نهند که اسلام آورده‌اند.

[15] - توبه، آیه 64- منافقان از آن بیم دارند که سوره‌اى بر ضدّ آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزا کنید! خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار مى‌سازد!»

و بحار ج 21 ، ص 238

[16] - - مائده، آیه 51- اى کسانى که ایمان آورده‌اید! یهود و نصارى را ولّى (و دوست و تکیه‌گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیاى یکدیگرند و کسانى که از شما با آنان دوستى کنند، از آنها هستند خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمى‌کند.و آل عمران ،آیه 149-اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر از کسانى که کافر شده‌اند اطاعت کنید، شما را به گذشته‌هایتان بازمى‌گردانند و سرانجام، زیانکار خواهید شد.

[17] - - محمد(ص)، آیه 29و30- آیا کسانى که در دلهایشان بیمارى است گمان کردند خدا کینه‌هایشان را آشکار نمى‌کند؟! و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان مى‌دهیم تا آنان را با قیافه‌هایشان بشناسى، هر چند مى‌توانى آنها را از طرز سخنانشان بشناسى و خداوند اعمال شما را مى‌داند!

[18] - - احزاب آیه 12- و (نیز) به خاطر آورید زمانى را که منافقان و بیماردلان مى‌گفتند: «خدا و پیامبرش جز وعده‌هاى دروغین به ما نداده‌اند!

[19] - بقره ، آیه 11- و هنگامى که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» مى‌گویند: «ما فقط اصلاح کننده‌ایم!

[20] - بقره، آیه 79- پس واى بر آنها که نوشته‌اى با دست خود مى‌نویسند، سپس مى‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا آن را به بهاى کمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند و واى بر آنان از آنچه از این راه به دست مى‌آورند.

[21] - توبه، آیه 67- مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهى از معروف مى‌کنند.

[22] - توبه ، آیه 54- هیچ چیز مانع قبول انفاقهاى آنها نشد، جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز بجا نمى‌آورند جز با کسالت، و انفاق نمى‌کنند مگر با کراهت!

[23] - طبرسی، احمد بن علی؛ احتجاج مشهد، نشر مرتضی، 1403هـ ق، ج 2، ص 307

[24] - فتح، آیه 11، یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَیْسَ فىِ قُلُوبِهِمْ و آل عمران، آیه 167- یَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَیْسَ فىِ قُلُوبهِِمْ

[25] - بقره، آیه 14

[26] - نساء، آیه 143- آنها افراد بى‌هدفى هستند که نه سوى اینها، و نه سوى آنهایند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف کافران!) و هر کس را خداوند گمراه کند، راهى براى او نخواهى یافت.

[27] - این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند از این رو بر دلهاى آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمى‌کنند!

[28] -فتح، آیه 6- و (نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد مى‌برند

[29] - نساء، آیه 142- منافقان مى‌خواهند خدا را فریب دهند در حالى که او آنها را فریب مى‌دهد

[30] - آل عمران، آیه 167- به ایشان گفته شد: «بیایید در راه خدا نبرد کنید! یا (حد اقل) از حریم خود، دفاع نمایید!» گفتند: «اگر مى‌دانستیم جنگى روى خواهد داد، از شما پیروى مى‌کردیم. (اما مى‌دانیم جنگى نمى‌شود.)» آنها در آن هنگام، به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان به زبان خود چیزى مى‌گویند که در دلهایشان نیست! و خداوند از آنچه کتمان مى‌کنند، آگاهتر است.

[31]- فتح، آیه 11- بزودى متخلّفان از اعراب بادیه‌نشین (عذرتراشى کرده) مى‌گویند: « (حفظ) اموال و خانواده‌هاى ما، ما را به خود مشغول داشت (و نتوانستیم در سفر حدیبیه تو را همراهى کنیم)، براى ما طلب آمرزش کن!»

[32] - هنگامى که به آنان گفته شود: «بیایید تا رسول خدا براى شما استغفار کند!»، سرهاى خود را (از روى استهزا و کبر و غرور) تکان مى‌دهند و آنها را مى‌بینى که از سخنان تو اعراض کرده و تکبر مى‌ورزند!

[33] - حجرات 17- آنها بر تو منّت مى‌نهند که اسلام آورده‌اند

[34] - توبه، آیه 61- از آنها کسانى هستند که پیامبر را آزار مى‌دهند و مى‌گویند: «او آدم خوش‌باورى است!»

[35] - احزاب، آیه 32- اى همسران پیامبر! شما همچون یکى از آنان معمولى نیستید اگر تقوا پیشه کنید پس به گونه‌اى هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!

[36] - - نساء، آیه 136- اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبرش، و کتابى که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانى) که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعى) بیاورید

[37] - اسراء60 – وما آن رویائی را که به تو نشان دادیم، فقط برای آزمایش مردم بود؛ همچنین شجره ملعونه را که در قرآن ذکر کرده­ایم

[38] - توبه، آیه 73 و تحریم، آیه 9- اى پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر.

[39] - انفال، آیه 49

[40] - نساء، آیه 138و140و 145و توبه، آیه 68

[41] - آل عمران، آیه 144

 

دریافتاندازه
فایل صحابه در قرآن (1)61.01 مگابایت