عصر ظهور: 38. قرارداد صلح بين امام زمان (عليه السلام) و غربيها/عهدشکنی و جنگ غربیها

روايات مربوط به اين صلح فراوان است و دلالت دارد بر اينكه اين قرارداد صلح و عدم تجاوز و همزيستى مسالمت آميز بر اساس يك پيمان و قرارداد خواهد بود و بنظر مى رسد كه هدف امام (عليه السلام) از اين پيمان ايجاد زمينه و فرصت عمل براى حضرت مسيح (عليه السلام) است ..

عصر ظهور: 38. قرارداد صلح بين امام زمان (عليه السلام) و غربيها/عهدشکنی و جنگ غربیها

 

برگرفته از كتاب: عصر ظهور

روايات مربوط به اين صلح فراوان است و دلالت دارد بر اينكه اين قرارداد صلح و عدم تجاوز و همزيستى مسالمت آميز بر اساس يك پيمان و قرارداد خواهد بود و بنظر مى رسد كه هدف امام (عليه السلام) از اين پيمان ايجاد زمينه و فرصت عمل براى حضرت مسيح (عليه السلام) است تا بتواند به روال طبيعى در هدايت ملل غربى گام بردارد و تحولى در عقايد و سياست آنها در اين فرصت بوجود آورد و انحرافات حكومت ها و تمدن هاى غرب را برملا سازد. بطوريكه در روايات مربوط به اين قرار داد ملاحظه مى كنيم بين اين صلح و صلح حديبيه كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) با قريش منعقد كرد شباهت زيادى وجود دارد. در آن صلح، متاركه جنگ به مدت ده سال مورد توافق طرفين قرار گرفته بود و خداوند آن را فتح المبين ناميد، اما زمامداران ستمگر قريش اين عهد و پيمان را يك جانبه شكستند و از نيات پليد خود پرده برداشتند و همين عمل آنها، انگيزه روى آوردن مردم به اسلام و مجوزى براى سركوبى قدرت مشركان و كفر آنها گرديد. در اين صلح نيز غربيها با مسلمانان پيمان شكنى مى كنند و از خصلت طغيان و تجاوز خود پرده بر مى دارند و بگفته روايات با يك ميليون سرباز منطقه را به جنگ و آشوب مى كشانند و پيكار بزرگى بوجود مى آيد كه بر اساس توصيف روايات، اين نبرد از كارزار آزادى قدس نيز بزرگتر است. از پيامبر(صلى الله عليه وآله) روايت شده است كه فرمود:

 

((بين شما و روم چهار پيمان صلح برقرار مى گردد كه چهارمين آنها بدست مردى از خاندان هرقل است و سالها (دو سال) بطول مى انجامد و مردى از عبدالقيس بنام سئوددبن غيلان پرسيد: در آن روز پيشواى مردم چه كسى خواهد بود؟ فرمود: مهدى از فرزندان من است.))(1)

 

و اين دوازدهمين روايت از چهل روايت حافظ ابونعيم درباره حضرت مهدى (عليه السلام) است. از حذيقه بن يمان منقول است كه گفت:

 

((پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله) فرمود: بين شما و بنى اصفر (زردپوستان) صلحى برقرار مى شود كه آنها بمدت باردارى زنى (بعد از 9 ماه) به شما خيانت مى كند و با هشتاد لشكر از راه زمين و دريا به شما حلمه ور مى شوند كه هر لشكر شامل دوازده هزار سرباز است كه بين يافا و عكا فرود مى آيند و فرمانرواى آنها كشتى هايشان را به آتش مى كشاند و به ياران خود دستور مى دهد كه از سرزمين و كشورتان دفاع و مبارزه كنيد، آنگاه جنگ و كشتار از دو طرف آغاز مى شود. و سربازان و سپاهيان به كمك يكديگر مى شتابند حتى كسانى كه در حضر موت يمن هستند به يارى شما مى آيند. در آن روز خداوند با نيزه و شمشير و تير خود آنها را ضربه و آسيب مى رساند و به سبب آن در ميان آنها بزرگترين كشتار واقع مى گردد.))(2)

 

و نيز آمده است:

 

((كشتى هاى روميان در حد فاصل صور تا عكا، لنگر انداخته و مستقر مى شوند و آن آرايش جنگى و كارزار بزرگى خواهد بود.))(3) و همچنين آمده كه: ((خداوند را دو نوع كشتن در ميان نصارى مى باشد يكى از آنها گذشته و ديگرى باقى مانده است.))(4)

 

و معناى اينكه گفته شد: ((خداوند با نيزه خود و... به آنها آسيب و صدمه وارد مى سازد)) اين است كه خداوند مسلمانان را به كمك فرشتگان و امدادهاى غيبى خود عليه دشمنان يارى مى فرمايد.

 

و نيز آمده است:

 

((آنگاه خداوند باد و پرندگان را بر روميان مسلط مى كند تا پرندگان بالهاى خود را به صورت هاى آنها بكوبند كه چشمهايشان از حدقه در آيد و زمين بسبب آنها شكافته شود و بعد از آن دچار صاعقه و زمين لرزه مى شوند و در دره و پرتگاهى سقوط مى كنند و خداوند صبر كنندگان را يارى نموده و آنان را پاداش نيك مى دهد همچنانكه ياران محمد(صلى الله عليه وآله) را پاداش بخشيد و دلها و سينه هايشان را مالامال از شجاعت و قوت مى گرداند.))(5)

 

چنين بنظر مى رسد، هدف آنها از پياده كردن نيروهاى دريايى بين يافا و عكا يا بين صور و عكا چنانكه در اين دو روايت ملاحظه مى شود باز گرداندن فلسطين و بخشيدن دوباره آن به يهوديان است كه در واقع هدف نظامى (استراتژيك) و مجوز هجوم آنها مى باشد.

 

و در روايت بعدى آمده است كه آنان نيروهاى خود را در طول سواحل عريش در مصر تا انطاكيه در تركيه پياده مى كنند. از حذيفة بن يمان نقل شده كه گفت:

 

((پيامبر خدا را پيروزى و فتحى نصيب گرديد كه همانندش از زمان بعثت از وى رخ نداده بود عرض كرديم: اى رسول خدا اين فتح و پيروزى بر شما مبارك باد، با اين پيروزى جنگ پايان يافت؟ فرمود: هرگز، هرگز، سوگند به كسى كه جانم بدست اوست، اى حذيفه، پيش از آن شش ويژگى وجود دارد... و آخرين جنگ را فتنه روم ياد كرد كه آنها به مسلمانان خيانت كنند و با هشتاد لشكر پيمان صلح را نقض كنند و در فاصله بين انطاكيه تا عريش فرود آيند.))(6)

 

در روايات مربوط به فرود آمدن عيسى (عليه السلام) آمده است كه جنگ در آن زمان پايان خواهد يافت و مؤيد اين مطلب، واقعيت جنگ هاى ما با روميان (غربى ها) است كه پايان نيافته و نخواهد يافت تا حضرت ظهور كند و مسيح (عليه السلام) از آسمان فرود آيد و خداوند ما را بر آنها در مرحله طغيان جهانى شان پيروز گرداند.

 

و در روايت آمده است كه:

 

((در فلسطين دو درگيرى با روميان اتفاق مى افتد كه يكى از آنها ((گل چين)) و ديگرى ((درو)) ناميده مى شود.))(7)

 

به اين معنا كه دومى نابود كننده تر از اولى خواهد بود.

 

روايت بعدى به اين معنا اشاره دارد كه نبرد مهدى (عليه السلام) با غربى ها جنگى نابرابر است و البته به ظاهر موازنه قدرت در دست و به نفع آنهاست از اين رو برخى بزدلان عرب به آنها مى پيوندند و بقيه بى طرف هستند. ابن حماد از محمد بن كعب در تفسير اين آيه: ((شما بزودى بسوى قومى بسيار قدرتمند فراخوانده مى شويد)) آورده است كه گفت: روميان را روز نبردى بزرگ است، و گفت: خداوند اعراب را در آغاز اسلام دعوت به جنگ با كفار نمود، گفتند: ((مال و زن و فرزندان ما را سرگرم و مشغول داشته است)) آنگاه فرمود: شما بسوى قومى بسيار نيرومند فرا خوانده شويد، روز جنگ باز آنها همان گويند كه در آغاز اسلام گفتند و اين آيه درباره آنها تحقق يابد كه ((خداوند شما را به عذابى دردناك كيفر دهد)) و صفوان گفت: ((استاد ما گفت كه در آن روز بعضى از اعراب از دين برگشته و مرتد مى شوند و برخى ديگر دچار ترديد شده از نصرت و يارى اسلام و سپاه آن خوددارى مى كنند.))

 

از دين برگشتگان آنانند كه از روميان حمايت مى كنند و روى گردانان از يارى اسلام، همان افراد بى طرف هستند و آنها بدست تواناى حضرت مهدى (عليه السلام) بعد از پيروزى بر روميان، به عذابى دردناك گرفتار شوند، روايتى را ابن حماد نقل كرده است كه اجر شهيدان اين جنگ را معادل پاداش شهداى بدر در كنار پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى داند:

 

((پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: بهترين كشتگان در زير اين آسمان از آغاز خلقت عبارتند از نخستن: هابيل كه بدست قابيل ملعون، ظالمانه كشته شد، پس از او پيامبرانى كه بدست امت هاى خود شهيد شدند در حاليكه براى هدايت آنها مبعوث شده بودند و سخن آنها اين بود كه پروردگار ما خداست و مردم را به سوى او دعوت مى كردند، سپس مؤمن آل فرعون و آنگاه صاحب ياسين و بعد حمزة بن عبدالمطلب، و بعد كشتگان جنگ احد، آنگاه كشتگان حديبيه و پس از آن كشته هاى جنگ احزاب و سپس كشتگان حنين و پس از آن كشتگانى كه بعد از من بدست خوارج نابكار كشته مى شود بعد از اينها مجاهدان راه خدا... تا آنكه كارزار بزرگ روم اتفاق افتد كه كشتگان آن همچون شهداى بدر خواهند بود.))(8)

 

شايد عبارت كشتگان حديبيه كه در روايت وارد شده است اشتباه و يا اضافه باشد، زيرا منابع تاريخى وقوع جنگ و كشته هايى را در حديبيه درج نكرده اند.

 

و در منابع شيعه به نقل از اهل بيت (عليهم السلام) آمده است كه با فضيلت ترين شهدا در پيشگاه خداوند ياران سالار شهيدان امام حسين (عليه السلام) و شهدايى مى باشند كه ياران امام مهدى (عليه السلام) هستند.

 

اما زمان هجوم اخير، سرزمين هاى اسلامى: طبق روايات، مدت پيمان صلح با غربيان هفت سال است اما آنان بعد از گذشت دو سال و به نقل برخى سه سال، خيانت نموده و پيمان شكنى مى كنند، چنانكه در روايت ابن حماد بنقل از ارطات آمده است:

 

((بين مهدى و فرمانرواى طغيانگر روم پس از كشته شدن سفيانى و به غنيمت در آمدن هستى قبيله كلب، صلحى برقرار مى شود. بگونه اى كه بازرگانان شما و آنها به كشورهاى يكديگر رفت و آمد مى كنند و آنها سه سال به ساختن كشتى هاى خود مى پردازند (نيروى دريائى خود را مجهز مى سازند.) تا آنكه كشتى هاى روميان در سواحل بين صور تا عكا لنگر مى اندازند و آنجا صحنه كارزار خواهد بود.))(9)

 

روايتى كه گذشت خيانت و نقض پيمان آنها را به مدت باردارى زنى يعنى بعد از نه ماه پس از امضاء قرارداد صلح بازگو مى كند. والله العالم.

 

پاورقی:

--------------------------------------

 (1) بحار، ج 51، ص 80.

(2) نسخه خطى ابن حماد ص 141

(3) نسخه خطى ابن حماد ص 142.

(4) نسخه خطى ابن حماد ص 115.

(5) نسخه خطى ابن حماد ص 124.

(6) نسخه خطى ابن حماد ص 118.

(7) نسخه خطى ابن حماد ص 136.

(8) نسخه خطى ابن حماد ص 131.

(9) نسخه خطى ابن حماد ص 142.