سلمان رشدي در كتاب آيات شيطاني، مدعي است كه شیطان بر پیامبر اسلام، تمثل یافت و آیاتی را، به عنوان آیات سوره نجم، بر حضرت فروخواند و پیامبر نیز آن آیات را برای مردم تلاوت کرد. سپس جبرئیل نازل شد و از فریبکاری شیطان آگاهش کرد!
سلمان رشدي در كتاب آيات شيطاني، مدعي است كه شیطان بر پیامبر اسلام، تمثل یافت و آیاتی را، به عنوان آیات سوره نجم، بر حضرت فروخواند و پیامبر نیز آن آیات را برای مردم تلاوت کرد. سپس جبرئیل نازل شد و از فریبکاری شیطان آگاهش کرد!
پاسخ :
نقد و بررسی:
در برخي از كتابهاي تفسيري اهل سنّت چنین آمده است كه روزي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ سورهي نجم را ميخواند. وقتي آيات اَفَرَءَيْتُمُ اللّات و العزّي و منوة الثالثة الاخري1رسيد، شيطان به آن حضرت القا كرد كه اين جملات را نيز بخواند: فانهنّ الغرانيق العُلي و انّ شفاعتهنّ لترجي؛ يعني سه بت مشركان، كه لات، عزّي و منات نام داشتند، همانا پرندگان زيبا يا جوانان خوش اندامی هستند كه سزاوار است به شفاعت آنها اميد داشته باشيم! مشركان قريش خوشحال شدند كه پيامبر، خدايان آنها را قبول كرده و از آنها تعريف نموده است. در این هنگام جبرئيل نازل شد و به پيامبر گوشزد نمود كه اين جملات، وحي الهي نبوده است، بلكه شيطان آنها را به تو القا كرده است. پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ از این حادثه بسیار غمگین شد، تا اينكه آيهای براي تسلي خاطر آن حضرت نازل شد:
هيچ پيامبري را پيش از تو نفرستاديم مگر اين كه هرگاه آرزوئي ميكرد، شيطان در آرزوی او القائاتي ميكرد، ولي خداوند، القائات شيطان را از ميان مي برد، سپس آيات خود را استحكام ميبخشد و خداوند عليم و حكيم است.2
نويسنده كتاب آيات شيطاني، با دستآویز قرار دادن اين داستان افسانهاي، مدعی تحریف قرآن میشود و ميگويد: در قرآن هاي امروزي جمله " فانهن الغرانيق العلي و ان شفاعتهن لترتجي " حذف گرديده است.3
ماهیتشناسی داستان قرانیق
همه علماي بزرگ شيعه و برخي از علماي اهل سنت، داستان غرانيق را افسانه و كار منافقان، براي تضعيف جایگاه پیامبر و زیر سؤال بردن عصمت آن حضرت و در نتیجه تضعیف روحیه مسلمانان دانسته و دلايلي عقلي و نقلي براي بطلان اين ادعا ذكر كردهاند، كه به چند نمونه اشاره ميكنيم:
دلايل اهل سنت بر بطلان افسانه غرانيق
فخر رازي در كتاب عصمة الانبيا، آورده است: اين داستان را بيدينان جعل كردهاند و در هيچ يك از كتابهاي صحيح ما نقل نشده است. آيات فراوانی از قرآن کریم، دليل محکمی بر جعلي بودن اين داستان است؛ مانند:
1. اگر او (پیامبر اسلام) گفتههایی را میبافت و به ما نسبت میداد، او را با قدرت میگرفتیم. سپس رگ قلبش (حیاتش) را میبریدیم، پس احدی از شما نمیتوانست (به دفاع از او) مانع ما شود.4
2. ما به زودي قرآن را بر تو ميخوانيم و هرگز ( آن را) فراموش نخواهي كرد.5
فخر رازی چنین ادامه ميدهد: آن چه در تاريخ آمده اين است كه پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ وقتي آيات سوره نجم را مي خواند، يكي از كفار، جملات فوق را گفت و چون قريش هنگام قرآن خواندن آن حضرت، سر و صدا ميكردند تا کسی صدای او را نشنود، عدهاي خيال كردند كه اين جملات را رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ گفته است، در حالي كه اين جملات از القائات شيطان به آن شخص كافر بود. براي همين جبرئيل با آوردن آيه 52 حج، اين توهم را پاك كرد و ثابت نمود كه پيامبر چنين جملهاي نگفته است.6
قاضي عياض از علماي اهل سنت ميگويد: شكي نيست كه برخي اين داستان را جعل كردهاند تا امر بر ضعفاي مسلمين مشتبه شود. اسناد اين روايت همه ضعيف است و قابل قبول نيست.7
ابن عربي، يكي ديگر از علماي اهل سنت، نيز ميگويد: اين حديث جعلي است و سند صحيحي ندارد.8
داستان قرانیق از نگاه شیعه
همه مفسران شيعه در ذیل آيه 52 سوره حج و نیز 19 و 20 سوره نجم به این موضوع پرداخته و اثبات کردهاند كه هر گونه مسألهای که با عصمت پیامبران منافات داشته باشد، از نظر عقل و نقل، نادرست و غیرممکن است. پيامبران ـ صلي الله عليهم ـ باید از هر گونه اشتباه و سهو به دور باشند، تا مردم بتوانند به آنها و سخنانشان اعتماد کرده و دستوراتشان بر مردم لازم الاتباع باشد؛ زيرا نميتوان گفت مردم بايد از پيامبري كه احتمال اشتباه كردن را دارد، اطاعت كنند. چون اطاعت از فردی که ممکن است اشتباه کند، يعني دور شدن از امر الهي و اين امر مقبولی نيست؛ البته این که چه دستهایی و برای چه مقاصدی، این داستانهای خیالی را ساخته و پرداختهاند، خود ماجرایی دراز دامن است. علامه فقید سید مرتضی عسگری رحمه الله علیه در کتاب گرانسنگ افسانه عبدالله بن سبا، به طور مبسوطی به این مباحث پرداخته است. علامه طباطبائي در الميزان میگوید:
دلائل قطعي در قرآن كريم و روايات بر اثبات عصمت انبيا، به خصوص در رساندن وحي، وجود دارد كه اين داستان و امثال آن را تكذيب ميكند. علاوه بر اين، بدیهی است پيامبري كه اميدش به شفاعت كردن بتها باشد، خود مشرك است! چگونه قابل قبول است عده اي بگويند پيامبر اسلام شرك و كفر گفته است؟! اين داستان توهين بزرگی به مقام نبوت است. و انگهي اگر شيطان چنان قدرت دارد كه بر پيامبر هم پيروز شود، چه تضميني وجود دارد كه آيات ديگري را تحريف نكند و در اين صورت، قرآن از اعتبار ميافتد. از نظر عقل نيز قابل قبول نيست كه خداوند دستور به پيروي از پيامبري را دهد كه حرفهاي شيطان را، به عنوان آيات خداوند، به مردم مي خواند و خودش هم نميفهمد و ...9 .
علامه طبرسي نيز مينويسد: مشركين به هر حيلهاي دست مي زدند تا مردم را از پيروي كردن از پیامبر منصرف سازند و اين جملات را به مردم ميگفتند، ولي خداوند متعال حيله آنها را خنثي ساخته و با نازل كردن آيه 52 سوره حج بر پيامبر، وعده داد كه القائات شيطاني آنها از بين خواهد رفت؛ چنانچه سيد مرتضي گفته است، سند داستان غرانيق ضعيف و مورد طعن علماي شيعه و سني است.10
کورانی در العقائد الاسلاميه میگوید: مشركين آرزو داشتند اين جملات در قرآن كريم باشد، ولي با آيات ديگر قرآن، نقشهها و آرزوهايشان برآورده نشد، ولي پس از مرگ آن حضرت، عدهاي از منافقان اين داستان را سر هم كردند تا بگويند پيامبر نه تنها معصوم نبوده ، بلكه حتّي در دریافت وحي نيز مرتكب اشتباه ميشده است و اين فوايد بسياري براي قريش داشت؛ از جمله اين كه با بهانه قرار دادن چنین داستانهایی، از اوامر آن حضرت اطاعت نميكردند و اين چنين بود كه داستان غرانيق در كتابهاي اهلسنّت داخل شد، هرچند برخي از علماي شان گفتند اين روايات از حيث سند ضعيف و قابل استناد نيست، ولي از مؤلفين تفاسير كه اين داستان را دانسته نقل كردهاند، انتقادي ننمودند.11
علاوه بر اينها، خود قرآن كريم در سورهي نجم، آيات قبل و بعد از 19 و 20 بر بطلان اشتباه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اصرار داشته و بتها را بي ارزش معرفي ميكند و ميفرمايد: "هرگز دوست شما (پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ) منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است و هرگز از روي هوي و هوس سخن نمیگويد؛ آنچه ميگويد چيزي جز وحيای كه بر او نازل شده، نيست."12
پس بر اساس تصریح قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله غير از حق چيزي نخواهد گفت و اين، يعني دروغ بودن داستانهایی نظیر داستان غرانيق، كه دستآویز بيگانگان برای تحقیر و توهین به اسلام شده است. در ادامه سوره نجم خداوند ميفرمايد: اين نامها فقط نامهايي است كه شما و پدرانتان بر آن بتها گذاشتهايد و هرگز خداوند دليل و حجّتي بر آن نازل نكرده است. آنان فقط از گمانهاي بي اساس و هواي نفس پيروي ميكنند، در حالي كه هدايت از سوي پروردگارشان براي آنها آمده است.13
چگونه ممكن است پيامبري كه خود از زبان قرآن، در معرفي آن بتها ميگويد: اينها هيچ ارزشي نداشته و بياساساند، قبل از آن، و بدون اينكه متوجه شود، بگويد اينها پرندگان زيبایی هستند و بايد به شفاعتشان اميد داشت؟!
در آيه ديگري از قرآن تصریح شده است که وقتي شيطان از خداوند مهلت خواست، گفت: به عزتت سوگند همهي مردم را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها را.14 حال از برخی مؤلفان اهلسنّت، که این داستان خرافی را باور کردهاند، بايد پرسيد: آيا پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ از بندگان خالص خدا نبود؟! پس چگونه متصور است كه شيطان بتواند بر او سلطه يافته و منحرفش سازد؟!
همچنین در سوره مبارکه فصلت میفرماید: قرآن كتابي است شكست ناپذير كه هيچ گونه باطلي، نه از پيش رو و نه از پشت سر به آن راه نميیابد. چرا كه از سوي خداي حكيم و شايسته نازل شده است.15
همهي اين آيات و دلايل عقلي و منطقي كه ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ و علماي بزرگ بر عصمت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و بطلان تحريف در قرآن ذكر كردهاند، دليل قاطعي است بر ردّ شبهاتي كه در آيات شيطاني و ديگر كتابهاي غرضآلود وارد شده است.
منابع جهت مطالعه ي بيشتر:
1. تنزية الانبياء، سيد مرتضي، بيروت، دار الاضواء، دوم، 1409 هـ ق.
2. نهج الحق و كشف الصدق، علامه حلي، بي جا، مؤسسة دار الهجرة، بي تا.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پينوشتها:
1. نجم، 20 ـ 19.
2 . حج، 52.
3. اميرخاني، رضا؛ نقدي بركتاب آيات شيطاني، سرلوحه 58، تاريخ 16، 10، 83 در سايت، www.iouh.com
4 . حاقه، 47، 44.
5 . اعلي، 6.
6 . فخر رازي؛ عصمة الانبياء، ص 93، بيجا، بينا، بيتا.
7 . حافظ قاضي عياض؛ الشفاء بتعريف حقوق المصطفي، ج2، ص 118، بي جا، بي نا، بي تا.
8 . قاضي ابن العربي المالكي؛ فتح الباري بشرح النجاري، ج 8، ص 355.
9 . طباطبائي، محمد حسين؛ الميزان، ج 14، ص 561، ترجمه محمد باقر موسوي همداني، قم، انتشارات وابسته به جامعه مدرسين، 1363 هـ ش، ورك: حائري طهراني، علي؛ مقتنيات الدرر، ج 7، ص 247، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1337 هـ ش.
10 . طبرسي، فضل؛ مجمع البيان، ج 17، ص 7، ترجمه: گروهي از مترجمان، تهران، مؤسسه فراهاني، چاپ اول، 1350 هـ ش.
11 . كوراني عاملي، علي، العقائد الاسلاميه، ج 3، ص 53، بي جا، مركز المصطفي للدراسات الاسلاميه، اول، بي تا. و ر.ك: جرجاني، حسين، تفسير گازر، ج 6، ص 214، تهران، چاپ خانه ي دانشگاه تهران، اول، 1337 هـ ش.
12 . نجم، 2 ـ 4.
13 . نجم، 23.
14 . ص، 83 ـ 82.
15 . فصلت، 42.
افزودن دیدگاه جدید