حکمت غیبت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف چه میباشد ؟

غیبت امام زمان (عج)از اموری است که عقل بشر به تنهایی از کشف همه ی اسرار آن ناتوان است و پیوسته مورد سؤال قرار گرفته و فکرها را مشغول نموده است;

حکمت غیبت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف چه میباشد ؟

پرسش و پاسخ - پرسش و پاسخ مهدوی
غیبت امام زمان (عج)از اموری است که عقل بشر به تنهایی از کشف همه ی اسرار آن ناتوان است و پیوسته مورد سؤال قرار گرفته و فکرها را مشغول نموده است; ولی باید توجّه داشت که بر اساس برخی روایات، علّت و فلسفه ی واقعی غیبت امام مهدی(علیه السلام)سرّی از اسرار الهی است که حکمت آن بر بندگان پوشیده است و جز خدا و امامان معصوم(علیهم السلام)کسی از آن اطلاع کافی و کامل ندارد و تنها بعد از ظهور آن حضرت این مطلب روشن خواهد شد; لذا پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرماید:
یا جابر! انّ هذا الأمر امرٌ من أمر الله و سرّ من سرّ الله، مطوّی عن عباده فایّاک والشّک فی أمر الله فهو کفر(محمد باقر مجلسی، بحالارانوارج 51، باب 1، ص 73، حدیث 18).; ای جابر! (غیبت امام زمان) سرّی از اسرار الهی می باشد که بر بندگان پوشیده است. مبادا در امر خدا شک کنی، چرا که تردید در امر خدا کفر است.
عبدالله بن فضل هاشمی روایت کرده است:
از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که می فرمود: همانا برای «صاحب الامر» غیبتی تخلف ناپذیر است، به طوری که اهل باطل در آن تردید می کنند.
عرض کردم: یابن رسول الله! چرا غیبت می کند؟
فرمود: به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم.
عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟
فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجّت های پیش از او بوده است. حکمت غیبتِ قائم بعد از آمدن خود او ظاهر می شود، چنان که حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی(علیه السلام)ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند.[ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ترجمه ی آیت الله کمره ای، ص 482. ]
بنابراین، نمی توان به همه ی اسرار غیبت آن حضرت پی برد; امّا با استفاده از روایات معصومین(علیهم السلام) به برخی از این حکمت ها اشاره می کنیم:
1) آزمایش مردم
یکی دیگر از مصالح و حکمتهای غیبت امام عصر (عج) آزمایش و امتحان شیعیان است. آنچه از آیات و روایات اسلامی استفاده می شود، امتحان و آزمایش بندگان، یکی از سنتهای الهی است که همواره بوده و هست. قرآن کریم می فرماید: «الذی خلق الموت و الحیوة لیبلوکم ایکم احسن عملا»( سوره ملک، آیه ۲ )امتحان، وسیله ای است برای ظهور کمالات و استعدادهای درونی انسان که شخصیت افراد و درجه ایمان و صبر و استقامت آنها را در مقام اطاعت از امر خداوند و رسول او روشن می کند. از روایات نیز استفاده می شود که امتحان و آزمایش به وسیله غیبت امام (عج) به جهاتی از شدیدترین امتحانهاست؛

▪ جهت اول: مؤمنین و افرادی که در زمان غیبت آن حضرت به سر می برند از حیث درجه و مقام بر کسانی که در زمان حضور پیامبر (ص) و سایر ائمه (ع) بودند برتری دارند. لازمه این برتری و موقعیت، شدت و سختی امتحان آنهاست که به واسطه طولانی شدن غیبت امام و حجت خدا، متوجه آنان می شود، لیکن آنان ذره ای شک و تردید به خودشان راه نمی دهند و با اخلاص کامل، بر اعتقاد به امامت آن حضرت ثابت و استوار می مانند. علی (ع)
از پیامبر (ص) نقل می کند که فرمود: یا علی! بدان که عجیب ترین افراد از جهت ایمان و بزرگی و یقین، قومی هستند که در آخرالزمان به سر می برند. زیرا آنان در عین حال که پیامبر را ملاقات نکرده اند و امام و حجت خدا نیز محجوب و غایب است، به وسیله سیاهیها و خطوطی که در کاغذها مانده است، ایمان آورده اند. در روایت دیگری، ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود:
علی ابن ابی طالب، امام و جانشین من بر امت من است. از فرزندان علی (ع) همان قائم منتظری است که زمین را از قسط و عدل پر می کند. همان طور که از جور و ستم پر شده باشد. آن گاه حضرت فرمود: سوگند به خدایی که مرا به حق مبعوث داشت و بشارت دهنده قرار داد، کسانی که در زمان غیبت آن حجت خدا، بر قول و اعتقاد به امامت وی ثابت بمانند از طلای سرخ یا یاقوت سرخ، کمیابترند. جابر بن عبدالله انصاری بلند شد و عرض کرد آیا برای
قائم (عج) غیبتی است؟ حضرت فرمود: آری به خدا سوگند؛ «و لیمحص الله الذین آمنوا و یمحق الکافرین» ( سوره آل عمران، آیه ۱۴۱ ) (تا خداوند بندگان با ایمان را خالص گرداند و امتحان کند و کافران را نیست و نابود نماید.) کمال الدین، ص ۲۸۸ و ۲۸۷

 

▪ جهت دوم: اینکه پیشامدهای ناگوار و دگرگونیهایی که در دوران طولانی غیبت رخ می دهد مردم را نیز متحول و دگرگون می سازد به طوری که حفظ ایمان در آن روزگار، سخت و دشوار می باشد. در بعضی از روایات آمده است که در آخرالزمان نگه داشتن ایمان و اعتقاد و حفظ آن مانند آن است که قطعه زغال گداخته ای را روی کف دستتان قرار دهید. طبعاً چنین کاری بسیار مشکل می باشد. آری، در دوران اندوهناک غیبت آخرین حجت و ذخیره الهی، ظاهر فریبنده امور دنیوی، یکی پس از دیگری، جلوه گر می شود و دل افراد را فریفته و اسباب گوناگون معصیت، بیش از پیش فراهم و در دسترس قرار می گیرد، بساط لهو و لعب، همه جا گسترده می شود، اختلاط نامشروع زن و مرد و برچیده شدن مرزهای شرعی زمینه بیشتری را برای گناه آماده می نماید، از طرفی هجوم گسترده افکار غرب از طریق ماهواره و اینترنت و القاء تفکرات منحرف به جوانان و عادی سازی ارتباط دو جنس مخالف، ترویج شیطان پرستی و موارد دیگر که خود حکایت از آشفتگی دنیا در زمان غیبت امام عصر (عج) دارد. لذا چه نیکوست دست به دعا برداریم و عاجزانه ظهور آن عزیز را از خدا مسئلت نماییم؛ اللهم عجل لولیک الفرج.
چنان که می دانیم یکی از سنّت های ثابت الهی، آزمایش بندگان و گزینش صالحان و پاکان است، به طوری که صحنه ی زندگی همواره صحنه ی امتحان و آزمایش است، تا بندگان در پرتو ایمان و استقامت و تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند تربیت شوند و به کمال برسند و استعدادهای نهفته ی آنان شکوفا گردد; لذا در برخی از روایات آمده است که فلسفه ی غیبت امام زمان (عج) آزمایش مردم است. در این زمینه به چند روایت توجّه می کنیم:
1. رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرماید:
ذاک الّذی یغیب عن شیعته و اوْلیائه غیْبةً، لا یثْبت فیها علی القوْل بِامامتِه اِلّا من امْتحَن اللهُ قلْبَه للاْیمان[محمد باقر مجلسی، بحالارانوار، ج 36، ص 250]; او (امام زمان(علیه السلام)) کسی است که از یاران و شیعیانش غایب می شود، غیبتی که در آن کسی در اعتقاد به امامت حضرت ثابت نمی ماند، مگر کسی که خدا قلبش را به ایمان آزموده باشد.
2. امام حسین(علیه السلام) می فرماید:
له غیبة یرتدّ فیها اقوام و یثبت علی الدّین فیها آخرون... أما انّ الصابر فی غیبته علی الأذی والتکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله(صلی الله علیه وآله);[ ج 51، ص 133، باب 3، حدیث 4] برای امام مهدی (عج) غیبتی است. در این غیبت برخی از دین برمی گردند و برخی ثابت قدم می مانند. هر کس در این غیبت صبر کند و بر مشکلاتی که از سوی دشمنان ایجاد می شود استقامت کند، به قدری از اجر خداوند بهره مند می گردد که گویا در کنار پیامبر(صلی الله علیه وآله) با شمشیر با دشمنان جنگیده است.
3. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) ضمن حدیث مفصلی می فرماید:
مهدی از دیدگان پیروانش غایب می شود و جز کسانی که خدا دل های آنان را شایسته ی ایمان قرار داد، در اعتقاد و امامت او استوار نمی مانندمنتخب الاثر، ص 101، فصل 1، باب 8، ح 4]
4. امام صادق(علیه السلام) فرمود:
ان الله عزّوجلّ یحبّ أنْ یمتحن الشیعة[اصول کافی، ج 1، ص 337، باب فی الغیبة، حدیث 5.]; خدای عزّوجلّ دوست دارد شیعه را امتحان کند (غیبت امام مهدی(عج) امتحان پیروان و شیعه است).
2 آزادی از بیعت طاغوت های زمان
در برخی از روایات اسلامی آمده است که علّت و حکمت غیبت امام مهدی(علیه السلام) این است که آن حضرت به وسیله ی غیبت از یوغ بیعت با طاغوت های زمان آزاد می شود و بیعت با هیچ حاکمی را بر عهده ندارد، تا بتواند در زمان قیام خود آزادانه تلاش کند. دیگر امامان، از روی تقیه، حکومت ها را به رسمیت می شناختند، ولی امام مهدی(علیه السلام)مأمور به تقیه نیست و به همین جهت با حکومت ها و طاغوت های زمان بیعت نمی کند. اگر غیبت آن حضرت نباشد، این امر شدنی نیست.
امام حسن مجتبی(علیه السلام) در این باره فرمود:
ما منّا احد الّا و یقع فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه الّا القائم الّذی یصلّی روح الله عیسی بن مریم خلفه فانّ الله عزّوجلّ یخفی ولادته و یغیب شخصه لئلّا یکون لاحد فی عنقه بیعة...[ محمد باقر مجلسی، همان، ج 51، ص 132.]; هر کدام از ما (امامان اهل بیت(علیهم السلام) ) در زمان خود بیعت حاکمان و طاغوت های زمان را از روی تقیه به عهده گرفته ایم، مگر امام مهدی(علیه السلام) که عیسی بن مریم به امامت آن حضرت نماز می گذارد. خداوند ولادت او را مخفی نگه داشت و برای او غیبتی در نظر گرفت، تا زمانی که قیام می کند بر گردنش بیعت حاکمی نباشد.
3) حفظ جان امام مهدی (عج)
خداوند به وسیله ی غیبت امام دوازدهم(علیه السلام) جانش را از شر دشمنان حفظ نموده است. اگر غیبت امام مهدی(علیه السلام) نبود، «معتمد» عباسی که به خون آن حضرت تشنه بود، امام مهدی(علیه السلام)را نیز، مانند پدران بزرگوار آن حضرت، شهید می کرد و زمین از حجت خداوندی خالی می شد.
در این باره روایات فراوانی از امامان معصوم(علیهم السلام) به ما رسیده است; از جمله امام پنجم(علیه السلام)فرمود:
انّ للقائم غیبة قبل أن یقوم، قال: قلت: و لم؟ قال: یخاف; برای قائم ما (امام مهدی(علیه السلام) قبل از آن که به پاخیزد غیبتی است.
راوی پرسید: برای چه؟ حضرت فرمود: به جهت این که ترس از کشته شدن او وجود دارد.
گفتنی است با توجه به متن و مدلول التزامی روایات، حکمت های دیگری برای غیبت آن حضرت ذکر شده است که برای اطلاع بیش تر می توان به کتاب های الغیبة شیخ طوسی و الغیبة نعمانی و کمال الدین و تمام النعمة، رجوع کرد.

4. ستم‌پیشه بودن انسان‌ها: امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمودند: «زمین از حجت خدا خالى نمى‌ماند، ولى خداوند به دلیل ستم‌پیشه بودن و زیاده‌روى انسان‌ها، آنان را از وجود [‌ظاهرى] حجت خود محروم مى‌سازد» (غیبت نعمانى، ب10).
برخى بر اساس روایت اول مى‌گویند: علت اصلى غیبت، روشن نیست و آنچه از علت‌ها گفته شده (مانند حفظ جان) از آثار غیبت است، نه علت اصلى. (فصلنامه انتظار، ش4، مقاله استاد طبسى(

5 : غیبت، سنت الهی

یکی از علل و اسباب غیبت امام زمان(عج) که در روایات آمده، این است که موضوع غیبت در اسلام چیز جدید و بی سابقه ای نیست بلکه در امم پیشین نیز به صورت یک سنت الهی جریان داشته است. در این زمینه به دو حدیث اشاره می کنیم؛
الف) سدیر از امام صادق (ع) نقل می کند که حضرت فرمود: برای قائم ما غیبتی است طولانی. عرض کردم: چرا یابن رسول الله؟ حضرت فرمود به جهت اینکه خدا خواسته است که سنت و روش پیامبران گذشته را در مورد غیبتهایشان در باره آن حضرت نیز جاری کند. ای سدیر! به ناچار غیبت آن جناب واقع خواهد شد زیرا خداوند فرموده است: «لترکبن طبقاً عن طبق» ( سوره انشقاق، آیه ۱۹ )سنت گذشتگان در باره شما نیز جاری خواهد بود. کمال الدین، ج۲ ص ۴۸۰
ب) عبدالله بن فضل هاشمی از امام صادق (ع) نقل می کند که حضرت فرمود: ناگزیر برای
صاحب الامر غیبتی خواهد بود، به طوری که صاحب هر عقیده باطلی در مورد آن حضرت دچار شک و تردید می شود. عبدالله گفت: جانم فدایت! چرا؟ حضرت فرمود: ما اجازه نداریم علت آن را برای شما بیان کنیم. عبدالله بار دیگر عرض کرد: حکمت غیبت آن حضرت چیست؟ حضرت فرمود: حکمت غیبت ایشان مانند غیبت پیامبران و اولیاء پیشین خداوند است و تا بعد از ظهور آن حضرت، علت آن کشف نمی شود، همان گونه که علت سوراخ کردن کشتی و کشتن غلام و به پا نمودن دیوار توسط حضرت خضر (ع) تا هنگام جدا شدن موسی (ع) از خضر (ع) برای آن حضرت روشن نشده بود. -) بحار الانوار، ج۵۲ ص ۹۱ (

مهدی (عج) و سنت انبیاء (ع (
در مورد همانندی غیبت حضرت مهدی (عج) با غیبت انبیاء، علل و حکمتهایی بیان شده است. سدیر صیرفی می گوید: با مفضل و ابوبصیر و ابان بن تغلب خدمت امام صادق (ع) شرفیاب شدیم. آن حضرت بر روی خاک نشسته بود و لباس خیبری بر تن داشت و همچون مادری فرزند مرده، گریه می کرد و حزن و اندوه سراسر وجود حضرت را فرا گرفته بود و در حالی که اشکهایش جاری شده بود می فرمود: ای آقای من! غیبت تو خواب را از دیدگانم سلب نموده و زندگانی را بر من تنگ کرده و آرامش را از قلبم گرفته است. ای آقای من! غیبت تو، مصائب و اندوه مرا برای همیشه دردآور نموده است. به آن حضرت عرض کردیم: ای فرزند بهترین انسانها! چرا این قدر گریان و اندوهناک هستید؟ حضرت فرمود: امروز در کیفیت تولد و غیبت طولانی قائم (عج) و گرفتاری مؤمنان و تردیدهایی که به واسطه طولانی شدن غیبت در آنان پیدا می شود و اکثر آنها از دینشان بر می گردند، تأمل کردم.

رقت، قلبم را فراگرفت و غم و اندوه بر من چیره گشت. از حضرت تقاضا کردیم بیشتر توضیح دهد. فرمود: خداوند متعال در قائم ما، سه سنت از سه پیامبر قرار داده است؛ تولدی شبیه موسی (ع)، غیبتی چون عیسی (ع)، عمری مانند نوح (ع) و دلیل بر طولانی شدن عمر حضرت مهدی، عمر حضرت خضر (ع) است.
اما سنت موسی (ع) - فرعون دریافته بود که زوال حکومت او به دست موسی (ع) خواهد بود. دستور داد کاهنان جمع شوند و او را از نسب موسی (ع) با خبر نمایند. کاهنان خبر دادند موسی از بنی اسرائیل است.لذا فرعون دستور داد تا شکم زنان حامله را دریدند و بیش از هزار مولود از بنی اسرائیل را کشتند، ولی به موسی (ع) که در حفظ و حمایت خداوند متعال به سر می برد، دست نیافتند . سپس امام صادق (ع) فرمود:همچنین بنی امیه و بنی عباس چون باخبر شدند که زوال و پایان سلطنت آنها به دست قائم اهل بیت (ع) خواهد بود، به عداوت و دشمنی با اهل بیت برخاسته و قتل و کشتار اهل بیت را شروع کردند تا بتوانند به کشتن مهدی (عج) دست یابند لیکن خداوند مانع شد که ستمگران از آن حضرت با خبر شوند.اما سنت حضرت عیسی (ع) - یهود و نصارا گفتند که عیسی کشته شد. لیکن خداوند آنان را تکذیب نمود و فرمود: «و ماقتلوه و ماصلبوه و لکن شبه لهم» ( سوره نساء ،آیه ۱۵۷ )(نه او را کشتند و نه به دار آویختند لیکن امر بر آنها مشتبه گردید.) همین طور است غیبت قائم، زیرا امت به واسطه طولانی شدنش، آن را انکار می کنند.
اما راجع به شباهت طولانی شدن عمر امام زمان با حضرت نوح (ع)، امام صادق (ع) فرمود: وقتی نوح (ع) برای قوم خود درخواست عذاب نمود، خداوند برای وی پیغام فرستاد که من بندگانم را هلاک نمی کنم مگر بعد از اتمام حجت بر آنان و تو صبر و تحمل پیشه کن و آنان را به سوی من دعوت کن که ثواب و پاداش تو را عطا خواهم کرد. این آزمایش الهی به قدری طولانی شد که عده بسیاری از دین خدا برگشتند، تا جایی که فقط هفتاد و دو نفر از امت بر دین نوح (ع) باقی ماندند. آن گاه امام صادق (ع) فرمود: برنامه غیبت قائم (عج) نیز چنین است. زیرا به قدری طولانی می شود که برای بسیاری از شیعیانی که دارای نفاق هستند تردید حاصل می شود و مؤمنان خالص از دیگران جدا می گردند.
اما طولانی شدن عمر بنده صالح خدا، خضر (ع) نه به نبوت و امامت اوست، بلکه چون خداوند عمری طولانی برای حضرت مهدی مقدر نمود می دانست که طولانی شدن غیبت او، موجب انکار می شود، عمر خضر را طولانی گردانید تا بدین وسیله بر طولانی شدن عمر حضرت مهدی (عج) استدلال شود و حجت خدا بر منکران تمام گردد.( کمال الدین، ص ۳۵۲ )

6 عدم آمادگی مردم‏:
تشکیل حکومت جهانی و ایجاد جامعه آرمانی، نیاز به آمادگی عموم مردم دارد و این آمادگی نیاز به رشد فکری و اصلاحات اجتماعی و سیاسی دارد که با مرور زمان به وجود می‏آید، زیرا انسان‏ها باید ظلم و ستم‏های‏حکومت ظالمان را تجربه کنند و بدانند که حکومت‏های موجود، حکومت‏های آرمانی نبوده و جامعه‏ای که آنها در آن زندگی می‏کنند، جامعه مطلوب نیست. می‏بایست مردم از تمام حکومت‏ها خسته شده و قطع امید کنند و فقط منتظر امام باشند. از سوی دیگر حکومت جهانی امام زمان(ع) براساس خدا محوری، عدالت گرایی و قانون گرایی شکل می‏گیرد که پذیرش آن نیاز به زمینه سازی دارد؛ زیرا پذیرش چنین حکومتی را مخالفان و جموداندیشان برنمی‏تابند. بر این اساس یکی از علل مهم غیبت امام زمان(ع) عدم آمادگی مردم است. عدم آمادگی از جهات مختلف می‏تواند باشد: برخی وظایف و تکالیف الهی خویش را انجام نمی‏دهند؛ بعضی از امام اطاعت نکرده و جایگاه امام زمان خویش را نمی‏شناسند؛ برخی به مخالفت امام زمان(ع) برمی‏خیزند؛ عده‏ای نیز از رشد فکری برخوردار نیستند و گروهی هنوز به دیگر حکومت‏ها دل بسته‏اند و...
امام علی(ع) در منبر کوفه فرمود: زمین، از حجت الهی خالی نمی‏ماند، ولی خداوند به دلیل ستم پیشه بودن خلق و ستم زیاده آنان، آنها را از وجود حجت بی‏بهره می‏سازد
7 :نداشتن يار و ياور
يكي از علت هاي غيبت امام زمان عليه السلام، نبود انصار و اصحاب جهت ياري رساندن به آن حضرت است. از روايات مختلف اين نكته برداشت مي شود كه نصاب ياران حضرت مهدي عليه السلام 313 نفر مي باشد كه با تولد و رشد آنها، يكي از موانع ظهور مرتفع مي گردد. انصار و ياران حضرت را مي توان به دو گروه تقسيم كرد:
الف- ياران خاص: كه 313 نفر مي باشند و صفات و شاخصه هايي كه در روايات ذكر شده، مربوط به آنها مي باشد و در زمان ظهور و حكومت جهاني حضرت، تصدي مناسب مهم حكومتي را به عهده دارند.
از حضرت علي عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "ياران خاص قائم جوانند، بين آنان پيري نيست مگر به ميزان سرمه در چشم و يا مانند نمك در غذا كه كمترين ماده غذا نمك است. "
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "مرداني اند كه گويي قلب هايشان مانند پاره هاي آهن است. هيچ چيز نتواند دل هاي آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شك و ترديد سازد. سخت تر از سنگ هستند و ...
ب- ياران عام: نصاب معيني ندارند. در روايات تعداد آنها مختلف و در بعضي از آنها تا 10 هزار نفر در مرحله اول ذكر شده است كه در مكه با حضرت پيمان مي بندند.
امام زمان عليه السلام با اين تعداد از ياران خاص و عام، قيام جهاني خود را شروع مي كند.
8 تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور
امام صادق عليه السلام فرمود: "يقوم القائم و ليس لاحد في عنقه عهد ولا عقد ولا بيعه" قائم ما در حالي ظهور مي كند كه در گردن او براي احدي عهد و پيمان و بيعتي نيست.
برنامه مهدي موعود، با ساير ائمه اطهار عليهم السلام تفاوت دارد. ائمه عليهم السلام مامور بودند كه در ترويج و انذار و امر به معروف و نهي از منكر تا سر حد امكان كوشش نمايند، ولي سيره و رفتار حضرت مهدي عليه السلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم، سكوت نكرده با جنگ و جهاد، جور و ستم و بي ديني را ريشه كن مي نمايد. اصلاً اينگونه رفتار از علائم و خصائص مهدي موعود شمرده مي شود.
به بعضي از امامان كه گفته مي شد: چرا در مقابل ستمكاران قيام نمي كني؟
جواب مي دادند: اين كار به عهده مهدي ماست.
به بعضي از امامان اظهار مي شد: آيا تو مهدي هستي؟ جواب مي داد: مهدي با شمشير جنگ مي كند و در مقابل ستم ايستادگي مي نمايد ولي من چنين نيستم.
به بعضي عرض مي شد: آيا تو قائم هستي؟ پاسخ مي داد: من قائم به حق هستم، ليكن قائم معهودي كه زمين را از دشمنان خدا پاك مي كند، نيستم.
از اوضاع آشفته جهان و ديكتاتوري ظالمين و محروميت مومنين شكايت مي شد، مي فرمودند: قيام مهدي مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنين و شيعيان هم به اين نويدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محروميتي را بر خود هموار مي كردند.
اكنون با اين همه انتظاراتي كه مومنين بلكه بشريت از مهدي موعود دارند، آيا امكان داشت كه آن جناب با ستمكاران عصر بيعت و پيمان خويش وفادار بماند و در نتيجه هيچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نكند، زيرا اسلام عهد و پيمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.
از اين رو در احاديث تصريح شده كه يكي از اسرار غيبت و مخفي شدن ولادت حضرت صاحب الامر عليه السلام اين است كه ناچار نشود با ستمكاران بيعت كند تا هر وقت خواست، قيام كند و بيعت كسي در گردنش نباشد.
امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود: "ان الله عزوجل يخفي ولادته و يغيب شخصه لئلا يكون لاحد في عنقه بيعة اذا خرج" خداوند عزوجل ولادت او را مخفي مي كند و شخص او را از ديده ها پنهان مي سازد تا هنگامي كه ظهور مي كند كسي را در گردن او بيعت نباشد.